اقتصاد پویا / سرویس اقتصاد سیاسی- اظهارات تند و هشدارآمیز منتسب به بابک زنجانی درباره تداوم محدودیتها در مرز ریمدان و وضعیت ناوگان حملونقل ایران در مرز پاکستان، بار دیگر موضوع پیوند میان تجارت مرزی، صادرات انرژی و مناسبات اقتصادی همسایگان را به کانون توجه آورده است؛ موضوعی که اگر از سطح تهدیدهای رسانهای فراتر برود و به تصمیمهای اجرایی منجر شود، میتواند پیامدهایی برای فعالان حملونقل، صادرکنندگان، واردکنندگان و روابط تجاری دو کشور به همراه داشته باشد. زنجانی در مواضعی که از او منتشر شده، با اشاره به شرایط دشوار رانندگان تریلیهای شرکت داتوان و هزاران ناوگان تحت مدیریت این مجموعه، مدعی شده است که این نیروها نزدیک به ۶۰ روز در مرز ریمدان با مشکلات و محدودیتهای جدی مواجه بودهاند.
کریمی/ او در واکنش به این وضعیت، از احتمال تغییر مسیر فعالیتهای شرکت در این گذرگاه مرزی سخن گفته و حتی توقف صادرات گاز به پاکستان و عرضه گاز ایران از مسیرهای دیگر با قیمت بالاتر را مطرح کرده است. این اظهارات، صرفنظر از آنکه چه میزان از آنها به تصمیمهای عملیاتی تبدیل شود، حامل یک پیام اقتصادی روشن است: تداوم محدودیتهای مرزی میتواند هزینههایی فراتر از معطلی چند کامیون و توقف بخشی از مبادلات روزانه ایجاد کند و به عاملی برای بازنگری در مسیرهای تجاری و هزینههای تأمین کالا و انرژی تبدیل شود. با این حال، میان اعلام موضع یک فعال اقتصادی و تصمیم رسمی درباره صادرات گاز کشور تفاوت اساسی وجود دارد و تحقق چنین تهدیدی به وضعیت قراردادها، مجوزهای قانونی، ظرفیت خطوط انتقال، تعهدات صادراتی و تصمیم نهادهای مسئول وابسته است.ریمدان؛ وقتی توقف کامیونها به مسئلهای فراتر از مرز تبدیل میشودمرزهای زمینی برای اقتصادهای منطقه تنها محل عبور کامیونها و جابهجایی کالا نیستند؛ این گذرگاهها بخشی از زنجیره تأمین، تجارت خارجی و ارتباط میان تولیدکنندگان و بازارهای مصرف به شمار میروند. هرگونه اختلال طولانیمدت در این مسیرها میتواند هزینه حملونقل را افزایش دهد، زمان تحویل کالا را طولانی کند، سرمایه در گردش شرکتها را درگیر نگه دارد و برنامهریزی صادرکنندگان را با مشکل مواجه سازد. در چنین شرایطی، ادعای معطلی نزدیک به دوماهه رانندگان و ناوگان تحت مدیریت داتوان در مرز ریمدان، موضوعی است که پیش از هرگونه تصمیم تقابلی، نیازمند بررسی دقیق و روشن شدن علت محدودیتها، مسئولیت دستگاههای ذیربط و وضعیت مجوزهای تردد است. اگر بخش قابل توجهی از ناوگان تجاری برای هفتهها در انتظار تعیین تکلیف باقی بماند، هزینههای مستقیم و غیرمستقیم آن میتواند به شرکتهای حملونقل، رانندگان و صاحبان کالا تحمیل شود. هزینه خواب خودرو، دستمزد راننده، نگهداری وسیله نقلیه، تأخیر در تحویل محموله و احتمال از دست رفتن قراردادهای تجاری، تنها بخشی از پیامدهای چنین وضعیتی است. از سوی دیگر، تغییر مسیرهای ترانزیتی نیز راهکاری بدون هزینه نیست؛ زیرا هر مسیر جایگزین به زیرساخت مناسب، هماهنگی گمرکی، مجوزهای عبور، ظرفیت عملیاتی و محاسبه اقتصادی نیاز دارد. به همین دلیل، هر تصمیم درباره تغییر مسیر فعالیت ناوگان باید بر مبنای مقایسه هزینه و فایده و ارزیابی امکان اجرای آن اتخاذ شود. در عین حال، اگر محدودیتهای مرزی به شکلی ادامه یابد که فعالیت اقتصادی شرکتهای ایرانی را با زیان جدی مواجه کند، مطالبه شفافسازی و پیگیری حقوق تجاری رانندگان و صادرکنندگان، ضرورتی انکارناپذیر خواهد بود. مسئله اصلی این است که اختلافهای اجرایی و مرزی نباید بدون راهکار روشن باقی بمانند و هزینه آنها بهطور نامحدود بر دوش فعالان اقتصادی بیفتد.تهدید صادرات گاز؛ اهرمی که اجرای آن به محاسبات پیچیده وابسته استبخش جنجالی اظهارات زنجانی، طرح احتمال توقف صادرات گاز به پاکستان و انتقال فروش گاز ایران به مسیرهای دیگر با قیمت بالاتر است؛ موضعی که در صورت تبدیل شدن به سیاست اجرایی، ابعاد آن از یک اختلاف مرزی فراتر خواهد رفت. انرژی در روابط اقتصادی کشورها جایگاهی راهبردی دارد و قراردادهای صادرات گاز معمولاً به مجموعهای از تعهدات فنی، مالی، حقوقی و زیرساختی وابستهاند. از این رو، توقف یا تغییر مسیر صادرات را نمیتوان صرفاً با یک اعلام رسانهای محقق کرد. باید روشن شود که موضوع مورد اشاره دقیقاً به کدام قرارداد، چه حجم صادراتی، کدام مسیر انتقال و چه سازوکار قیمتگذاری مربوط است. همچنین ادعای امکان فروش گاز ایران با قیمت بالاتر در مسیرهای دیگر، نیازمند بررسی فنی و اقتصادی است؛ زیرا گاز برخلاف بسیاری از کالاهای قابل حمل، برای انتقال به شبکه خط لوله، تأسیسات فرآورش، ظرفیت قراردادی یا زیرساختهای ویژه نیاز دارد. تغییر مقصد فروش نیز الزاماً به معنای دستیابی بهمشتری جدید، دریافت درآمد بیشتر یا امکان انتقال فوری محمولهها نیست. ظرفیت خطوط، هزینه انتقال، شرایط بازار مقصد، تعهدات قبلی و محدودیتهای احتمالی همگی در تعیین سودآوری چنین تصمیمی نقش دارند. زنجانی در مواضع منتشرشده خود هشدار داده است که پاکستان در صورت مواجهه با کمبود برق و گاز ممکن است با فشار اقتصادی روبهرو شود و حتی از احتمال تغییر قیمتگذاری گاز از روز دوشنبه سخن گفته است. با این حال، تا زمانی که تصمیم رسمی، مستندات قراردادی و جزئیات اجرایی منتشر نشده باشد، نمیتوان این اظهارات را به معنای قطعی شدن توقف صادرات یا افزایش قیمت گاز تلقی کرد. در اقتصاد انرژی، تهدید به تغییر شرایط فروش زمانی میتواند به اهرم مؤثر تبدیل شود که امکان اجرای آن از نظر حقوقی و فنی وجود داشته باشد و هزینههای احتمالی آن برای فروشنده نیز محاسبه شده باشد. ایران برای حفظ منافع خود باید میان استفاده از ظرفیتهای اقتصادی در مذاکرات و تصمیمهایی که ممکن است درآمدهای صادراتی یا اعتبار قراردادی کشور را تحت تأثیر قرار دهند، تمایز قائل شود.از پاکستان تا عراق؛ ضرورت مدیریت اختلافهای تجاری با محاسبه اقتصادیدر بخش دیگری از اظهارات منتشرشده، به بسته شدن مرز چذابه در ارتباط با عراق اشاره شده و از احتمال ورود به مرحله تازهای از تعامل اقتصادی با این کشور سخن به میان آمده است. کنار هم قرار گرفتن موضوع ریمدان و چذابه، اهمیت مدیریت یکپارچه مسائل مرزی و تجاری را برجسته میکند؛ بهویژه آنکه هر گذرگاه، شرایط عملیاتی، طرفهای تجاری و دلایل احتمالی محدودیتهای خاص خود را دارد. بنابراین، نمیتوان بدون اطلاع از جزئیات، علت بسته شدن هر مرز را یکسان دانست یا برای همه آنها نسخهای واحد پیچید. هرگونه اقدام متقابل باید متناسب با ماهیت اختلاف، مقررات جاری و منافع اقتصادی کشور طراحی شود. عراق و پاکستان برای ایران تنها همسایگان جغرافیایی نیستند، بلکه بازارهایی برای کالاها و خدمات ایرانی و مسیرهایی برای گسترش مبادلات منطقهای محسوب میشوند. محدود شدن تجارت با این کشورها ممکن است بر صادرکنندگان، شرکتهای حملونقل، تولیدکنندگان و اشتغال در مناطق مرزی اثر بگذارد. از همین رو، واکنش اقتصادی مؤثر لزوماً به معنای توقف تجارت یا افزایش هزینه طرف مقابل نیست؛ گاهی پیگیری دیپلماتیک، مذاکره گمرکی، ایجاد سازوکار مشترک برای حل اختلاف، تعیین ضربالاجل برای رفع موانع و تدوین مقررات شفاف میتواند نتیجهای پایدارتر و کمهزینهتر ایجاد کند. در مقابل، اگر اختلافها بدون گفتوگو ادامه پیدا کنند، ممکن است شرکتهای فعال در تجارت منطقهای بهتدریج مسیرهای دیگری را انتخاب کنند و بخشی از فرصتهای بازار از دست برود. نکته مهم آن است که هر اقدام متقابل باید بر اساس ارزیابی منافع ملی و نه صرفاً واکنشهای هیجانی صورت گیرد. ایران برای تقویت موقعیت اقتصادی خود به مرزهای فعال، مسیرهای ترانزیتی قابل اتکا، قراردادهای معتبر و امکان پیشبینی شرایط تجارت نیاز دارد. قدرت اقتصادی زمانی به اهرم واقعی تبدیل میشود که پشتوانه اجرایی داشته باشد و بتواند در عین دفاع از حقوق فعالان اقتصادی، هزینههای جانبی تصمیمها را نیز کنترل کند.پیام اصلی این ماجرا را باید در یک پرسش جستوجو کرد: آیا اختلافهای مرزی قرار است با سازوکارهای روشن و مذاکره اقتصادی حلوفصل شوند یا به زنجیرهای از تهدیدها و اقدامات متقابل تبدیل خواهند شد؟ اظهارات زنجانی درباره ناوگان داتوان، صادرات گاز به پاکستان و وضعیت مرز چذابه، ضرورت پاسخگویی به این پرسش را برجسته کرده است. اگر معطلی رانندگان و محدودیت تردد ناوگان صحت داشته باشد، رسیدگی فوری به وضعیت آنها و روشن شدن مسئولیت دستگاههای مربوط باید در اولویت قرار گیرد. همزمان، هر تصمیم درباره صادرات گاز باید با بررسی قراردادها، ظرفیت زیرساختها و پیامدهای مالی آن همراه باشد. منافع اقتصادی ایران نه صرفاً با اعلام مواضع تند، بلکه با تصمیمهای دقیق، قابل اجرا و مبتنی بر اطلاعات معتبر تأمین میشود. دفاع از رانندگان و صادرکنندگان، حفظ درآمدهای صادراتی و تقویت جایگاه ایران در بازارهای منطقهای اهدافی هستند که باید در کنار یکدیگر دنبال شوند؛ زیرا در نهایت، موفقیت در تجارت خارجی زمانی معنا پیدا میکند که قدرت چانهزنی به فرصت پایدار اقتصادی، درآمد قابل اتکا و کاهش هزینههای فعالان داخلی تبدیل شود.
https://eghtesadepooya.ir/?p=105982















نظرات کاربران