به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار خودرو در ایران در سال ۱۴۰۴ تصویری دوگانه به نمایش گذاشته است. از یک طرف، بزرگترین خودروساز کشور یعنی ایرانخودرو اعلام کرده که تا ۲۱ شهریور امسال موفق به تولید ۲۴۶ هزار و ۱۰۳ دستگاه خودرو شده؛ رقمی که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته حدود ۶ درصد رشد نشان میدهد. همچنین عرضه به بازار هم با جهشی ۱۲ درصدی همراه بوده و به بیش از ۲۵۰ هزار دستگاه رسیده است.
اما سوی دیگر ماجرا، تقاضاست. سال گذشته (۱۴۰۳) اگرچه ثبتنامها میلیونی بود و حتی در مردادماه بیش از یکونیم میلیون نفر برای خرید محصولات ایرانخودرو وارد قرعهکشی شدند، تولید در نیمه نخست آن سال کاهش داشت و به حدود ۲۴۳ هزار دستگاه رسید؛ یعنی تقریباً ۶ درصد کمتر از سال قبلتر. اکنون در سال جاری، شرایط معکوس شده: تولید و عرضه رشد کرده، اما سطح تقاضا افت محسوسی نسبت به گذشته دارد. ثبتنامهای امسال نه تنها از ارقام میلیونی سال گذشته فاصله گرفته، بلکه نشان میدهد عطش خرید خودرو در میان مردم فروکش کرده است.
این تناقض یک پرسش کلیدی را پیش میکشد: وقتی تقاضا دیگر همانند گذشته پرشور نیست، چه عاملی خودروساز را به افزایش تولید و عرضه واداشته است؟ آیا ایرانخودرو واقعاً چشماندازی از رونق دوباره میبیند، یا این رشد بیشتر محصول فشار سیاستی و تلاش برای حفظ سهم بازار است؟
چرا ایرانخودرو تولید را افزایش داده است؟
افزایش شش درصدی تولید ایرانخودرو در شرایطی که بازار از کاهش تقاضا خبر میدهد، در نگاه نخست غیرمنطقی به نظر میرسد. اما اگر لایههای زیرین ماجرا را باز کنیم، چند عامل مهم روشن میشود.
نخستین عامل، فشار سیاستی و تکالیف دولتی است. دولت در سالهای اخیر بارها بر افزایش تیراژ تولید بهعنوان راهحلی برای کنترل قیمتها تأکید کرده است. هرچند کارشناسان معتقدند که مشکل اصلی در سمت تقاضا و قدرت خرید خانوارهاست، اما سیاستگذار همچنان تیراژ بالا را نشانه موفقیت میداند. بنابراین خودروساز برای همراهی با دولت و نشان دادن «دستاورد» ناچار است موتور تولید را روشن نگه دارد.
دومین عامل، نیاز فوری ایرانخودرو به نقدینگی است. فروش بیشتر در بازاری با تقاضای ضعیف به معنای صدور صورتحساب و دریافت پیشپرداختهای جدید است؛ پولی که برای پرداخت بدهیهای سنگین به قطعهسازان و تأمین هزینههای جاری ضروری است. آمارها نشان میدهد صورتحسابهای صادرشده در نیمه اول ۱۴۰۴ نسبت به سال گذشته بیش از پنج درصد رشد کرده است؛ یعنی شرکت از محل عرضه بالاتر توانسته جریان نقدی تازهای به دست آورد.
سومین عامل را باید در رقابت برای سهم بازار جستوجو کرد. با وجود رکود، ایرانخودرو و سایپا نمیخواهند زمین بازی را به یکدیگر یا به واردکنندگان واگذار کنند. افزایش تولید در واقع نوعی پیشدستی است؛ خودروساز میخواهد در ذهن خریداران بالقوه این تصویر را القا کند که «ما همچنان پرقدرتترین عرضهکننده هستیم» و اجازه ندهد حتی در بازار کمرمق، سهمش کاهش یابد.
در کنار این عوامل، نباید جنبه روانی را نادیده گرفت. ایرانخودرو با انتشار آمارهای رشد تولید، میکوشد پیام اعتماد به بازار بفرستد: اینکه «بازار خودرو همچنان زنده است» و تقاضا به زودی برمیگردد. اما پرسش اصلی این است که آیا این افزایش عرضه واقعاً با تقاضای پایدار روبهرو خواهد شد یا نه.
پایداری تقاضا؛ مصرف واقعی یا تقاضای دلالی؟
وقتی صحبت از تقاضا در بازار خودرو ایران میشود، نمیتوان آن را یکدست و ساده دید. در سالهای گذشته، بخش بزرگی از صفهای طولانی و ثبتنامهای میلیونی نه به قصد مصرف واقعی، بلکه برای کسب سود در بازار آزاد شکل گرفت. تفاوت شدید میان قیمت کارخانه و بازار آزاد، فضایی ساخت که خودرو به کالای سرمایهای و حتی شبهارز بدل شود؛ هرکس میتوانست با خرید یک خودرو از کارخانه، سودی برابر با چند ماه حقوق کارمندی به دست آورد.
اما در سال جاری نشانهها حاکی از آن است که این تقاضای دلالی رو به افول گذاشته است. کاهش فاصله قیمتی میان کارخانه و بازار، سختتر شدن شرایط ثبتنام و کاهش توان خرید مردم، همه دستبهدست هم دادهاند تا آن صفهای میلیونی رنگ ببازند. به همین دلیل، آمار ثبتنامها که در مرداد ۱۴۰۳ بالای یک و نیم میلیون نفر بود، امسال به چند صد هزار نفر محدود شده است. این یعنی بخش بزرگی از تقاضای گذشته «حبابی» بوده و با تغییر شرایط، از میان رفته است.
از سوی دیگر، تقاضای مصرفی واقعی هم با چالش بزرگی روبهروست: کاهش قدرت خرید. تورم بالا و افت ارزش پول ملی، باعث شده حتی خانوارهایی که نیاز واقعی به خودرو دارند، توان ورود به بازار را از دست بدهند یا به سمت بازار خودروهای کارکرده بروند. همین موضوع توضیح میدهد چرا با وجود افزایش عرضه، بازار خودرو همچنان در رکود به سر میبرد؛ تقاضای پایدار برای جذب این حجم تولید وجود ندارد.
بنابراین پرسش کلیدی این است: وقتی دلالان از بازار عقبنشینی کردهاند و مصرفکنندگان واقعی هم زیر فشار تورم ناتوانند، خودروهای جدید ایرانخودرو قرار است به دست چه کسانی برسد؟
تمایل خریداران؛ خودرو نو همچنان اولویت یا بازگشت به بازار دستدوم؟
بازار خودرو ایران سالها با این واقعیت روبهرو بوده که خودرو نو همیشه یک «رویای مصرفکننده» محسوب میشد؛ نمادی از ارتقا در زندگی و امنیت سرمایه. اما در سالهای اخیر، این تصویر ترک خورده است. با بالا رفتن قیمتها، بسیاری از خانوادهها دیگر توان خرید خودرو نو را ندارند و بهجای آن به بازار دستدوم پناه بردهاند؛ بازاری که اگرچه مشکلات فنی و ریسکهای بیشتری دارد، اما به مراتب با جیب مردم سازگارتر است.
آمارهای غیررسمی و گزارشهای میدانی نشان میدهند سهم معاملات خودروهای کارکرده در سالهای اخیر افزایش یافته و حتی در برخی ماهها حجم خریدوفروش در این بازار از بازار خودروهای صفر جلو زده است. به بیان دیگر، خودرو دستدوم در حال تبدیل شدن به انتخاب اصلی طبقه متوسط است، در حالی که خودرو نو بیشتر به دست کسانی میرسد که یا از طرحهای حمایتی مثل «جوانی جمعیت» استفاده میکنند، یا همچنان توان مالی بالاتری دارند.
با این حال، تمایل روانی به خودرو نو هنوز زنده است. بسیاری از متقاضیان در طرحهای ایرانخودرو نه بهخاطر نیاز فوری، بلکه به امید داشتن یک سرمایه قابل نقد در آینده ثبتنام میکنند. این تقاضای «مخلوط» بین مصرف و سرمایهگذاری، همچنان به ایرانخودرو این امکان را داده که تولیدش را با دست بالا ادامه دهد. اما اگر فاصله قیمت بازار و کارخانه بیش از این کاهش یابد، این انگیزه هم ضعیفتر خواهد شد و مردم بیش از پیش به بازار دستدوم بازمیگردند.
به همین دلیل است که پرسش اساسی برای آینده بازار نه فقط «چقدر تولید میشود»، بلکه «مردم حاضرند کدام نوع خودرو را بخرند؟ نو یا دستدوم؟» خواهد بود؛ پرسشی که میتواند مسیر ایرانخودرو و کل صنعت خودرو را در سالهای آینده تغییر دهد.
آینده بازار؛ تعادل عرضه و تقاضا یا بحران جدید؟
همه نشانهها حکایت از آن دارد که بازار خودرو ایران در آستانه یک دوراهی قرار گرفته است. از یک سو، ایرانخودرو با رشد ۶ درصدی تولید و ۱۲ درصدی عرضه میخواهد نشان دهد که توان بازگشت به دوران تیراژ بالا را دارد. از سوی دیگر، تقاضا چه در شکل دلالی و چه در شکل مصرفی واقعی، رو به کاهش است و این یعنی خطر مازاد عرضه در بازاری که دیگر توان جذب حجم بالای خودرو را ندارد.
اگر عرضه ادامه یابد اما تقاضا همچنان در رکود بماند، نتیجه چیزی جز انباشت خودرو در انبارها و فشار مالی تازه بر خودروساز نخواهد بود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که چنین وضعیتی به سرعت به بحران تبدیل میشود: خودروهایی که روی دست کارخانه میمانند، نقدینگی را قفل میکنند و در نهایت شرکتها را به سمت استقراض بیشتر و افزایش بدهی به قطعهسازان میکشانند.
اما سناریوی دیگر این است که بازار دوباره به تعادل برسد. این تعادل تنها زمانی ممکن است که یا قدرت خرید مردم ترمیم شود (از طریق سیاستهای اقتصادی کلان، افزایش درآمد یا کاهش تورم)، یا فاصله قیمت کارخانه و بازار آنقدر زیاد شود که دوباره موجی از تقاضای سرمایهای به راه بیفتد. در غیر این صورت، افزایش تولید صرفاً روی کاغذ دستاورد به نظر میرسد، اما در واقعیت، به بحران دپو و زیان انباشته منجر خواهد شد.
در این میان، رفتار خریداران هم تعیینکننده است: اگر طبقه متوسط همچنان به بازار دستدوم متمایل بماند، تقاضای خودرو نو پایدار نخواهد بود. اگر اما دولت با سیاستهای دستوری یا وامهای یارانهای دوباره مردم را به سمت خرید خودرو نو سوق دهد، ممکن است افزایش تولید ایرانخودرو با تقاضای کافی روبهرو شود.















نظرات کاربران