خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نرخ خودرو‌های داخلی در بازار یک ماهه چقدر افزایش کرد؟

نرخ خودرو‌های داخلی در بازار یک ماهه چقدر افزایش کرد؟

جهش ۲۰ تا ۳۶ درصدی قیمت خودروهای داخلی +جدول

جهش ۲۰ تا ۳۶ درصدی قیمت خودروهای داخلی +جدول

ثبت‌نام ایران‌خودرو به ۹۲۵ هزار نفر رسید؛ شانس برنده شدن در کدام طرح بیشتر است؟

ثبت‌نام ایران‌خودرو به ۹۲۵ هزار نفر رسید؛ شانس برنده شدن در کدام طرح بیشتر است؟

بررسی دانگ‌فنگ ام هیرو 1؛ مشخصات فنی و قیمت غول آفرود در بازار ایران

بررسی دانگ‌فنگ ام هیرو 1؛ مشخصات فنی و قیمت غول آفرود در بازار ایران

هدف‌گذاری بسپار شیمی سپیدار برای رشد ۱۷۰ میلیون دلاری به یک میلیارد دلار

هدف‌گذاری بسپار شیمی سپیدار برای رشد ۱۷۰ میلیون دلاری به یک میلیارد دلار

نیسان قشقایی انگلیسی در ایران‌

نیسان قشقایی انگلیسی در ایران‌

افزایش تعرفه واردات خودرو برخلاف احکام بودجه است

افزایش تعرفه واردات خودرو برخلاف احکام بودجه است

نرخ رنو مگان E-Tech مدل ۲۰۲۷ اعلام شد

نرخ رنو مگان E-Tech مدل ۲۰۲۷ اعلام شد

شانس برنده شدن در قرعه‌کشی ایران‌خودرو چقدر است؟

شانس برنده شدن در قرعه‌کشی ایران‌خودرو چقدر است؟

قیمت خودروهای پرفروش باز هم ریزش کرد؛ شاهین ۳ میلیارد و ۳۳۰ میلیون تومان شد/ قیمت خودرو امروز ۶ آبان ۱۴۰۵ + جدول

قیمت خودروهای پرفروش باز هم ریزش کرد؛ شاهین ۳ میلیارد و ۳۳۰ میلیون تومان شد/ قیمت خودرو امروز ۶ آبان ۱۴۰۵ + جدول

روایت دو مسیر متفاوت خودروسازی ایران و چین

ایران و چین در صنعت خودرو؛ دو شروع مشترک، دو پایان متفاوت

بازدید ۱٬۴۸۸نویسنده: رضا هاشمی
ایران و چین در صنعت خودرو؛ دو شروع مشترک، دو پایان متفاوت

خودروسازی ایران و چین داستان دو صنعت هم‌سن اما دو سرنوشت است؛ یکی گرفتار انحصار و سیاست‌های متناقض، دیگری برنده رقابت و برقی‌سازی.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز اگر بخواهیم نقطه شروع صنعت خودرو در ایران و چین را کنار هم بگذاریم، به شباهتی جالب می‌رسیم: هر دو کشور تقریباً هم‌زمان قدم در این راه گذاشتند، اما سرنوشت‌شان فاصله‌ای عظیم پیدا کرد.

در ایران، دهه ۴۰ شمسی با تولد «ایران‌ناسیونال» و عرضه پیکان همراه بود. پیکان نه‌فقط یک خودرو، که به نمادی از صنعتی‌شدن بدل شد؛ مونتاژ تحت لیسانس یک محصول انگلیسی، با حمایت دولت و بازاری که با تعرفه‌های بالا از رقابت خارجی مصون مانده بود. این آغاز، یک امید تازه برای خودکفایی صنعتی به‌نظر می‌رسید.

در چین، ماجرا با «سانتانا»ی فولکس‌واگن آغاز شد. اواسط دهه ۸۰ میلادی، اولین جوینت‌ونچر بزرگ خودروسازی بین شانگهای و فولکس‌واگن شکل گرفت. سانتانا در کمتر از یک دهه به خودروی غالب تاکسی‌ها و سازمان‌های دولتی تبدیل شد و مسیر چین را به سمت جذب فناوری خارجی و استانداردهای جهانی هموار کرد.

به‌ظاهر، ایران و چین هر دو با مونتاژ شروع کردند، اما تفاوت در نوع نگاه به آینده بود: ایران بر بازار داخلی محافظت‌شده تکیه زد، در حالی که چین از همان ابتدا «رقابت» و «انتقال فناوری» را در دستور کار قرار داد.

تأثیر سیاست و اقتصاد جهانی بر صنعت خودرو

صنعت خودرو نه‌تنها زاده مهندسی و کارخانه است، بلکه فرزند مستقیم سیاست و اقتصاد جهانی هم هست. ایران و چین دقیقاً در این نقطه مسیرشان از هم جدا شد.

در ایران، تحولات سیاسی و اقتصادی دهه‌های بعد، همچون سایه‌ای سنگین بر سر خودروسازان ماند. هر بار که درهای کشور کمی به روی همکاری خارجی باز شد، قراردادی برای انتقال تکنولوژی یا تولید مدل‌های جدید امضا شد؛ اما به‌محض بازگشت تحریم‌ها یا تغییر شرایط سیاسی، همان قراردادها نیمه‌کاره ماند و شرکا یکی‌یکی ایران را ترک کردند. نتیجه این چرخه چیزی جز بی‌ثباتی نبود: رشد در سال‌های کوتاهِ گشایش، و سقوط ناگهانی در سال‌های فشار.

اما چین داستان دیگری نوشت. این کشور با ورود به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱ نه‌تنها تعرفه‌ها را پایین آورد، بلکه قوانین جذب سرمایه و فناوری خارجی را بازطراحی کرد. در نتیجه، موجی از خودروسازان جهانی وارد شدند و رقابت واقعی شکل گرفت. همین فشار رقابتی، تولیدکنندگان بومی چین را مجبور کرد کیفیت را بالا ببرند، هزینه را کنترل کنند و به تدریج توانایی طراحی مستقل پیدا کنند.

به بیان دیگر، ایران در بازی سیاست، همیشه نیمه‌کاره ماند و فرصت‌های جهانی شدن را بارها از دست داد؛ اما چین با بهره‌گیری از همان سیاست جهانی، موتور شتاب خودروسازی‌اش را روشن کرد.

دهه‌های از دست‌رفته ایران در سایه تحریم و انحصار

ایران پس از موفقیت اولیه پیکان و شکل‌گیری ایران‌خودرو و سایپا، می‌توانست از مسیر مونتاژ به طراحی مستقل برسد. اما واقعیت این بود که دهه‌های بعد به جای جهش، بیشتر درگیر «بقا» شد.

تحریم‌های خارجی نخستین ضربه‌های بزرگ را زدند. هر بار که صنعت خودرو آماده همکاری با شرکای بین‌المللی شد، فشارهای سیاسی یا تحریم‌های مالی و بانکی، مسیر را قطع کرد. پژو و رنو نمونه روشن این رفت‌وآمدها هستند: بارها آمدند، سرمایه‌گذاری کردند و خطوط تولید راه افتاد، اما با تغییر شرایط، ناچار به خروج شدند و صنعت داخلی دوباره به عقب بازگشت.

از سوی دیگر، سیاست‌گذاری داخلی هم نقش تعیین‌کننده داشت. قیمت‌گذاری دستوری و تعرفه‌های سنگین واردات، بازاری انحصاری ساخت که در آن رقابتی برای ارتقای کیفیت وجود نداشت. خودروسازان داخلی مطمئن بودند هر محصولی حتی با کیفیت پایین مشتری خواهد داشت، چراکه مردم حق انتخاب واقعی نداشتند. همین انحصار طولانی، در عمل انگیزه برای نوآوری و بهبود را از میان برد.

به این ترتیب، آنچه می‌توانست به دهه‌های جهش تبدیل شود، به دهه‌های از دست‌رفته بدل شد؛ سال‌هایی که صنعت خودرو ایران بیشتر درجا زد تا اینکه گام بلندی به جلو بردارد.

موتور پیشرفت چین؛ رقابت داخلی و جذب فناوری خارجی

چین در همان سال‌هایی که خودروسازی ایران درگیر انحصار و تحریم بود، تصمیم گرفت راهی متفاوت برود. دولت پکن با سیاست «جوینت‌ونچر» یا مشارکت مشترک، درهای صنعت را به روی شرکت‌های بزرگ جهانی گشود. فولکس‌واگن، جنرال موتورز، تویوتا و بعدها هیوندای و هوندا، یکی پس از دیگری وارد شدند. شرط ورود ساده بود: انتقال فناوری، ایجاد شبکه قطعه‌سازی بومی و آموزش نیروی کار چینی.

اما نکته کلیدی، صرفاً جذب سرمایه خارجی نبود؛ بلکه رقابت داخلی بود که موتور واقعی این صنعت شد. ده‌ها شرکت کوچک و بزرگ در شهرهای مختلف چین، با پشتیبانی دولت‌های محلی، پا به میدان گذاشتند. این رقابت بی‌امان باعث شد حتی برندهای نوپا برای بقا ناچار به کاهش قیمت، بهبود کیفیت و سرعت در نوآوری شوند.

از سوی دیگر، چین یاد گرفت که چگونه «دانش وارداتی» را بومی کند. خودروهایی که ابتدا صرفاً با مونتاژ تولید می‌شدند، به‌تدریج با طراحی بومی جایگزین شدند. همین مسیر بود که برندهایی مثل چری، جیلی و بعدها BYD را به بازیگران جهانی تبدیل کرد.

به زبان ساده، چین در صنعتی که سال‌ها عقب‌تر از غرب بود، با ترکیب سیاست هوشمند، جذب فناوری خارجی و رقابت داخلی، گامی برداشت که امروز آن را به بزرگ‌ترین تولیدکننده و صادرکننده خودرو در جهان بدل کرده است.

برقی‌سازی و زیرساخت؛ سکوی پرتاب صنعت چین

نقطه عطف صنعت خودروسازی چین زمانی رقم خورد که دولت پکن تصمیم گرفت آینده را در «خودروی برقی» جست‌وجو کند. از اواخر دهه ۲۰۰۰، سیاست‌های یارانه‌ای خرید خودروهای برقی و هیبریدی آغاز شد؛ اما این تنها یک آغاز بود. خیلی زود، چین متوجه شد که یارانه به تنهایی کافی نیست و باید یک ساختار پایدار بسازد. به همین دلیل از سال ۲۰۱۷ «اعتبارهای NEV» (خودروهای انرژی نو) را معرفی کرد؛ نظامی که خودروسازان را ملزم می‌کرد بخشی از تولیدشان برقی باشد.

در کنار این سیاست، سرمایه‌گذاری گسترده در زیرساخت‌ها آغاز شد. چین با احداث صدها هزار ایستگاه شارژ در شهرهای بزرگ و جاده‌های اصلی، ریسک خرید خودرو برقی را برای مصرف‌کننده کاهش داد. بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، امروز بیش از دو سوم شارژرهای عمومی دنیا در چین قرار دارد؛ یعنی کشوری که نه‌تنها تولیدکننده خودرو برقی است، بلکه شبکه‌ای امن برای استفاده روزمره فراهم کرده است.

نتیجه این تصمیمات استراتژیک به‌وضوح دیده می‌شود: برندهایی مانند BYD و NIO در کنار تسلط CATL بر بازار باتری، چین را به قدرت اول جهان در حوزه خودروهای برقی تبدیل کرده‌اند. در سال ۲۰۲۳، بیش از نیمی از فروش خودروهای برقی جهان در چین رقم خورد و همین، سکوی پرتابی شد برای تصاحب بازارهای صادراتی.

در حالی که ایران هنوز درگیر تولید پلتفرم‌های قدیمی و محدودیت‌های ساختاری است، چین توانست با یک استراتژی ملی و هماهنگ، خود را به آینده صنعت خودرو پرتاب کند.

نقاط قوت و ضعف صنعت خودرو ایران

صنعت خودرو ایران، با همه فراز و نشیب‌هایش، همچنان یکی از بزرگ‌ترین صنایع کشور است؛ اما همین صنعت مجموعه‌ای از تضادها و تناقض‌ها را در خود دارد که هم نقاط قوت آن را نشان می‌دهد و هم ضعف‌های ساختاری‌اش را.

از نقاط قوت می‌توان به «بازار بزرگ داخلی» اشاره کرد. با جمعیتی جوان و تقاضای بالا برای خودرو، ایران همیشه بازاری تضمین‌شده برای خودروسازان داخلی داشته است. همین تقاضا باعث شد حتی در سال‌های تحریم، خطوط تولید روشن بمانند و صنعت خودرو به یکی از بزرگ‌ترین کارفرمایان کشور تبدیل شود. علاوه بر این، شبکه گسترده قطعه‌سازی که در طی دهه‌ها شکل گرفته، ظرفیت قابل‌توجهی برای جهش صنعتی ایجاد کرده است.

اما ضعف‌ها پررنگ‌تر و تعیین‌کننده‌ترند. نخستین ضعف، «انحصار و نبود رقابت» است؛ سیاست‌های تعرفه‌ای و ممنوعیت‌های واردات، فضایی ساختند که در آن کیفیت و ایمنی فدای تولید انبوه و سودآوری شد. دوم، «قیمت‌گذاری دستوری» بود که نه به سود مصرف‌کننده تمام شد و نه به سود تولیدکننده؛ مصرف‌کننده خودرویی با کیفیت پایین و قیمت بالا خرید، و تولیدکننده با زیان انباشته دست و پنجه نرم کرد. سومین ضعف، «فقدان پلتفرم‌سازی مستقل» است؛ ایران پس از دهه‌ها هنوز به‌جای طراحی موتور و بدنه‌های جدید، درگیر ارتقای جزئی مدل‌های قدیمی است.

این صنعت با چنین ترکیبی از قوت و ضعف، بیشتر به صنعتی «زنده اما گرفتار» شبیه است؛ صنعتی که توان بالقوه برای حرکت دارد، اما بار سنگین سیاست‌های غلط و تحریم، چرخ‌هایش را کند کرده است.

فرصت‌های سوخته و مسیرهای بازنشده

وقتی به تاریخ صنعت خودرو ایران نگاه می‌کنیم، پر است از فرصت‌هایی که می‌توانست مسیر را تغییر دهد اما از دست رفت.

یکی از این فرصت‌ها، برجام و بازگشت شرکای اروپایی بود. پژو و رنو با قراردادهای میلیاردی و وعده پلتفرم‌های مشترک وارد ایران شدند؛ خطوط تولید جدید در حال آماده‌سازی بود و حتی صحبت از صادرات خودروهای ایرانی به منطقه مطرح شد. اما خروج آمریکا از توافق در سال ۲۰۱۸ همه‌چیز را نیمه‌کاره گذاشت و بار دیگر همان چرخه تکراری «شروع با امید و پایان با ناامیدی» رقم خورد.

فرصت دیگر، بازار داخلی پرتقاضا بود که می‌توانست سکوی پرش برای صادرات شود. ایران می‌توانست با ارتقای کیفیت و استانداردها، بخشی از بازار منطقه را در اختیار بگیرد؛ اما تمرکز بیش از حد بر بازار بسته داخلی و نبود رقابت، این شانس را نابود کرد.

حتی در حوزه خودروهای برقی هم ایران دیر به میدان آمد. درحالی‌که چین با یارانه و سیاست‌های قاطع از اوایل دهه ۲۰۱۰ مسیر برقی‌سازی را آغاز کرده بود، ایران تازه در سال‌های اخیر بحث تولید محدود خودروهای برقی یا واردات نمونه‌های خارجی را مطرح کرده است؛ آن‌هم بدون زیرساخت شارژ و حمایت سیاستی پایدار.

به زبان ساده، هر بار که فرصتی برای جهش وجود داشت چه در همکاری خارجی، چه در توسعه فناوری و چه در بازار منطقه‌ای با تصمیم‌های شتاب‌زده یا فشارهای بیرونی از دست رفت. این همان «مسیرهای بازنشده»‌ای است که هنوز هم پیش روی صنعت خودرو ایران قرار دارند، اما عبور از آن‌ها نیازمند تغییر جدی در سیاست و نگاه مدیریتی است.

نسخه چینی برای آینده ایران؛ از رقابت تا برقی‌سازی

وقتی داستان صنعت خودرو چین را با ایران مقایسه می‌کنیم، تفاوت اصلی فقط در تکنولوژی یا سرمایه‌گذاری نیست؛ بلکه در مدیریت مسیر توسعه است. چین یک نقشه راه بلندمدت طراحی کرد و گام‌به‌گام اجرا نمود، درحالی‌که ایران بیشتر درگیر تصمیم‌های مقطعی و واکنش به بحران‌ها بود.

مدل چینی بر سه پایه استوار بود:
نخست، رقابت داخلی شدید. دولت چین اجازه داد صدها شرکت کوچک و بزرگ وارد میدان شوند؛ برخی شکست خوردند اما بقیه رشد کردند و کیفیت بالا رفت. در ایران اما بازار به چند خودروساز محدود و انحصاری سپرده شد، و همین نبود رقابت بزرگ‌ترین مانع نوآوری شد.

دوم، انتقال فناوری واقعی از طریق مشارکت خارجی. در قراردادهای جوینت‌ونچر، شرکت‌های جهانی موظف بودند دانش و فناوری را به طرف چینی منتقل کنند. در ایران هم قراردادهای مشابهی بسته شد، اما اغلب به مونتاژ ساده ختم شدند و با اولین موج تحریم، همه‌چیز از هم پاشید.

سوم، سیاست ملی برقی‌سازی. چین با یارانه، الزام قانونی و ایجاد زیرساخت شارژ، مصرف‌کننده و تولیدکننده را به سمت خودروهای برقی هل داد. همین سیاست امروز چین را به رهبر جهانی خودروهای برقی بدل کرده است. ایران در این عرصه هنوز در مرحله آزمون و خطاست و فرصت دارد با الگوبرداری هوشمندانه، بخشی از عقب‌ماندگی تاریخی خود را جبران کند.

درس مهم اینجاست: آینده صنعت خودرو ایران نه در تکرار مدل‌های قدیمی، که در بازآفرینی مسیر با محوریت رقابت، شفافیت، و برقی‌سازی است. اگر این سه اصل به‌طور واقعی در سیاست‌گذاری و اجرا دنبال شود، صنعت خودرو ایران می‌تواند از وضعیت فعلی خارج شده و سهمی جدی در بازارهای منطقه‌ای و حتی جهانی داشته باشد.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.