خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
رشد اجاره‌بها ۸ ماه پیاپی کمتر از نصف تورم عمومی ماند

رشد اجاره‌بها ۸ ماه پیاپی کمتر از نصف تورم عمومی ماند

سپر نامرئی رشد اجاره مسکن

سپر نامرئی رشد اجاره مسکن

تورم اجاره در مهر ۱۴۰۵ به ۳۳٫۴ درصد رسید؛ کمتر از تورم عمومی

تورم اجاره در مهر ۱۴۰۵ به ۳۳٫۴ درصد رسید؛ کمتر از تورم عمومی

کاهش شتاب تورم اجاره در ابتدای پاییز

کاهش شتاب تورم اجاره در ابتدای پاییز

شعب کشیک بانک مسکن پنج‌شنبه 7 آبان 1405؛ فهرست شعب فعال تهران و استان‌ها

شعب کشیک بانک مسکن پنج‌شنبه 7 آبان 1405؛ فهرست شعب فعال تهران و استان‌ها

هزینه ۸۰میلیونی سبد خانوار/انتظار ۱۰۴‌ساله کارگران برای خرید خانه

هزینه ۸۰میلیونی سبد خانوار/انتظار ۱۰۴‌ساله کارگران برای خرید خانه

قیمت زمین در ۱ سال ۴۰ درصد بالا رفت؛ دلار ۶۰ درصد گران شد

قیمت زمین در ۱ سال ۴۰ درصد بالا رفت؛ دلار ۶۰ درصد گران شد

۱۰ درصد رشد دلار؛ چند درصد رشد زمین؟

۱۰ درصد رشد دلار؛ چند درصد رشد زمین؟

معاملات مسکن و طلا باید با پول ملی انجام شود؛ جایگاه ارز خارجی چیست؟

معاملات مسکن و طلا باید با پول ملی انجام شود؛ جایگاه ارز خارجی چیست؟

هدف قرار گرفتن پایگاه ملک خالد در جنوب غرب عربستان توسط یمن؛ بلند شدن ستون‌های دود از منطقه

هدف قرار گرفتن پایگاه ملک خالد در جنوب غرب عربستان توسط یمن؛ بلند شدن ستون‌های دود از منطقه

از برج‌های خاموش تا خانه‌های دست‌نیافتنی

مسکن ایران دو بازار شد؛ لوکس‌ها در مدار دلار، متوسط‌ها زیر فشار معیشت

بازدید ۱٬۳۶۴نویسنده: رضا هاشمی
مسکن ایران دو بازار شد؛ لوکس‌ها در مدار دلار، متوسط‌ها زیر فشار معیشت

بازار مسکن ایران پس از جهش دلار و سایه مکانیسم ماشه، دیگر یکپارچه نیست؛ لوکس‌ها در مدار دلاری مانده‌اند و متوسط‌ها زیر فشار معیشت و رکود تقاضا.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بازار مسکن در هفته‌های اخیر شاهد سکوتی سنگین در معاملات و همزمان چسبندگی کم‌سابقه در قیمت‌ها بوده است. فعال شدن دوباره بحث مکانیسم ماشه، دلار را به کانال‌های تازه‌ای پرتاب کرد و انتظارات تورمی را بالا برد، اما در میان بنگاه‌های ملکی تهران تصویری شکل گرفت که نشان می‌داد تقاضای واقعی عقب نشسته و تنها سرمایه‌داران دلاری در گوشه‌ای از بازار لوکس همچنان حضور دارند. در این نقطه، مسکن ایران دیگر یک بازار واحد نیست؛ خانه‌های لوکس به مسیری می‌روند که بیشتر شبیه نمودار دلار است و خانه‌های متوسط گرفتار فشار معیشتی شده‌اند که خریدار واقعی را از پای میز معامله فراری داده است.

رکود عمومی و نشانه‌های واگرایی در معاملات

آنچه این روزها در بنگاه‌های املاک به چشم می‌آید، ترکیبی از «رکود سنگین» و «واگرایی پنهان» است. میانگین قیمت‌های پیشنهادی در تهران طی هفته‌های اخیر تقریباً ثابت مانده، اما حجم معاملات به شدت افت کرده است. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد فروشندگان در مناطق مصرفی برای جلب مشتری ناچار به ارائه تخفیف‌های غیررسمی و امتیازهای جانبی شده‌اند، در حالی که در مناطق لوکس، فایل‌ها همچنان با برچسب‌های دلاری و قیمت‌های بالای تابلو باقی مانده‌اند.

این تضاد نشان می‌دهد که پس از جهش ارزی و شوک روانی مکانیسم ماشه، بازار به دو نیم تقسیم شده است: بخش متوسط که با نبود تقاضای مصرفی فلج شده و بخش لوکس که به جای کاهش قیمت، به «توقف فروش» و صبر استراتژیک رو آورده است. همین واگرایی اولین نشانه آشکار از جدایی مسیرها در بازار مسکن ایران است.

خانه‌های لوکس؛ پناهگاه دلاری با قیمت‌های چسبنده

بازار لوکس در تهران و شهرهای بزرگ مدت‌هاست که از منطق مصرفی فاصله گرفته و به «پناهگاه دلاری» بدل شده است. آپارتمان‌های برج‌های شمال شهر، ویلاهای لواسان و خانه‌های خاص مناطق ۱ و ۲ تهران کمتر با حقوق و وام بانکی خریدوفروش می‌شوند و بیشتر با پول‌های دلاری و سرمایه‌های کلان جابه‌جا می‌گردند. به همین دلیل، جهش اخیر دلار پس از مکانیسم ماشه نه تنها باعث کاهش قیمت در این بخش نشد، بلکه فروشندگان را محتاط‌تر کرد و عرضه را محدود ساخت.

این گروه از مالکان به جای تخفیف دادن، ترجیح می‌دهند فایل‌هایشان را از بازار جمع کنند یا با نرخ‌های بالاتر «به‌روز» کنند. حتی برخی از آنها قیمت‌گذاری دلاری را مبنای کار قرار داده‌اند؛ موضوعی که عملاً لوکس‌ها را به بازاری مستقل از تورم ریالی و رکود عمومی تبدیل کرده است. چسبندگی قیمت در این بخش به قدری بالاست که رکود معاملاتی هم نتوانسته تابلوهای میلیاری را تکان دهد.

تفاوت‌های عرضه و تقاضا؛ چرا دو بازار از هم جدا می‌شوند؟

علت اصلی جدایی مسیر خانه‌های لوکس و متوسط را باید در منطق متفاوت عرضه و تقاضای این دو بازار جست‌وجو کرد. در سمت تقاضا، خریداران لوکس معمولاً سرمایه‌داران دلاری هستند؛ افرادی که نه به وام بانکی وابسته‌اند و نه نگران بازپرداخت اقساط. برای آن‌ها خرید ملک لوکس بیشتر یک «حفاظ تورمی» یا حتی یک «نماد منزلتی» است تا پاسخ به نیاز سکونت. در مقابل، تقاضا برای خانه‌های متوسط از دل حقوق‌بگیران و خانواده‌هایی می‌آید که همه معادلاتشان به ریال بسته شده و کوچک‌ترین نوسان نرخ ارز یا تورم معیشتی، توان ورودشان به بازار را از بین می‌برد.

در سمت عرضه نیز تفاوت‌ها آشکار است. سازندگان لوکس معمولاً زمین‌های گران را زودتر خریده و با سرمایه‌های غیر بانکی یا پیش‌فروش محدود، پروژه‌ها را بالا برده‌اند؛ آن‌ها برای فروش عجله ندارند و حاضرند ماه‌ها یا حتی سال‌ها صبر کنند تا ملکشان با قیمت دلخواه معامله شود. در مقابل، سازندگان و مالکان واحدهای متوسط اغلب به نقدینگی فوری نیاز دارند؛ چه برای بازپرداخت وام، چه برای تبدیل‌به‌احسن و چه برای جبران هزینه‌های جاری. این فشار نقدی باعث می‌شود انعطاف‌پذیری بیشتری در قیمت‌گذاری نشان دهند و همین اختلاف، شکاف بین دو بازار را عمیق‌تر می‌کند.

مسیرهای آینده: چسبندگی در بالا، رکود در میانه

چشم‌انداز کوتاه‌مدت بازار مسکن نشان می‌دهد که مسیر دو بخش لوکس و متوسط بیش از پیش از هم فاصله خواهد گرفت. در بازار لوکس، چسبندگی قیمت‌ها ادامه دارد؛ فروشندگان حاضر نیستند از برچسب‌های میلیاردی خود عقب‌نشینی کنند و حتی با رشد دلار، قیمت‌گذاری دلاری را تثبیت می‌کنند. در این بخش، معاملات اندک اما با ارقام بالا انجام می‌شود و عملاً بازار بیشتر حالت «انجماد با قیمت بالا» دارد تا کاهش واقعی.

در سوی مقابل، بازار متوسط در رکودی عمیق فرو رفته است. کاهش قدرت خرید خانوارها و وابستگی شدید به وام بانکی سبب شده تقاضا تقریباً متوقف شود. حتی اگر دلار جهش بیشتری داشته باشد، اثر آن در این بخش با تأخیر و به شکل افزایش هزینه‌های ساخت و فشار اجاره‌ها ظاهر خواهد شد. در عمل، قیمت اسمی واحدهای متوسط شاید تغییر چندانی نکند، اما «قیمت واقعی» با توجه به تورم عمومی کاهش می‌یابد و فروشندگان برای جذب خریدار ناچار به ارائه امتیازها و تخفیف‌های پنهان خواهند بود.

این مسیر دوگانه نشان می‌دهد در ماه‌های آینده لوکس‌ها همچنان در مدار دلاری باقی می‌مانند و متوسط‌ها زیر تیغ معیشت و رکود تقاضا گرفتار خواهند بود؛ شکافی که نه تنها کوتاه‌مدت نیست، بلکه می‌تواند آینده بازار مسکن ایران را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

پیامدهای اجتماعی و شهری جدایی دو بازار

جدایی مسیر لوکس‌ها و متوسط‌ها تنها یک اتفاق اقتصادی نیست، بلکه تبعات اجتماعی و شهری گسترده‌ای دارد. در بالای شهر، برج‌های لوکس با قیمت‌های میلیاردی و چراغ‌های خاموش به نمادی از «سرمایه منجمد» بدل شده‌اند؛ جایی که واحدها بیشتر به گاوصندوق دلاری شبیه‌اند تا سرپناهی برای زندگی. نرخ پایین سکونت در این پروژه‌ها، سیمای شهر را به دو نیم تقسیم کرده: جزیره‌های ثروت در یک‌سو و محله‌های متراکم و فشارزده در سوی دیگر.

در پایین شهر و بازار متوسط، خانواده‌های حقوق‌بگیر زیر بار اجاره‌های سنگین و قیمت‌های سرسام‌آور، بیش‌ازپیش به حاشیه رانده می‌شوند. این روند مهاجرت به مناطق کم‌برخوردار و حاشیه‌ای را تشدید می‌کند و در نتیجه فشار مضاعفی بر زیرساخت‌های شهری و حمل‌ونقل عمومی وارد می‌شود. از سوی دیگر، شکاف طبقاتی در شهرها عمیق‌تر شده و حس بی‌عدالتی اجتماعی را پررنگ‌تر می‌سازد؛ زیرا همان زمانی که خانه‌های میلیاردی در شمال تهران خالی مانده، در جنوب شهر خانواده‌ها برای یک واحد ۶۰ متری با هم رقابت می‌کنند.

این دوگانگی، بازار مسکن را به آینه‌ای از شکاف اجتماعی ایران تبدیل کرده است؛ بازاری که بیش از هر چیز نشان می‌دهد چرا سیاست‌گذاری‌های فعلی قادر به پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه نیستند.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.