خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی

پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی

لیست قیمت خرید مسکن در رشت/ با کمتر از ۳ میلیارد تومان در کجای رشت خانه بخریم؟ + جدول آبان ۱۴۰۵

لیست قیمت خرید مسکن در رشت/ با کمتر از ۳ میلیارد تومان در کجای رشت خانه بخریم؟ + جدول آبان ۱۴۰۵

اختلال در پروازهای فرودگاه دمام

اختلال در پروازهای فرودگاه دمام

هزینه ساخت بالا، پروژه‌های نیمه‌کاره تهران را روی دست سازندگان گذاشت

هزینه ساخت بالا، پروژه‌های نیمه‌کاره تهران را روی دست سازندگان گذاشت

تحویل ۱۳۵ هزار قطعه زمین به خانواده‌های پرفرزند تاکنون

تحویل ۱۳۵ هزار قطعه زمین به خانواده‌های پرفرزند تاکنون

صیغه حلال ازدواج موقت همسریابی شرعی09170065486

صیغه حلال ازدواج موقت همسریابی شرعی09170065486

ساختمان‌های نیمه‌کاره به دلیل افزایش هزینه ساخت روی دست سازندگان ماند

ساختمان‌های نیمه‌کاره به دلیل افزایش هزینه ساخت روی دست سازندگان ماند

اختلال چندباره پروازهای فرودگاه دمام عربستان

اختلال چندباره پروازهای فرودگاه دمام عربستان

کاهش ارزش دارایی‌های بلک‌استون، نگرانی درباره املاک جهانی را بالا برد

کاهش ارزش دارایی‌های بلک‌استون، نگرانی درباره املاک جهانی را بالا برد

مطالعات موردی واقعی

مطالعات موردی واقعی

خطر خاموشی هنرهای بومی

بازدید ۵منبع: اقتصاد پویا
خطر خاموشی هنرهای بومی

اقتصاد پویا / سرویس اجتماعی - بازار صنایع‌دستی ایران در سال‌های اخیر با چالشی روبه‌رو شده که آرام و بی‌صدا، اما مستمر، توان تولیدکنندگان و هنرمندان این حوزه را تحلیل می‌برد؛ محصولاتی که حاصل ساعت‌ها کار، مهارت نسل‌ها و بخشی از هویت فرهنگی کشور هستند، در بسیاری از موارد مشتری کافی ندارند و در ویترین فروشگاه‌ها، کارگاه‌های کوچک و انبار تولیدکنندگان باقی می‌مانند.

اقتصاد پویا / سرویس اجتماعی - بازار صنایع‌دستی ایران در سال‌های اخیر با چالشی روبه‌رو شده که آرام و بی‌صدا، اما مستمر، توان تولیدکنندگان و هنرمندان این حوزه را تحلیل می‌برد؛ محصولاتی که حاصل ساعت‌ها کار، مهارت نسل‌ها و بخشی از هویت فرهنگی کشور هستند، در بسیاری از موارد مشتری کافی ندارند و در ویترین فروشگاه‌ها، کارگاه‌های کوچک و انبار تولیدکنندگان باقی می‌مانند.

دانیال امینی / مسئله فقط فروش‌نرفتن چند محصول تزئینی یا کاهش درآمد گروهی از هنرمندان نیست؛ آنچه در معرض تهدید قرار گرفته، زنجیره‌ای از مهارت‌های بومی، مشاغل خانوادگی، فرصت‌های اشتغال محلی و میراثی فرهنگی است که انتقال آن به نسل بعد، بدون وجود بازار اقتصادی پایدار دشوار خواهد شد. صنایع‌دستی در ایران همواره از ظرفیت‌های مهم گردشگری، صادرات غیرنفتی و اشتغال‌زایی به شمار رفته است، اما برخورداری از تنوع محصول، پیشینه تاریخی و نیروی انسانی ماهر، به‌تنهایی تضمین‌کننده رونق بازار نیست. تولیدکننده زمانی می‌تواند به فعالیت خود ادامه دهد که محصولش به فروش برسد، هزینه مواد اولیه و دستمزد تأمین شود و درآمد حاصل از کار، انگیزه‌ای برای ادامه تولید ایجاد کند. هنگامی که این چرخه مختل می‌شود، نخستین پیامد آن کاهش سود و دشوارشدن تأمین هزینه‌های کارگاه است؛ اما در مرحله بعد، تولیدکننده ناچار می‌شود حجم تولید را پایین بیاورد، از نیروی کمکی صرف‌نظر کند یا به مشاغل دیگری روی بیاورد. در چنین شرایطی، مهارت‌هایی که طی سال‌ها تجربه شکل گرفته‌اند، ممکن است به‌تدریج از چرخه فعالیت اقتصادی خارج شوند. نبود مشتری در بازار صنایع‌دستی را نمی‌توان تنها به کاهش قدرت خرید مردم نسبت داد، هرچند فشارهای معیشتی و افزایش هزینه‌های زندگی نقش مهمی در محدودشدن تقاضا دارند. مسئله به مجموعه‌ای از عوامل مرتبط با شیوه عرضه، قیمت‌گذاری، بازاریابی، دسترسی به بازارهای جدید، تغییر سلیقه مصرف‌کنندگان و ضعف پیوند میان تولیدکننده و خریدار بازمی‌گردد. در واقع، صنایع‌دستی ایران در نقطه‌ای قرار گرفته که برای ادامه حیات، بیش از هر زمان دیگری به بازنگری در مدل کسب‌وکار و سیاست‌های حمایتی نیاز دارد؛ زیرا حمایت از این بخش، اگر به برگزاری نمایشگاه‌های مقطعی و تقدیر از هنرمندان محدود شود، نمی‌تواند جای خالی مشتری و درآمد پایدار را پر کند. رکود تقاضا؛ وقتی صنایع‌دستی از سبد خرید خانوار حذف می‌شود یکی از مهم‌ترین دلایل دشواری فروش صنایع‌دستی، تغییر اولویت‌های مصرفی خانوارها در شرایط فشار اقتصادی است. هنگامی که بخش قابل‌توجهی از درآمد خانواده صرف هزینه‌های ضروری مانند مسکن، خوراک، درمان، آموزش و حمل‌ونقل می‌شود، خرید محصولاتی که از نگاه مصرف‌کننده در گروه کالاهای تزئینی یا غیرضروری قرار می‌گیرند، به تعویق می‌افتد. حتی افرادی که به هنرهای سنتی علاقه دارند، ممکن است خرید خود را به مناسبت‌های خاص محدود کنند یا به دنبال محصولات ارزان‌تر بروند. این تغییر رفتار، به‌ویژه برای کارگاه‌هایی که بخش عمده فروش آنها به مشتریان داخلی وابسته است، می‌تواند مشکلات جدی ایجاد کند. با این حال، تقلیل بحران بازار صنایع‌دستی به کاهش قدرت خرید، تمام ابعاد مسئله را توضیح نمی‌دهد. در بسیاری از موارد، محصولی که با دقت و مهارت ساخته شده، نتوانسته جایگاه مشخصی در زندگی روزمره مصرف‌کننده پیدا کند. بخشی از کالاهای صنایع‌دستی همچنان با این تصور عرضه می‌شوند که تنها برای تزئین خانه، هدیه‌دادن یا استفاده در مناسبت‌های خاص مناسب‌اند؛ در حالی که امکان طراحی محصولاتی کاربردی، متناسب با نیازهای امروز و با قیمت‌های متنوع وجود دارد. اگر تولیدکننده نتواند میان اصالت هنری، کاربردپذیری و توان خرید مشتری تعادل برقرار کند، حتی محصول باکیفیت نیز ممکن است در بازار با استقبال محدودی مواجه شود. از سوی دیگر، قیمت نهایی صنایع‌دستی به عواملی مانند زمان تولید، هزینه مواد اولیه، دستمزد، اجاره محل کار و هزینه‌های بسته‌بندی و عرضه وابسته است. تولید دستی معمولاً با تولید انبوه صنعتی قابل مقایسه نیست و قیمت‌گذاری آن باید ارزش مهارت و زمان صرف‌شده را نیز منعکس کند. با این حال، مصرف‌کننده‌ای که با محدودیت مالی مواجه است، ممکن است تفاوت میان کالای دست‌ساز و محصول صنعتی مشابه را به‌درستی درک نکند یا حاضر نباشد هزینه بیشتری برای آن بپردازد. در چنین بازاری، وظیفه بازاریابی تنها معرفی زیبایی محصول نیست؛ باید ارزش افزوده آن، کیفیت ساخت، داستان هنرمند، دوام کالا و تفاوتش با محصولات کارخانه‌ای نیز به‌روشنی توضیح داده شود. تنوع قیمت و طراحی نیز اهمیت دارد. اگر تمام محصولات یک کارگاه در محدوده قیمتی بالا عرضه شوند، بخش بزرگی از مشتریان بالقوه از بازار خارج می‌شوند؛ در مقابل، تولید محصولات ارزان و بی‌کیفیت برای جلب مشتری می‌تواند اعتبار هنرمند و اصالت اثر را تضعیف کند. راهکار، طراحی مجموعه‌ای متنوع از محصولات در سطوح قیمتی مختلف است تا هم مشتریان با توان مالی محدودتر امکان خرید داشته باشند و هم آثار تخصصی و پرهزینه جایگاه خود را حفظ کنند. صنایع‌دستی برای عبور از رکود، باید از بازاری که تنها به علاقه فرهنگی متکی است، به بازاری برسد که محصول را با نیاز واقعی مشتری پیوند می‌دهد. هنرمند بدون بازار؛ زنجیره‌ای که از تولید تا فروش آسیب دیده است یکی دیگر از مشکلات صنایع‌دستی، فاصله میان محل تولید و بازار مصرف است. بسیاری از هنرمندان و تولیدکنندگان کوچک، مهارت بالایی در ساخت محصول دارند، اما به امکانات لازم برای بازاریابی حرفه‌ای، بسته‌بندی مناسب، فروش اینترنتی، ارتباط با فروشگاه‌ها و حضور در بازارهای گردشگری دسترسی کافی ندارند. در نتیجه، محصول ممکن است در کارگاه تولید شود، اما مسیر مشخصی برای رسیدن به مشتری نداشته باشد. فروش سنتی و اتکا به مشتریان محلی، به‌ویژه در دوره‌هایی که تقاضای داخلی کاهش می‌یابد، نمی‌تواند برای همه تولیدکنندگان درآمد قابل اتکایی ایجاد کند. در چنین شرایطی، واسطه‌ها نیز نقش دوگانه‌ای پیدا می‌کنند؛ از یک سو می‌توانند دسترسی به بازار را فراهم کنند، اما از سوی دیگر، اگر قدرت چانه‌زنی تولیدکننده پایین باشد، بخش محدودی از قیمت نهایی به هنرمند می‌رسد. این وضعیت انگیزه ادامه کار را کاهش می‌دهد و گاهی تولیدکننده را به فروش با حاشیه سود ناچیز وادار می‌کند. توسعه فروش مستقیم و ایجاد شبکه‌های مشترک عرضه می‌تواند بخشی از این مشکل را کاهش دهد، اما فروش اینترنتی نیز به‌خودی‌خود راه‌حل قطعی نیست. حضور در فضای مجازی بدون شناخت مخاطب، عکاسی مناسب، توضیح دقیق محصول، پاسخ‌گویی به مشتری، بسته‌بندی ایمن و نظام ارسال قابل اعتماد، لزوماً به فروش منجر نمی‌شود. هنرمندی که تمام وقت خود را صرف تولید می‌کند، ممکن است برای مدیریت سفارش‌ها و بازاریابی دیجیتال به آموزش یا همکاری تخصصی نیاز داشته باشد. ایجاد بازارگاه‌های تخصصی صنایع‌دستی، حمایت از فروشگاه‌های معتبر آنلاین و تشکیل گروه‌های بازاریابی مشترک میان تولیدکنندگان می‌تواند هزینه ورود به بازار را کاهش دهد. در کنار آن، گردشگری ظرفیت مهمی برای افزایش تقاضا دارد. مسافران داخلی و خارجی، در صورت دسترسی به محصولات اصیل و امکان خرید آسان، می‌توانند بخشی از مشتریان صنایع‌دستی باشند؛ اما این ظرفیت زمانی فعال می‌شود که فروشگاه‌ها و مراکز عرضه در مسیرهای گردشگری حضور مؤثر داشته باشند، قیمت‌ها شفاف باشند و اصالت محصول برای خریدار قابل تشخیص باشد. همکاری میان کارگاه‌ها، اقامتگاه‌ها، مراکز گردشگری، فروشگاه‌های سوغات و برگزارکنندگان رویدادهای فرهنگی نیز می‌تواند به ایجاد مسیرهای پایدار فروش کمک کند. از سوی دیگر، بازارهای سازمانی و تجاری نیز نباید نادیده گرفته شوند. سفارش محصولات برای هدیه‌های شرکتی، طراحی دکوراسیون، هتل‌ها، فضاهای فرهنگی و مجموعه‌های گردشگری می‌تواند تقاضایی فراتر از خریدهای پراکنده خانوار ایجاد کند. البته این نوع همکاری‌ها به ثبات کیفیت، تحویل به‌موقع، توان تأمین سفارش و قیمت‌گذاری روشن نیاز دارد. مسئله اصلی این است که تولیدکننده نباید پس از پایان کار تازه به فکر فروش محصول بیفتد؛ شناخت بازار، انتخاب محصول، طراحی و حتی میزان تولید باید از ابتدا با توجه به مشتریان احتمالی انجام شود. بدون چنین تغییری، افزایش تولید ممکن است تنها به انباشته‌شدن کالاهای فروش‌نرفته و قفل‌شدن سرمایه محدود هنرمند منجر شود. خطر نابودی مهارت‌های بومی؛ حمایت باید به فروش واقعی برسد خطر رکود صنایع‌دستی فقط در تعطیلی چند کارگاه یا کاهش درآمد هنرمندان خلاصه نمی‌شود؛ پیامد بلندمدت آن می‌تواند تضعیف انتقال مهارت میان نسل‌ها باشد. بسیاری از رشته‌های صنایع‌دستی بر دانش عملی، تجربه و ظرافت‌هایی استوارند که از طریق آموزش مستقیم و کار مستمر منتقل می‌شوند. اگر فعالیت اقتصادی در این رشته‌ها سودآور نباشد، جوانان انگیزه کمتری برای یادگیری آن خواهند داشت و خانواده‌هایی که این مهارت‌ها را نسل‌به‌نسل حفظ کرده‌اند، ممکن است ناچار شوند مسیر شغلی دیگری انتخاب کنند. در نتیجه، حتی اگر آثار قدیمی در موزه‌ها و مجموعه‌های فرهنگی باقی بمانند، امکان ادامه تولید و تکامل آن هنر در جامعه کاهش می‌یابد. از این منظر، حمایت از صنایع‌دستی فقط یک اقدام فرهنگی نیست، بلکه سیاستی برای حفظ اشتغال، تقویت اقتصاد محلی و جلوگیری از نابودی سرمایه انسانی محسوب می‌شود. با این حال، حمایت مؤثر باید از پرداخت کمک‌های مقطعی فراتر برود. تسهیلات مالی زمانی مفید است که تولیدکننده امکان فروش و بازپرداخت داشته باشد؛ برگزاری نمایشگاه زمانی ارزش اقتصادی پیدا می‌کند که به سفارش و فروش منجر شود؛ و آموزش زمانی اثرگذار خواهد بود که مهارت‌های تولید را با شناخت بازار و مدیریت کسب‌وکار پیوند دهد. دولت و نهادهای متولی می‌توانند با تسهیل دسترسی به بازارهای فروش، ایجاد شبکه‌های توزیع، حمایت از بسته‌بندی و استانداردسازی، توسعه صادرات و فراهم‌کردن آموزش بازاریابی به هنرمندان کمک کنند. در حوزه صادرات نیز معرفی محصول به بازارهای خارجی، شناخت سلیقه مشتریان، رعایت الزامات بسته‌بندی و ارسال و ایجاد ارتباط با توزیع‌کنندگان اهمیت دارد. صنایع‌دستی ایران به دلیل تنوع فرهنگی و مهارت‌های بومی، ظرفیت عرضه در بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی را دارد، اما استفاده از این ظرفیت به شناخت دقیق بازار مقصد و استمرار در عرضه وابسته است. در عین حال، نباید همه تولیدکنندگان را به صادرات سوق داد؛ برخی محصولات بیشتر با بازار محلی سازگارند و برای آنها، تقویت فروش داخلی و گردشگری می‌تواند نتیجه عملی‌تری داشته باشد. سیاست‌گذاری موفق باید بر اساس ویژگی هر رشته، منطقه تولید و نوع مشتری طراحی شود. همچنین، حمایت‌ها باید شفاف و قابل ارزیابی باشند تا مشخص شود منابع اختصاص‌یافته چه تعداد کارگاه را فعال نگه داشته، چه میزان فروش ایجاد کرده و تا چه اندازه به استمرار اشتغال کمک کرده است. در کنار نقش دولت، بخش خصوصی، فروشگاه‌ها، پلتفرم‌های دیجیتال، مراکز گردشگری و مصرف‌کنندگان نیز در آینده این بازار سهم دارند. خرید صنایع‌دستی می‌تواند به حفظ یک مهارت و پشتیبانی از معیشت یک خانواده کمک کند، اما این مسئولیت نباید صرفاً به احساسات فرهنگی و توصیه اخلاقی مردم واگذار شود. محصول باید از نظر کیفیت، کاربرد، قیمت و تجربه خرید نیز توان رقابت داشته باشد. در نهایت، صنایع‌دستی زمانی از خطر فراموشی فاصله می‌گیرد که هنرمند بتواند از مهارت خود زندگی کند، جوانان آینده‌ای روشن در یادگیری و ادامه این حرفه ببینند و مشتری نیز دلیل روشنی برای انتخاب محصول دست‌ساز داشته باشد. اگر بازار احیا نشود، میراث فرهنگی ممکن است در ظاهر مورد ستایش قرار گیرد، اما در عمل، کارگاه‌هایی که آن را زنده نگه می‌دارند، یکی پس از دیگری از فعالیت بازبمانند. نجات صنایع‌دستی از رکود، پیش از هر چیز به بازسازی پیوند میان تولید، فروش و درآمد پایدار نیاز دارد.

https://eghtesadepooya.ir/?p=106125

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.