به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در میانهی گمانهزنیها دربارهی آینده سیاست پولی ایالات متحده، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با یک اظهارنظر صریح آب پاکی را روی دست رسانهها ریخت: «اسکات بسننت، وزیر خزانهداری، نامزد جانشینی جروم پاول در فدرال رزرو نخواهد بود». این جمله که در یک گفتوگوی تلویزیونی با CNBC بیان شد، به هفتهها شایعهپردازی پایان داد و نشانهای روشن از تغییر مسیر در روند انتخاب رئیس آینده بانک مرکزی آمریکا بود؛ سمتی که در شرایط فعلی، بیش از هر زمان دیگر، بهمثابه سکاندار کشتی اقتصاد جهانی عمل میکند.
در حالی که بسننت از وفادارترین چهرههای اقتصادی کابینه ترامپ به شمار میرود و بهخاطر انتقادهای علنیاش از سیاستهای پولی جروم پاول، بارها مورد توجه رسانهها و تحلیلگران قرار گرفته بود، او ترجیح داد در وزارت خزانهداری باقی بماند. ترامپ گفت: «دوستش دارم، ولی خودش گفت نمیخواهد جای دیگری برود». همین تصمیم، معادلات را تغییر داد و نگاهها را به سمت دیگر نامزدهای احتمالی دوخت.
این تحول، نقطهی آغاز مرحلهی جدیدی در روند انتخاب رئیس فدرال رزرو است؛ جایگاهی که تعیینکننده مسیر نرخ بهره، مدیریت نقدینگی و در نهایت، آهنگ رشد اقتصاد آمریکا و جهان خواهد بود.
رقابت بر سر صندلی ریاست؛ چه کسانی در لیست ترامپ هستند؟
با کنار رفتن اسکات بسننت از فهرست نامزدهای اصلی، رقابت برای نشستن بر صندلی فدرال رزرو وارد فاز جدیدی شده است. هرچند ترامپ هنوز بهصورت رسمی نامی را اعلام نکرده، اما لیست غیررسمی از چهرههای نزدیک به او منتشر شده که میتواند چهره اقتصادی دولت آینده را ترسیم کند.
در صدر این فهرست، نام کوین ورش (Kevin Warsh)، عضو پیشین هیأتمدیره فدرال رزرو و اقتصاددان وابسته به والاستریت، به چشم میخورد؛ کسی که با احتمال ۳۴٪ در بازارهای پیشبینی (Polymarket)، گزینهی اول برای جانشینی پاول شناخته شده است. ورش به سیاستهای انقباضی شک دارد و از حامیان کاهش سریع نرخ بهره است؛ موضوعی که دقیقاً با اولویتهای ترامپ همراستا است.
در کنار او، نامهایی چون کوین هَستِت (Kevin Hassett)، رئیس پیشین شورای ملی اقتصاد، و کریستوفر والر (Christopher Waller)، عضو فعلی هیأتمدیره فدرال رزرو نیز مطرح هستند. همچنین برخی گمانهزنیها از احتمال بازگشت دیوید مالپاس (David Malpass)، رئیس سابق بانک جهانی، به ساختار اقتصادی دولت ترامپ حکایت دارد.
ترامپ اخیراً اشاره کرده که برای پر کردن کرسی خالی آدریانا کوگلر نیز در حال بررسی نامزدهایی است و این انتخاب میتواند وزن تصمیمگیریها در داخل فدرال رزرو را به نفع تیم او تغییر دهد؛ بهویژه آنکه در جلسه اخیر سیاستگذاری بانک مرکزی، دو نفر از اعضا به کاهش نرخ بهره رأی دادند و برای نخستینبار در دهههای اخیر، شاهد شکاف در آرای کمیته بودیم.
هرچند ترامپ گفته هنوز تصمیم نهاییاش را نگرفته، اما تحلیلگران معتقدند که بهزودی، انتخاب او اعلام خواهد شد؛ انتخابی که نهتنها در داخل آمریکا بلکه در سراسر جهان با دقت رصد میشود.
ترامپ و فدرال رزرو؛ جنگ قدرت یا اصلاح اقتصادی؟
دونالد ترامپ همواره رابطهای پرتنش با جروم پاول، رئیس فعلی فدرال رزرو، داشته است. او بارها پاول را به «سختگیری بیدلیل» و «تاخیر در کاهش نرخ بهره» متهم کرده و حتی در مقاطعی تهدید به اخراج او کرده بود؛ اقدامی بیسابقه که استقلال بانک مرکزی آمریکا را زیر سؤال برد.
ترامپ اکنون در تلاش است تا فردی را برای ریاست فدرال رزرو انتخاب کند که بهطور کامل با سیاستهای اقتصادی او همراستا باشد: کاهش نرخ بهره، حمایت از رشد بازار سهام و هماهنگی با اهداف سیاسی کاخ سفید. بهعبارت دیگر، او بهدنبال چهرهای است که فدرال رزرو را از یک نهاد مستقل، به ابزاری در راستای برنامههای اقتصادی دولت تبدیل کند.
این نگاه، نگرانیهای جدی را در میان تحلیلگران و فعالان بازار ایجاد کرده است. در صورت انتخاب فردی مطیع و کمتجربه برای فدرال رزرو، اعتماد بازار به استقلال نهاد پولی آمریکا خدشهدار خواهد شد؛ اتفاقی که میتواند به نوسانات شدید در بازارهای مالی، کاهش سرمایهگذاری خارجی و فشار بر دلار منجر شود.
همچنین، اگر فدرال رزرو تحت تأثیر فشارهای سیاسی اقدام به کاهش زودهنگام نرخ بهره کند، خطر بازگشت تورم بالا و تضعیف رشد پایدار افزایش مییابد. حتی برخی کارشناسان هشدار دادهاند که تضعیف استقلال بانک مرکزی میتواند ایالات متحده را در مسیر کشورهای بحرانزدهای چون آرژانتین و ترکیه قرار دهد؛ کشورهایی که دخالت دولت در سیاست پولی، به بیثباتی گسترده اقتصادی منجر شده است.
در سوی مقابل، طرفداران ترامپ معتقدند سیاستهای فدرال رزرو در دوره بایدن بیش از حد محافظهکارانه بوده و زمان تغییر فرا رسیده است. از دید آنها، فدرال باید در خدمت اقتصاد باشد، نه در نقش یک «دولت در سایه» عمل کند.
پیامدهای جهانی یک انتخاب؛ وقتی واشنگتن میلرزد، بازارها در تب میسوزند
تغییر در ریاست فدرال رزرو، صرفاً یک جابهجایی اداری در راس بانک مرکزی آمریکا نیست؛ بلکه بهمنزله تغییر قطبنمای سیاست پولی در بزرگترین اقتصاد جهان است. هرگونه تغییر در مسیر نرخ بهره، مدیریت تورم یا سیاستهای نقدینگی از سوی این نهاد، بلافاصله بر بازارهای مالی، قیمت کالاهای اساسی، نرخ ارز و جریان سرمایه در سراسر جهان تأثیر میگذارد.
در شرایط کنونی که جهان با رکود سرمایهگذاری، بحران بدهی و تنشهای ژئوپلیتیکی مواجه است، سیگنالهای سیاسی از آمریکا بیش از همیشه حساسیتزا هستند. اگر رئیس بعدی فدرال، با فشار کاخ سفید، دست به کاهش شتابزده نرخ بهره بزند، ممکن است سرمایهگذاران بینالمللی نسبت به ثبات دلار دچار تردید شوند. این وضعیت میتواند منجر به افزایش تقاضا برای داراییهای امن مانند طلا یا رمزارزها شده و بازارهای نوظهور را با فرار سرمایه روبرو کند.
برای اقتصاد ایران، که بهواسطه تحریمها و محدودیتهای مالی بهطور مستقیم از سیاستهای فدرال رزرو متأثر نمیشود، تغییر رئیس فدرال ممکن است غیرمستقیم اما قابل توجه باشد. بهعنوان نمونه:
- اگر نرخ بهره آمریکا کاهش یابد، قیمت جهانی طلا و نفت افزایش خواهد یافت؛ موضوعی که میتواند درآمدهای نفتی ایران را بالا ببرد و بازار طلا را در داخل دستخوش نوسان کند.
- بالعکس، اگر سیاست انقباضی ادامه یابد، با تقویت دلار، فشار بر قیمت ارز در بازار داخلی ایران نیز بیشتر خواهد شد.
از این رو، انتخاب رئیس فدرال رزرو نهتنها برای بورس نیویورک یا بازار اوراق آمریکا اهمیت دارد، بلکه در دوردستترین بازارهای جهان از سئول تا تهران اثرگذار است.















نظرات کاربران