اختیار خرید (Call Option) قراردادی مالی است که به دارندهاش حق میدهد، بیآنکه او را موظف کند، مقدار مشخصی از یک دارایی مانند سهام، اوراق بهادار، کالا یا شاخص را تا تاریخی معین و به قیمتی از پیش تعیینشده بخرد. خریدار برای به دست آوردن این حق، مبلغی به نام «صرف اختیار» یا پریمیوم (Premium) به فروشنده میپردازد. در مقابل، فروشنده متعهد است اگر خریدار از حقش استفاده کرد، دارایی را به همان قیمت توافقشده به او بفروشد.
نکات کلیدی
- اختیار خرید به خریدار حق خرید میدهد، نه تعهد خرید؛ اما اگر خریدار قرارداد را اعمال کند، فروشنده باید دارایی را بفروشد.
- هر اختیار خرید سه جزء اصلی دارد: قیمت اعمال (Strike Price)، تاریخ سررسید (Expiration Date) و صرف اختیار (Premium).
- خریدار وقتی سود میکند که قیمت دارایی پایه تا سررسید از مجموع قیمت اعمال و صرف پرداختی بالاتر برود. بیشترین زیان او همان صرفی است که پرداخته است.
- سود فروشنده حداکثر به اندازهٔ صرف دریافتی است. اگر او دارایی پایه را نداشته باشد، زیانش از نظر تئوری میتواند نامحدود باشد.
- اختیار خرید برای سفتهبازی با اهرم، کسب درآمد با فروش اختیار روی سهام موجود (کاورد کال)، پوشش ریسک و در برخی کشورها برای مدیریت مالیاتی به کار میرود. آن را میتوان با قراردادهای دیگر هم ترکیب کرد و راهبردهای پیچیدهتری ساخت.
- بازار اختیار معامله آمریکا در سالهای اخیر بهسرعت رشد کرده است. به گزارش شرکت تسویهٔ اختیار معامله آمریکا (OCC) در ژانویهٔ ۲۰۲۶، در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۵٫۲ میلیارد قرارداد اختیار معامله در این کشور تسویه شد که ۲۴٫۴٪ بیشتر از سال ۲۰۲۴ بود.
اختیار خرید چگونه کار میکند؟
هر قرارداد اختیار خرید دو طرف دارد که آینده را متفاوت میبینند. خریدار انتظار دارد قیمت دارایی پایه بالا برود؛ برای نمونه، قیمت یک سهم ممکن است با خبرهای مثبت دربارهٔ شرکت یا در جریان ادغام و تملک افزایش یابد. فروشنده یا صادرکنندهٔ اختیار (Writer) انتظار دارد قیمت ثابت بماند، کمی بالا برود یا پایین بیاید. خریدار صرف اختیار را همان ابتدای معامله میپردازد و فروشنده همان موقع آن را دریافت میکند؛ چه قرارداد بعداً اعمال شود و چه نشود.
اگر تا سررسید قیمت بازار دارایی پایه از قیمت اعمال بالاتر برود، خریدار میتواند حقش را اعمال کند؛ یعنی دارایی را به قیمت اعمال، که از قیمت بازار پایینتر است، بخرد و اگر بخواهد، آن را به قیمت بالاتر بازار بفروشد. اگر قیمت بازار از قیمت اعمال بالاتر نرود، اعمال قرارداد سودی ندارد و اختیار خرید بیارزش منقضی میشود. در این حالت خریدار فقط صرفی را که پرداخته از دست میدهد و فروشنده همان صرف را نگه میدارد.
اختیار خرید از خانوادهٔ ابزارهای مشتقه است؛ یعنی ارزشش از قیمت دارایی دیگری به دست میآید که به آن دارایی پایه (Underlying Asset) میگویند. دارایی پایه ممکن است سهم یک شرکت، واحدهای یک صندوق قابل معامله در بورس (ETF)، شاخص بورس، کالا، ارز یا اوراق بدهی باشد. نقطهٔ مقابل اختیار خرید، اختیار فروش (Put Option) است که به دارندهاش حق میدهد دارایی پایه را تا تاریخی معین به قیمتی مشخص بفروشد.
در بازار سرمایهٔ ایران هم قراردادهای «اختیار معامله» روی برخی سهام و صندوقها معامله میشود. در بورس تهران، نماد اختیارهای خرید معمولاً با حرف «ض» آغاز میشود.
اصطلاحات اصلی اختیار خرید
- قیمت اعمال (Strike Price): قیمتی که خریدار با اعمال اختیار میتواند دارایی پایه را به آن بخرد. در برخی ترجمهها به آن «قیمت توافقشده» هم میگویند.
- تاریخ سررسید یا انقضا (Expiration Date): آخرین روز اعتبار قرارداد. پس از این تاریخ، اختیاری که اعمال نشده باشد از بین میرود.
- صرف اختیار یا پریمیوم (Premium): بهایی که خریدار برای به دست آوردن حق خرید به فروشنده میپردازد. در برخی متنهای فارسی به آن «حق بیمه» هم گفتهاند.
- اعمال (Exercise): استفادهٔ خریدار از حقش برای خرید دارایی پایه به قیمت اعمال.
- اندازهٔ قرارداد: مقدار دارایی پایهای که هر قرارداد پوشش میدهد. این مقدار را بورس تعیین میکند؛ برای نمونه، در بازار سهام آمریکا هر قرارداد اختیار سهام معمولاً ۱۰۰ سهم را پوشش میدهد.
- سبک آمریکایی و اروپایی: اختیار آمریکایی را هر زمانی تا سررسید میتوان اعمال کرد، اما اختیار اروپایی را فقط در سررسید. این دو نام به محل معامله ربطی ندارند.
در قراردادهای بورسی، قیمتهای اعمال و تاریخهای سررسید را بورس بهشکل استاندارد تعیین میکند و معاملهگر از میان سریهای موجود یکی را برمیگزیند. در قراردادهای خارج از بورس (OTC)، این شرایط را دو طرف با مذاکره تعیین میکنند.
در سود، بیتفاوت و در زیان
وضعیت هر اختیار خرید را با مقایسهٔ قیمت روز دارایی پایه و قیمت اعمال میسنجند:
| وضعیت | شرط برای اختیار خرید | معنا |
|---|---|---|
| در سود (In the Money) | قیمت دارایی پایه بالاتر از قیمت اعمال است | اعمال قرارداد ارزش دارد |
| بیتفاوت (At the Money) | قیمت دارایی پایه تقریباً برابر قیمت اعمال است | اعمال قرارداد نه سودی دارد و نه زیانی |
| در زیان (Out of the Money) | قیمت دارایی پایه پایینتر از قیمت اعمال است | اعمال قرارداد صرفه ندارد؛ اگر در سررسید هم چنین باشد، اختیار بیارزش منقضی میشود |
در برخی متنها به این سه وضعیت «درون پول»، «به پول» و «خارج از پول» هم میگویند. دقت کنید که «در سود» بودن اختیار به این معنا نیست که کل معامله برای خریدار سودآور است، چون صرف پرداختی هنوز باید جبران شود.
قیمت اختیار خرید از چه تشکیل میشود؟
صرف هر اختیار خرید دو جزء دارد: ارزش ذاتی (Intrinsic Value) و ارزش زمانی (Time Value). ارزش ذاتی مبلغی است که اگر قرارداد همین حالا اعمال شود، به دست میآید:
ارزش ذاتی اختیار خرید = بزرگترینِ دو مقدار «قیمت دارایی پایه − قیمت اعمال» و «صفر»
باقی صرف، ارزش زمانی است؛ یعنی بهایی که بازار برای احتمال بالا رفتن قیمت تا سررسید در نظر میگیرد. هرچه به سررسید نزدیکتر شویم، ارزش زمانی کمتر میشود و در روز سررسید به صفر میرسد. به این پدیده کاهش ارزش زمانی (Time Decay) میگویند.
عوامل اصلی مؤثر بر صرف اختیار خرید اینها هستند:
- قیمت دارایی پایه: با بالا رفتن آن، اختیار خرید گرانتر میشود.
- قیمت اعمال: هرچه قیمت اعمال پایینتر باشد، اختیار خرید گرانتر است.
- زمان باقیمانده تا سررسید: زمان بیشتر یعنی فرصت بیشتر برای رشد قیمت و در نتیجه صرف بالاتر.
- نوسانپذیری (Volatility): هرچه بازار انتظار نوسان بیشتری داشته باشد، اختیار گرانتر است.
- نرخ بهره و سود نقدی: افزایش نرخ بهره معمولاً قیمت اختیار خرید را کمی بالا میبرد و انتظار پرداخت سود نقدی بزرگ، آن را پایین میآورد.
شناختهشدهترین مدل برای قیمتگذاری نظری اختیارها، مدل بلک–شولز (Black–Scholes) است.
خریدار اختیار خرید چه گزینههایی دارد؟
- اعمال قرارداد: اگر قیمت بازار از قیمت اعمال بالاتر باشد، خریدار میتواند دارایی پایه را به قیمت اعمال بخرد. در برخی قراردادها، مانند اختیارهای شاخص، بهجای تحویل دارایی فقط مابهالتفاوت نقدی پرداخت میشود که به آن «تسویهٔ نقدی» میگویند.
- فروش قرارداد پیش از سررسید: خریدار میتواند هر زمان پیش از سررسید، اختیارش را به قیمت روز در بازار بفروشد و سود یا زیانش را قطعی کند.
- رها کردن قرارداد: اگر در سررسید قیمت بازار پایینتر از قیمت اعمال باشد، اعمال قرارداد صرفه ندارد و اختیار بیارزش منقضی میشود. در این حالت زیان خریدار به صرف پرداختی محدود میماند.
موقعیتهای خرید و فروش در اختیار خرید
خرید اختیار خرید (Long Call)
کسی که اختیار خرید میخرد، حق دارد اما موظف نیست دارایی پایه را به قیمت اعمال بخرد. این موقعیت به کار کسی میآید که انتظار رشد قیمت دارد و میخواهد با سرمایهای کمتر از خرید مستقیم، از این رشد سود ببرد یا قیمت خرید آیندهاش را از همین حالا قفل کند. سود بالقوهٔ این موقعیت از نظر تئوری نامحدود است و زیانش به صرف پرداختی محدود میشود.
فروش اختیار خرید (Short Call)
فروشندهٔ اختیار خرید صرف اختیار را دریافت میکند و در عوض متعهد میشود اگر خریدار قرارداد را اعمال کرد، دارایی پایه را به قیمت اعمال به او بفروشد. فروش اختیار خرید دو شکل دارد:
- فروش پوششدار یا کاورد کال (Covered Call): فروشنده دارایی پایه را در اختیار دارد و اگر قرارداد اعمال شود، همان را تحویل میدهد. ریسک این روش محدودتر است، اما فروشنده از رشد قیمت بالاتر از قیمت اعمال سودی نمیبرد.
- فروش بدون پوشش یا «برهنه» (Naked Call): فروشنده دارایی پایه را ندارد. اگر قیمت بهشدت بالا برود، باید دارایی را به قیمت گران بازار بخرد و به قیمت اعمال تحویل دهد؛ پس زیانش از نظر تئوری نامحدود است. به همین دلیل، کارگزاران و بورسها از فروشندگان اختیار وجه تضمین (Margin) میگیرند.
محاسبهٔ سود و زیان اختیار خرید
برای محاسبهٔ سود و زیان اختیار خرید سه متغیر لازم است: قیمت اعمال، صرف اختیار و قیمت دارایی پایه در سررسید. رابطههای اصلی، به ازای هر واحد دارایی پایه، چنیناند:
- عایدی سررسید خریدار (Payoff) = بزرگترینِ دو مقدار «قیمت دارایی پایه در سررسید − قیمت اعمال» و «صفر»
- سود یا زیان خالص خریدار = عایدی سررسید − صرف پرداختی
- سود یا زیان خالص فروشنده = صرف دریافتی − عایدی سررسید خریدار
- نقطهٔ سربهسر = قیمت اعمال + صرف اختیار
به بیان ساده، اگر کارمزدها را کنار بگذاریم، هر مبلغی که خریدار سود کند، فروشنده به همان اندازه زیان میکند و برعکس.
سود و زیان خریدار
مثال فرضی: فرض کنید یک اختیار خرید روی سهم شرکت «الف» با قیمت اعمال ۵۰ دلار را به صرف ۲ دلار برای هر سهم خریدهاید. نقطهٔ سربهسر شما ۵۲ دلار است (۵۰ + ۲). اگر قیمت سهم در سررسید از ۵۲ دلار بالاتر برود، هر دلار افزایش قیمت یک دلار سود برای هر سهم به همراه دارد و از نظر تئوری سقفی برای این سود وجود ندارد.
اگر قیمت سهم در سررسید ۵۵ دلار باشد، عایدی سررسید برای هر سهم ۵ دلار (۵۵ − ۵۰) و سود خالص ۳ دلار (۵ − ۲) است. اما اگر قیمت سهم در سررسید ۵۰ دلار یا کمتر باشد، اعمال قرارداد صرفه ندارد؛ شما سهم را نمیخرید و زیانتان به همان ۲ دلار صرف پرداختی محدود میماند. اگر قیمت بین ۵۰ و ۵۲ دلار باشد، اعمال قرارداد بخشی از صرف را جبران میکند، اما معامله همچنان زیانده است.
سود و زیان فروشنده
مثال فرضی: حالا فرض کنید شما فروشندهٔ همان قرارداد هستید و ۲ دلار صرف را برای هر سهم همان ابتدا دریافت کردهاید. اگر قیمت سهم در سررسید ۴۹ دلار باشد، خریدار قرارداد را اعمال نمیکند و کل ۲ دلار صرف، سود شما میشود. اگر قیمت در سررسید ۵۵ دلار باشد، خریدار قرارداد را اعمال میکند و شما باید سهمی را که ۵۵ دلار میارزد، به ۵۰ دلار بفروشید؛ یعنی ۵ دلار از دست میدهید. با کسر صرف دریافتی، زیان خالص شما ۳ دلار برای هر سهم است (۵ − ۲).
اگر فروشنده سهم را از قبل داشته باشد (کاورد کال)، همان سهم را تحویل میدهد و فقط سود رشد قیمت بالاتر از ۵۰ دلار را از دست میدهد. اما اگر سهم را نداشته باشد (فروش بدون پوشش)، باید آن را به قیمت روز بازار بخرد و هرچه قیمت بالاتر برود، زیانش بزرگتر میشود.
جدول زیر نتیجهٔ همین مثال را به ازای هر سهم و در قیمتهای مختلف سررسید نشان میدهد:
| قیمت سهم در سررسید | عایدی سررسید | نتیجهٔ خالص خریدار | نتیجهٔ خالص فروشنده |
|---|---|---|---|
| ۴۵ دلار | صفر | ۲ دلار زیان | ۲ دلار سود |
| ۵۰ دلار | صفر | ۲ دلار زیان | ۲ دلار سود |
| ۵۲ دلار | ۲ دلار | سربهسر | سربهسر |
| ۵۵ دلار | ۵ دلار | ۳ دلار سود | ۳ دلار زیان |
| ۶۰ دلار | ۱۰ دلار | ۸ دلار سود | ۸ دلار زیان |
کاربردهای اختیار خرید
سرمایهگذاران معمولاً اختیار خرید را برای چهار هدف به کار میبرند: کسب درآمد، سفتهبازی، پوشش ریسک و مدیریت مالیاتی.
کسب درآمد با کاورد کال
در این راهبرد، سرمایهگذار سهمی را که در سبد دارد نگه میدارد و همزمان روی آن اختیار خرید میفروشد. او صرف اختیار را همان ابتدا دریافت میکند و امیدوار است قیمت سهم تا سررسید از قیمت اعمال بالاتر نرود تا هم سهمش را نگه دارد و هم صرف را. این روش درآمدی افزون بر سود نقدی سهم ایجاد میکند.
بهای این درآمد، محدود شدن سود است. اگر قیمت سهم از قیمت اعمال بالاتر برود، خریدار قرارداد را اعمال میکند و سهم را به قیمت اعمال میخرد. در این حالت بیشترین سود فروشنده، فاصلهٔ قیمت خرید سهم تا قیمت اعمال بهعلاوهٔ صرف دریافتی است. اگر هم قیمت سهم سقوط کند، صرف دریافتی فقط بخش کوچکی از زیان را جبران میکند.
سفتهبازی و استفاده از اهرم
اختیار خرید به معاملهگر امکان میدهد با پرداخت مبلغی بسیار کمتر از قیمت خود سهم، از رشد قیمت آن سود ببرد. این همان اهرم (Leverage) است: اگر قیمت بالا برود، بازده نسبت به سرمایهٔ بهکاررفته بسیار بزرگ میشود. اما اگر قیمت تا سررسید از قیمت اعمال بالاتر نرود، خریدار ممکن است کل صرف پرداختی، یعنی ۱۰۰٪ سرمایهای را که در این معامله گذاشته است، از دست بدهد. مزیت این روش آن است که زیان هرگز از صرف پرداختی بیشتر نمیشود.
معاملهگران میتوانند همزمان چند اختیار خرید با قیمتهای اعمال مختلف بخرند و بفروشند و یک اسپرد اختیار خرید (Call Spread) بسازند. برای نمونه، در راهبرد «بول کال اسپرد» (Bull Call Spread)، معاملهگر یک اختیار خرید با قیمت اعمال پایینتر میخرد و یک اختیار خرید با قیمت اعمال بالاتر میفروشد. صرفی که از فروش به دست میآید، بخشی از هزینهٔ خرید را جبران میکند؛ به همین دلیل، این راهبرد گاهی از خرید تنها یک اختیار خرید کمهزینهتر است. در عوض، سود و زیان بالقوه هر دو محدود میشوند.
پوشش ریسک
کسی که قصد دارد در آینده سهم یا کالایی را بخرد، یا آن را پیشفروش کرده یا بهشکل استقراضی فروخته است، میتواند با خرید اختیار خرید برای قیمت خرید آیندهاش سقف تعیین کند. اگر قیمت بالا برود، سود اختیار، زیان ناشی از گران شدن دارایی را جبران میکند.
مدیریت مالیاتی
این کاربرد بیشتر در کشورهایی مطرح است که از سود سرمایه مالیات میگیرند، مانند آمریکا. در این کشورها مالیات معمولاً زمانی تعلق میگیرد که سود «تحقق» پیدا کند، یعنی دارایی فروخته شود. سرمایهگذاری که سهمی با سود تحققنیافتهٔ بزرگ دارد، گاهی بهجای فروش سهم، با قراردادهای اختیار معامله میزان ریسک یا ترکیب سبدش را تغییر میدهد تا فعلاً رویداد مالیاتی پیش نیاید. هزینهٔ این کار، بهای خود قراردادهای اختیار است.
قواعد مالیاتی اختیار معامله پیچیده است و به راهبرد و مدت نگهداری بستگی دارد. برای نمونه در آمریکا، سود اختیاری که یک سال یا کمتر نگه داشته شود، معمولاً سود سرمایهٔ کوتاهمدت به حساب میآید. قوانین کشورها با هم فرق دارد و پیش از استفاده از این راهکارها باید با مشاور مالیاتی مشورت کرد.
دو مثال عددی از اختیار خرید
خرید اختیار خرید و اثر اهرم
مثال فرضی: قیمت سهم شرکت «ب» امروز ۱۰۰ دلار است. شما یک قرارداد اختیار خرید با قیمت اعمال ۱۰۰ دلار میخرید که ۱۰۰ سهم را پوشش میدهد و صرف آن ۲ دلار برای هر سهم است؛ یعنی کل هزینهٔ شما ۲۰۰ دلار است (۲ × ۱۰۰).
اگر قیمت سهم در سررسید به ۱۱۰ دلار برسد، سود خالص هر سهم ۸ دلار است (۱۱۰ − ۱۰۰ − ۲). سود هر قرارداد ۸۰۰ دلار میشود (۸ × ۱۰۰) و اگر دو قرارداد خریده باشید، ۱٬۶۰۰ دلار (۸ × ۲۰۰ سهم). این یعنی ۸۰۰ دلار سود روی ۲۰۰ دلار سرمایه، یا بازده ۴۰۰٪. اگر بهجای اختیار، خود ۱۰۰ سهم را به ۱۰٬۰۰۰ دلار خریده بودید، همین رشد قیمت ۱٬۰۰۰ دلار سود، یعنی بازده ۱۰٪، به همراه داشت.
اما اگر قیمت سهم در سررسید ۱۰۰ دلار یا کمتر باشد، اعمال قرارداد صرفه ندارد و اختیار بیارزش منقضی میشود. در این حالت برای هر قرارداد ۲۰۰ دلار (۲ دلار برای هر سهم) زیان میکنید؛ یعنی کل سرمایهٔ این معامله از دست میرود، هرچند زیان از همین مبلغ بیشتر نمیشود. اگر خود سهم را خریده بودید، در قیمت ۱۰۰ دلار زیانی نمیکردید. صرف اختیار در هر حال پرداخت شده است، چه قرارداد اعمال شود و چه نشود.
فروش اختیار خرید روی سهام موجود
مثال فرضی: ۱۰۰ سهم از شرکت «ج» دارید و قیمت هر سهم ۱۰۸ دلار است. میخواهید افزون بر سود نقدی، درآمد دیگری هم از این سهمها داشته باشید و فکر میکنید قیمت تا یک ماه آینده از ۱۱۵ دلار بالاتر نمیرود. در بازار، اختیار خرید یکماهه با قیمت اعمال ۱۱۵ دلار به صرف ۰٫۳۷ دلار برای هر سهم معامله میشود. شما یک قرارداد میفروشید و ۳۷ دلار (۰٫۳۷ × ۱۰۰) دریافت میکنید. این مبلغ حدود ۰٫۳۴٪ ارزش سهمهاست و اگر بتوانید هر ماه آن را تکرار کنید، سالانه حدود ۴٪ میشود.
- اگر قیمت در سررسید از ۱۱۵ دلار بالاتر برود: خریدار قرارداد را اعمال میکند و شما ۱۰۰ سهم را به قیمت ۱۱۵ دلار تحویل میدهید. در این حالت برای هر سهم ۷ دلار از رشد قیمت (۱۱۵ − ۱۰۸) و ۰٫۳۷ دلار از صرف، یعنی روی هم ۷٫۳۷ دلار، به دست میآورید که برای ۱۰۰ سهم ۷۳۷ دلار میشود. اما رشد قیمت بالاتر از ۱۱۵ دلار دیگر به شما نمیرسد.
- اگر قیمت در سررسید ۱۱۵ دلار یا کمتر باشد: قرارداد اعمال نمیشود، سهمها نزد شما میماند و ۳۷ دلار صرف هم درآمد شماست. البته اگر قیمت پایین بیاید، این صرف فقط بخش کوچکی از افت ارزش سهمها را جبران میکند؛ برای نمونه، با افت قیمت به ۱۰۰ دلار، ارزش سهمها ۸۰۰ دلار کم میشود و زیان خالص شما ۷۶۳ دلار است (۸۰۰ − ۳۷).
تحولات بازار اختیار معامله در سالهای اخیر
در دو سال گذشته، بازار اختیار معامله در آمریکا بهسرعت رشد کرده و داراییهای پایهٔ تازهای به آن اضافه شده است. دادههای این بخش همه به بازار آمریکا مربوط است.
رشد پرشتاب حجم معاملات
شرکت تسویهٔ اختیار معامله (Options Clearing Corporation یا OCC) نهادی است که قراردادهای اختیار معامله در بورسهای آمریکا را تسویه میکند. به گزارش این شرکت در ژانویهٔ ۲۰۲۶، شمار قراردادهای اختیار معاملهای که در سال ۲۰۲۵ تسویه کرد، به حدود ۱۵٫۲ میلیارد رسید. این رقم ۲۴٫۴٪ بیشتر از سال ۲۰۲۴ بود که در آن حدود ۱۲٫۲ میلیارد قرارداد تسویه شده بود. بیش از نیمی از این حجم، یعنی حدود ۸٫۳ میلیارد قرارداد، به اختیار معامله روی سهام شرکتها تعلق داشت.
این روند در سال ۲۰۲۶ هم ادامه یافته است. طبق گزارش همین شرکت در سپتامبر ۲۰۲۶، میانگین حجم روزانهٔ قراردادهای اختیار معامله از ابتدای سال تا پایان اوت ۲۰۲۶ به حدود ۷۰٫۵ میلیون قرارداد رسید که ۲۲٫۷٪ بیشتر از دورهٔ مشابه سال ۲۰۲۵ است.
گروه سیبو (Cboe Global Markets)، گردانندهٔ بورس اختیار معامله شیکاگو، هم در گزارش اکتبر ۲۰۲۵ خود نوشت که در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، همزمان با اعلام اقدامهای تلافیجویانهٔ تعرفهای تازه و بالا گرفتن نااطمینانی اقتصادی، بیش از ۱۱۰ میلیون قرارداد اختیار معامله در کل بازار آمریکا دستبهدست شد که رکوردی تازه بود. به گفتهٔ سیبو، در آن شرایط پرنوسان، اختیار معامله به فعالان بازار کمک کرد ریسکهایشان را مدیریت کنند.
رشد اختیارهای صفرروزه
اختیارهای صفرروزه (Zero Days to Expiration یا 0DTE) قراردادهاییاند که در همان روز معامله سررسید میشوند. به گزارش سیبو در ژانویهٔ ۲۰۲۶، میانگین حجم روزانهٔ این قراردادها روی شاخص اساندپی ۵۰۰ (SPX) در سال ۲۰۲۵ به رکورد ۲٫۳ میلیون قرارداد رسید و ۵۹٪ کل حجم معاملات اختیار این شاخص را تشکیل داد. این قراردادها چون ارزش زمانی اندکی دارند ارزاناند، اما قیمتشان ممکن است در چند ساعت چند برابر شود یا به صفر برسد.
سهم پررنگ سرمایهگذاران خرد
سیبو در همان گزارش اکتبر ۲۰۲۵، که به سهماههٔ سوم آن سال میپرداخت، مشارکت بیشتر معاملهگران خرد را یکی از عوامل رشد معاملات اختیار روی شاخصها دانست. به نوشتهٔ این گزارش، سهم معاملهگران خرد از کل حجم روزانهٔ اختیار معامله نزدیک به نصف بود.
جوانترها بیشتر سراغ این ابزار میروند. فینرا (FINRA) نهاد خودانتظامی است که بر کارگزاران آمریکا نظارت میکند. بنیاد آموزش سرمایهگذاران این نهاد در پژوهشی که دسامبر ۲۰۲۵ منتشر کرد، نشان داد در نظرسنجی سال ۲۰۲۴، ۴۳٪ سرمایهگذاران زیر ۳۵ سال به معاملهٔ اختیار میپرداختند؛ این نسبت در میان سرمایهگذاران ۵۵ سال و بالاتر فقط ۱۰٪ بود. این بنیاد معاملهٔ اختیار را در شمار رفتارهایی آورده است که میتواند ریسک بیشتری داشته باشد.
داراییهای پایهٔ تازه: اختیار روی صندوق بیتکوین
کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۴ با درخواست بورس نزدک آیاسای (Nasdaq ISE) برای پذیرش و معاملهٔ قراردادهای اختیار روی صندوق قابل معامله در بورس «آیشرز بیتکوین تراست» (iShares Bitcoin Trust با نماد IBIT) موافقت کرد. طبق این مصوبه، این قراردادها از سبک آمریکاییاند و با تحویل فیزیکی واحدهای صندوق تسویه میشوند. سقف موقعیت و سقف اعمال در آنها هم ۲۵٬۰۰۰ قرارداد تعیین شد. به گفتهٔ بورس درخواستکننده، این قراردادها ابزاری برای پوشش و مدیریت ریسک نوسان قیمت بیتکوین در اختیار سرمایهگذاران میگذارند.
رونق صندوقهای کاورد کال
راهبرد کاورد کال امروز در قالب صندوقهای قابل معامله در بورس هم در دسترس است. این صندوقها سهام میخرند و روی آنها اختیار خرید میفروشند تا درآمد بیشتری به سرمایهگذاران بدهند. به گزارش مورنینگاستار (Morningstar) در ژوئیهٔ ۲۰۲۵، در سه سال پیش از آن بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار به صندوقهای کاورد کال سرازیر شده بود. مورنینگاستار تأکید میکند که درآمد بالاتر این صندوقها هزینه دارد. دنیل سوتیروف، از تحلیلگران ارشد این مؤسسه، میگوید این صندوقها برای کسی که در دورهٔ انباشت سرمایه است، سرمایهگذاری بلندمدت چندان خوبی نیستند. این هشدار با سازوکاری که در بخش کاورد کال توضیح داده شد جور درمیآید: فروش اختیار خرید، سود ناشی از رشد قیمت سهم را محدود میکند.
ریسکها و نکات مهم پیش از معامله
- کاهش ارزش زمانی: حتی اگر قیمت دارایی پایه تغییری نکند، ارزش اختیار خرید با گذشت زمان کم میشود. خریدار باید هم جهت حرکت قیمت و هم زمان آن را درست پیشبینی کند.
- اهرم دوطرفه: همان اهرمی که بازده را چند برابر میکند، میتواند در مدتی کوتاه کل سرمایهٔ معامله را از بین ببرد.
- ریسک نامحدود فروش بدون پوشش: فروشندهٔ اختیار خرید که دارایی پایه را ندارد، در برابر جهش قیمت با زیان نامحدود روبهروست و ممکن است ناچار شود وجه تضمین بیشتری واریز کند.
- نقدشوندگی: در قراردادهای کممعامله، فاصلهٔ قیمت پیشنهادی خرید و فروش زیاد است و بستن موقعیت پیش از سررسید ممکن است با قیمت نامناسبی انجام شود.
- پیچیدگی: اختیار معامله ابزاری تخصصی است. پیش از ورود باید سازوکار قرارداد، اندازهٔ آن، شیوهٔ تسویه، کارمزدها و قواعد بورس مربوط را بهخوبی شناخت.
پرسشهای متداول
خرید اختیار خرید نشانهٔ دیدگاه صعودی است یا نزولی؟
خرید اختیار خرید نشانهٔ دیدگاه صعودی (Bullish) است، چون خریدار فقط وقتی سود میکند که قیمت دارایی پایه به اندازهٔ کافی بالا برود. فروش اختیار خرید معمولاً نشانهٔ دیدگاه خنثی یا نزولی (Bearish) است، چون فروشنده وقتی سود میکند که قیمت در سررسید پایینتر از مجموع قیمت اعمال و صرف اختیار بماند. سود خریدار از نظر تئوری نامحدود است، اما سود فروشنده حداکثر به اندازهٔ صرف دریافتی است.
بیشترین زیان خریدار اختیار خرید چقدر است؟
بیشترین زیان خریدار همان صرفی است که پرداخته، بهعلاوهٔ کارمزدها. اگر قیمت دارایی پایه تا سررسید از قیمت اعمال بالاتر نرود، اختیار بیارزش منقضی میشود و خریدار کل این مبلغ را از دست میدهد.
تفاوت اختیار خرید و اختیار فروش چیست؟
اختیار خرید حق خرید دارایی پایه به قیمت اعمال را میدهد و با بالا رفتن قیمت ارزشمندتر میشود. اختیار فروش حق فروش دارایی پایه به قیمت اعمال را میدهد و با پایین آمدن قیمت ارزشمندتر میشود.
چرا بهجای خرید مستقیم سهم، اختیار خرید بخریم؟
اختیار خرید قدرت خرید سرمایهگذار را بالا میبرد: با سرمایهای بسیار کمتر میتوان از رشد قیمت سهم سود برد و زیان را به مبلغ صرف محدود کرد. در مقابل، اگر قیمت در مهلت قرارداد به اندازهٔ کافی بالا نرود، کل صرف از دست میرود. دارندهٔ خود سهم چنین محدودیت زمانیای ندارد و از سود نقدی و حق رأی هم بهره میبرد.
آیا باید تا سررسید صبر کرد؟
نه. اختیار آمریکایی را میتوان پیش از سررسید اعمال کرد و دارندهٔ اختیارهای بورسی میتواند هر زمان، به شرط وجود خریدار، قراردادش را در بازار بفروشد. فروش قرارداد معمولاً از اعمال زودهنگام بهصرفهتر است، چون با فروش، ارزش زمانی باقیمانده هم نصیب دارنده میشود.
جمعبندی
اختیار خرید قراردادی است که به خریدار حق میدهد دارایی پایه را تا تاریخی معین به قیمتی از پیش تعیینشده بخرد و فروشنده را به فروش متعهد میکند. خریدار با پرداخت صرف اختیار از رشد قیمت سود میبرد و زیانش به همین صرف محدود است. فروشنده صرف را دریافت میکند و در برابر جهش قیمت، بهویژه اگر دارایی پایه را نداشته باشد، ریسک بزرگی میپذیرد. قواعد مالیاتی این قراردادها هم بسته به راهبرد و کشور فرق میکند.
رشد پرشتاب معاملات اختیار در بازار آمریکا در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان میدهد این ابزار فراگیرتر از گذشته شده است. با این حال، استفادهٔ درست از آن به شناخت دقیق سازوکار، هزینهها و ریسکهایش نیاز دارد.














نظرات کاربران