حسین جلیلی بال /واقعیت این است که در شرایط تورمی، رفتار اقتصادی مردم الزاماً با الگوهای متعارف سرمایهگذاری مطابقت ندارد. خانواری که درآمد ماهانهاش با سرعت کمتری نسبت به هزینههای زندگی افزایش مییابد، کارمندی که نگران ارزش پسانداز چندساله خود است یا کسبوکاری که برای خرید مواد اولیه به ارز وابستگی دارد، ممکن است نگهداری ریال را تصمیمی پرریسک بداند. در چنین فضایی، تتر بهعنوان رمزارزی که معمولاً برای حفظ ارزش اسمی خود معادل یک دلار آمریکا طراحی شده، به یکی از گزینههای در دسترس برای انتقال بخشی از دارایی به ارزش دلاری تبدیل میشود. با این حال، این تصور که تتر همواره معادل یک دلار باقی میماند یا خرید آن در هر شرایطی از سرمایه محافظت میکند، سادهسازی خطرناکی است. قیمت تتر در بازار داخلی علاوه بر وضعیت پشتوانه و سازوکارهای ناشر آن، از نرخ ارز در ایران، میزان عرضه و تقاضا، محدودیتهای انتقال پول و ریسکهای مرتبط با دسترسی به صرافیها تأثیر میپذیرد.
میانبُر دلاری در اقتصاد بیثبات
برای درک گسترش این بازار باید از یک پرسش بنیادی آغاز کرد: چرا بخشی از مردم بهجای نگهداری پول در حساب بانکی یا سرمایهگذاری در فعالیتهای مولد، به خرید داراییهای دیجیتال روی میآورند؟ پاسخ را باید در ترکیب تورم، نااطمینانی، محدودیت دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی و کاهش افق برنامهریزی اقتصادی جستوجو کرد. هنگامی که شهروندان نمیتوانند درباره هزینههای چند ماه آینده زندگی خود اطمینان داشته باشند، تصمیمهای مالی آنان نیز کوتاهمدتتر میشود. در چنین شرایطی، حفظ قدرت خرید گاه بر افزایش تولید، توسعه کسبوکار یا حتی سرمایهگذاری بلندمدت اولویت پیدا میکند.تتر از این منظر یک ویژگی مهم دارد: امکان نگهداری و انتقال ارزش دلاری را در قالب دارایی دیجیتال فراهم میکند، بدون آنکه فرد الزاماً به نگهداری اسکناس فیزیکی یا افتتاح حساب بانکی خارجی دسترسی داشته باشد. این ویژگی برای کسانی که قصد دارند پسانداز خود را از نوسانات ریال دور کنند، جذاب است. همچنین برخی کسبوکارها و فعالان تجارت خارجی از رمزارزها برای تسویه بخشی از معاملات یا انتقال دارایی استفاده میکنند؛ هرچند استفاده از این ابزارها به قوانین کشورها، مقررات مبارزه با پولشویی، محدودیتهای بانکی و امکان نقدکردن دارایی بستگی دارد.اما اینجا باید میان دو رفتار تفاوت گذاشت: خرید تتر برای کاهش آسیبپذیری پسانداز در برابر افت ارزش پول و خریدوفروش مکرر رمزارزها با هدف کسب سود از نوسانات قیمت. اولی ممکن است واکنشی دفاعی به بیثباتی اقتصادی باشد؛ دومی نوعی فعالیت معاملاتی است که میتواند با ریسک قابلتوجهی همراه شود. البته حتی خرید با هدف حفظ ارزش نیز تضمینکننده امنیت سرمایه نیست. هزینه تبدیل ریال به تتر و بازگشت آن، اختلاف قیمت خریدوفروش، محدودیت برداشت، ریسک پلتفرم و تغییرات ناگهانی بازار میتوانند بخشی از دارایی فرد را از بین ببرند.
وقتی پسانداز خانوار وارد میدان سفتهبازی میشود
اقتصاد رمزارزها تنها داستان محافظت از دارایی نیست. هر جا ترس از کاهش ارزش پول با امید به سودهای سریع ترکیب شود، زمینه برای گسترش رفتارهای هیجانی نیز فراهم میشود. بخشی از کاربران ممکن است با مشاهده رشد قیمت یک رمزارز، بدون شناخت کافی از سازوکار بازار وارد معامله شوند و با افت قیمت، زیان سنگینی را تجربه کنند. در بازار داراییهای دیجیتال، نوسانات شدید، فعالیت شبانهروزی و انتشار گسترده اطلاعات تأییدنشده میتواند تصمیمگیری را دشوارتر کند. استفاده از اهرم معاملاتی یا قرضگرفتن برای خرید رمزارز نیز احتمال زیانهای بزرگ را افزایش میدهد.در این میان، اقشار متوسط جامعه آسیبپذیری ویژهای دارند. این گروه معمولاً نه به اندازه سرمایهگذاران بزرگ امکانتنوعبخشی به داراییهای خود را دارد و نه از ابزارهای حرفهای مدیریت ریسک برخوردار است. بخش مهمی از سرمایه آن ممکن است برای رهن مسکن، هزینه تحصیل فرزندان، درمان یا مخارج ضروری زندگی کنار گذاشته شده باشد. ورود چنین منابعی به بازارهای پرنوسان، به امید جبران عقبماندگی درآمد از تورم، میتواند امنیت مالی خانوار را تهدید کند. زیان برای سرمایهگذاری که بخش کوچکی از دارایی خود را وارد بازار کرده، با زیان خانوادهای که تمام پسانداز چند ساله خود را به یک دارایی دیجیتال تبدیل کرده است، تفاوت اساسی دارد.مسئله دیگر، فاصله میان تصور عمومی و ماهیت واقعی تتر است. وابستگی ارزش این رمزارز به دلار به معنای برخورداری از تمام مزایای نگهداری دلار در یک حساب بانکی معتبر نیست. تتر دارایی دیجیتالی است که نگهداری و انتقال آن به زیرساخت فنی، کیف پول، شبکه انتقال و در بسیاری موارد خدمات واسطهای وابسته است. انتقال اشتباه به شبکه نامناسب، ازدسترفتن کلید خصوصی، مسدودشدن دارایی در برخی شرایط یا اختلال در خدمات یک پلتفرم ممکن است دسترسی کاربر به سرمایه را مختل کند. افزون بر این، برخی شبکههای انتقال کارمزدهای متفاوتی دارند و هزینه نهایی معامله میتواند با آنچه کاربر در ابتدا تصور کرده، فاصله داشته باشد.از سوی دیگر، رشد تقاضا برای تتر ممکن است به تقویت انتظارات افزایشی درباره نرخ ارز داخلی کمک کند؛ بهویژه زمانی که خریدها نه صرفاً برای انجام پرداختهای واقعی، بلکه با انتظار افزایش قیمت دلار صورت میگیرد. با این حال، نسبتدادن تمام نوسانات بازار ارز به معاملات رمزارزی نیز تحلیلی ناقص است. متغیرهایی مانند وضعیت درآمدهای ارزی، سیاستهای پولی و مالی، انتظارات تورمی، تحریمها، محدودیتهای تجاری و چشمانداز سیاسی، نقش مهمی در شکلگیری قیمتها دارند. برای ارزیابی اثر واقعی تتر بر بازار ارز، باید دادههای معتبر درباره حجم معاملات، جریان ورود و خروج سرمایه و ارتباط قیمت این دارایی با بازارهای موازی در دسترس باشد؛ اطلاعاتی که بدون شفافیت کافی نمیتوان درباره ابعاد آنها قضاوت قطعی کرد.
سیاستگذار در برابر واقعیت اقتصاد دیجیتال
گسترش بازار تتر یک پرسش جدی برای سیاستگذار ایجاد میکند: آیا میتوان با محدودکردن دسترسی مردم به ابزارهای دیجیتال، انگیزه آنان برای حفظ ارزش دارایی را از بین برد؟ تجربه عمومی اقتصاد نشان میدهد که وقتی تقاضا برای پوشش ریسک از دل نااطمینانی و تورم شکل میگیرد، محدودیت بهتنهایی لزوماً این تقاضا را حذف نمیکند؛ بلکه ممکن است بخشی از فعالیتها را به مسیرهای غیرشفافتر سوق دهد. البته این به معنای بینیازی از نظارت نیست. حمایت از مصرفکنندگان، مقابله با کلاهبرداری، اجرای مقررات مرتبط با پولشویی و جلوگیری از سوءاستفاده از داراییهای دیجیتال، ضرورتهایی جدی هستند. چالش اصلی، طراحی نظارتی است که هم از حقوق کاربران محافظت کند و هم فعالیتهای مشروع اقتصادی را به حاشیه نراند.سیاستگذار برای شناخت این بازار به دادههای قابل اتکا نیاز دارد. نبود اطلاعات شفاف درباره حجم معاملات داخلی، تعداد کاربران فعال، سهم سرمایهگذاریهای بلندمدت از معاملات و میزان استفاده تجاری از رمزارزها، امکان تصمیمگیری دقیق را کاهش میدهد. بدون چنین اطلاعاتی، ممکن است تمام کاربران بهعنوان سفتهباز دیده شوند یا برعکس، همه معاملات با عنوان حفظ ارزش دارایی توجیه شوند. هیچیک از این دو رویکرد واقعیت پیچیده بازار را توضیح نمیدهد.در کنار نظارت، مهمترین اقدام برای کاهش انگیزه خروج از پول ملی، بازسازی ثبات اقتصادی است. مهار پایدار تورم، انضباط مالی، پیشبینیپذیرکردن مقررات، کاهش نااطمینانی و فراهمکردن امکان سرمایهگذاری مولد، میتواند هزینه نگهداری داراییهای ریالی را برای مردم قابلتحملتر کند. اگر خانوار بتواند با اطمینان بیشتری برای آینده برنامهریزی کند و بازده فعالیتهای اقتصادی از مسیرهای غیرمولد عقب نماند، انگیزه تبدیل شتابزده پسانداز به داراییهای دلاری نیز ممکن است کاهش یابد. این هدف با دستور اداری یا محدودیت معاملاتی به دست نمیآید؛ بلکه به مجموعهای از اصلاحات اقتصادی و افزایش اعتماد عمومی نیاز دارد. اقتصاد پنهان رمزارزها آینهای از دو واقعیت همزمان است: از یک سو، بازاری پرریسک که میتواند زمینهساز زیان، کلاهبرداری و سفتهبازی شود؛ از سوی دیگر، واکنشی به نیاز واقعی مردم برای محافظت از قدرت خرید در شرایط بیثباتی. تتر نه سپر دفاعی بینقص است و نه بهخودیخود نشانه فرار سرمایهای که تمام ابعاد آن را بتوان با یک برچسب توضیح داد. برای برخی، ابزار مدیریت ریسک است؛ برای برخی دیگر، میدان معاملهگری و برای گروهی نیز ممکن است به دام زیان تبدیل شود.پرسش اصلی این نیست که چرا مردم به دنبال راهی برای حفظ ارزش دارایی خود میگردند؛ پرسش مهمتر این است که چرا بخشی از جامعه نگهداری پول ملی را با چنین نگرانیهایی تجربه میکند. تا زمانی که پاسخ این پرسش در سیاستهای اقتصادی دیده نشود، تغییر شکل داراییها از اسکناس و سپرده بانکی به تتر و دیگر ابزارهای دیجیتال میتواند ادامه یابد. در چنین شرایطی، هرچند تنظیمگری هوشمند بازار رمزارزها ضروری است، بازگرداندن اعتماد به پول ملی و ایجاد ثبات اقتصادی همچنان مهمترین آزمون سیاستگذار خواهد بود.















نظرات کاربران