به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، در هفتهای که گذشت، بازار جهانی طلا در یکی از پیچیدهترین و حساسترین مقاطع خود در سال قرار گرفت. قیمت طلا (XAU/USD) پس از چند روز حفظ موقعیت در بالای سطح روانی ۴۰۰۰ دلار، در اواخر هفته با کاهش نسبی روبهرو شد و به محدوده ۳۹۸۵ دلار در هر اونس رسید. این کاهش در شرایطی رخ داد که فدرال رزرو آمریکا پس از مدتها تصمیم به کاهش نرخ بهره گرفت، اما اظهارات محتاطانه جروم پاول در مورد آینده سیاستهای پولی، مسیر انتظارات را بهکلی تغییر داد. همزمان، دیدار میان دونالد ترامپ و شی جین پینگ به آتشبس موقت تجاری انجامید و احساسات ریسکپذیری را در بازارها تقویت کرد. در چنین شرایطی، طلا که معمولاً از فضای نااطمینانی سود میبرد، این بار تحت فشار مجموعهای از عوامل متضاد قرار گرفت؛ از دلار قوی و بازده اوراق خزانه گرفته تا بنبست بودجهای در آمریکا و خریدهای مداوم بانکهای مرکزی. در ادامه، هر یک از این عوامل و رویدادهای تأثیرگذار بهصورت تفصیلی بررسی میشود.
۱. کاهش قیمت طلا و دومین هفته منفی متوالی
طلا که در آغاز هفته توانسته بود جایگاه خود را در بالای مرز روانی ۴۰۰۰ دلار حفظ کند، در روز جمعه حدود ۱ درصد از ارزش خود را از دست داد و به نزدیکی ۳۹۸۵ دلار در هر اونس سقوط کرد. این کاهش، دومین هفته نزولی متوالی را برای این فلز رقم زد. در بازارهای جهانی، چنین افتی معمولاً نشاندهنده مرحلهای از «اصلاح قیمت» است که در آن خریداران و فروشندگان پس از دورهای از رشد شدید، به بازتنظیم موقعیتهای معاملاتی خود میپردازند. در واقع، بخشی از سرمایهگذاران سودهای پیشین خود را نقد کردند تا پیش از مشخص شدن مسیر بعدی سیاست پولی فدرال رزرو، از ریسکهای کوتاهمدت دور بمانند. این کاهش هرچند قابل توجه بود، اما هنوز نشانهای از تغییر روند بلندمدت صعودی به شمار نمیآید.
۲. نقش دلار قوی و بازده اوراق خزانه در محدود کردن رشد طلا
یکی از مهمترین دلایل فشار فروش بر طلا، تقویت دلار آمریکا و افزایش بازده اوراق خزانهداری بود. شاخص دلار (DXY) در روزهای پایانی هفته به نزدیکی سطح ۹۹.۷۰ واحد رسید که بالاترین سطح سهماهه محسوب میشود. در همین حال، بازده اوراق ۱۰ ساله خزانهداری از ۳.۸٪ به بالای ۴.۱٪ جهش کرد. افزایش بازده بدین معناست که سرمایهگذاران با خرید اوراق دولتی میتوانند سود تضمینشده بیشتری دریافت کنند، در حالی که طلا سودی به همراه ندارد. همین موضوع باعث کاهش جذابیت نگهداری طلا به عنوان دارایی جایگزین شد. علاوه بر آن، رشد دلار موجب میشود طلا برای دارندگان ارزهای دیگر گرانتر تمام شود، بنابراین تقاضای جهانی کاهش مییابد. در مجموع، این دو عامل همزمان سبب شدند تا طلا در عبور از مقاومتهای کلیدی با مانع روبهرو شود.
۳. اظهارات جروم پاول و تأثیر آن بر انتظارات بازار
جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، پس از تصمیم این نهاد برای کاهش نرخ بهره به میزان ۲۵ واحد پایه، در کنفرانس خبری خود موضعی محتاطانه اتخاذ کرد. او تأکید کرد که «کاهش نرخ بهره در نشست دسامبر نتیجه قطعی نیست» و سیاستگذاران تصمیمات بعدی خود را بر اساس دادههای تورمی و اشتغال خواهند گرفت. این موضع عملاً سیگنالی از توقف موقت چرخه کاهش نرخ بهره تلقی شد و انتظارات بازار را تغییر داد. سرمایهگذاران که پیشتر با احتمال بیش از ۹۰ درصد کاهش دیگر را در دسامبر پیشبینی میکردند، اکنون این احتمال را به حدود ۶۰ درصد کاهش دادهاند. چنین تغییری باعث شد سرمایهها از بازار طلا به سمت داراییهای با بازده ثابت حرکت کند، زیرا احتمال ادامه سیاستهای تسهیل پولی کمتر شده است.
۴. دیدار ترامپ و شی جین پینگ و اثر آن بر احساسات بازار
دیدار سران ایالات متحده و چین در حاشیه اجلاس اپک، یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی هفته بود. دونالد ترامپ و شی جین پینگ در این دیدار بر سر آتشبس یکساله در جنگ تعرفهای تا نوامبر ۲۰۲۶ به توافق رسیدند. طبق این توافق، آمریکا تعرفههای خود بر فنتانیل را از ۲۰٪ به ۱۰٪ کاهش داد و چین نیز عوارض تلافیجویانه بر محصولات کشاورزی آمریکایی را حذف کرد. افزون بر آن، پکن اجرای محدودیت صادرات عناصر خاکی کمیاب را به تعویق انداخت. این اقدامات سبب شد تا بازارها با خوشبینی موقت مواجه شوند و شاخصهای سهام جهانی رشد کنند. از آنجا که طلا معمولاً در زمان نگرانیهای اقتصادی مورد توجه قرار میگیرد، این فضای خوشبینانه موجب کاهش تقاضا برای داراییهای امن شد و طلا را تحت فشار قرار داد.
۵. تعطیلی دولت ایالات متحده و پیامدهای آن
تعطیلی دولت آمریکا وارد پنجمین هفته خود شده است و هنوز هیچ توافقی میان کنگره و دولت بر سر لایحه بودجه حاصل نشده است. این تعطیلی باعث توقف انتشار بسیاری از دادههای اقتصادی مهم از جمله آمار اشتغال و تولید صنعتی شده است. تحلیلگران هشدار دادهاند که تداوم این وضعیت میتواند بر فعالیت اقتصادی، مصرف خانوار و حتی اعتماد سرمایهگذاران اثر منفی بگذارد. با وجود این، چنین بحران سیاسیای معمولاً از یک جنبه به نفع طلا تمام میشود، زیرا در دورههای نااطمینانی و رکود احتمالی، سرمایهگذاران تمایل بیشتری به خرید داراییهای امن دارند. با این حال، در کوتاهمدت فشار بودجهای و بلاتکلیفی در سیاستگذاری میتواند موجب نوسانهای شدید در بازار شود.
۶. کاهش چشمگیر انتظارات از کاهش نرخ بهره
طبق دادههای بهروز ابزار CME FedWatch، احتمال کاهش نرخ بهره در نشست دسامبر از بیش از ۹۰٪ به حدود ۶۶٪ تنزل یافته است. این افت چشمگیر بازتابی از سخنان پاول و دادههای اخیر اقتصادی است که هنوز نشانهای قوی از رکود نشان نمیدهند. در نتیجه، بسیاری از سرمایهگذاران مواضع خود را تغییر دادند و شرطبندیهای قبلی بر روی کاهش پیدرپی نرخ بهره را کاهش دادند. این تغییر انتظارات در واقع نشانگر بازگشت به دیدگاه “احتیاط در سیاست پولی” است که به طور طبیعی باعث افزایش تقاضا برای دلار و کاهش جذابیت طلا میشود.
۷. عوامل بنیادی بلندمدت و نقش بانکهای مرکزی
در حالی که در کوتاهمدت فشار فروش بر طلا ادامه دارد، نیروهای بنیادی قوی همچنان از روند بلندمدت حمایت میکنند. بانکهای مرکزی جهان به خرید طلا ادامه میدهند تا ذخایر خود را از وابستگی به دلار متنوع کنند. طبق گزارش شورای جهانی طلا، بانکها در سهماهه سوم سال جاری حدود ۲۰۰ تن طلا خریداری کردهاند و در مسیر ثبت خرید سالانه ۹۰۰ تنی هستند. این روند ادامهدار باعث میشود تقاضای پایه برای طلا پایدار بماند. بانک مرکزی کره جنوبی نیز اعلام کرده است که پس از بیش از یک دهه، دوباره قصد خرید ذخایر طلای جدید را دارد. چنین سیاستهایی نهتنها ثبات تقاضا را تضمین میکند بلکه به عنوان پشتوانهای بلندمدت برای رشد قیمتها عمل میکند.
۸. تثبیت بازار در سطح ۴۰۰۰ دلار و اصلاح منطقی قیمت
پس از جهشهای قیمتی هفتههای گذشته، طلا در حال حاضر در محدوده ۴۰۰۰ دلار تثبیت شده است. اصلاح حدود ۱۱ درصدی از اوج اخیر اگرچه در نگاه اول منفی به نظر میرسد، اما برای بازسازی انرژی بازار و تصحیح قیمتها ضروری است. تحلیلگران میگویند بازار در این سطح احساس "راحتی" دارد، به این معنا که خریداران و فروشندگان در حال یافتن نقطه تعادل جدید هستند. تثبیت در چنین سطحی معمولاً مقدمهای برای موج بعدی صعودی محسوب میشود، بهویژه اگر دادههای اقتصادی آینده نشاندهنده تضعیف رشد یا افزایش فشار تورمی باشند.
۹. پیشبینیهای صعودی برای سال آینده
در کنفرانس سالانه انجمن بازار شمش لندن (LBMA)، اجماع گستردهای میان کارشناسان وجود داشت که طلا میتواند در سال آینده مقاومت ۵۰۰۰ دلار را آزمایش کند؛ افزایشی حدود ۲۵٪ نسبت به سطوح فعلی. بانکهای بزرگ بینالمللی از جمله HSBC، بانک آمریکا و سوسیته جنرال نیز در گزارشهای خود پیشبینی مشابهی ارائه دادهاند. به اعتقاد آنها، ترکیب عواملی چون سیاستهای پولی انبساطی در سایر کشورها، رشد کند اقتصادی جهانی و افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، زمینه را برای افزایش مداوم قیمت طلا فراهم میکند. همچنین شرکت تحقیقاتی Metals Focus بریتانیا اعلام کرده که علاوه بر طلا، نقره نیز ممکن است تا ۶۰ دلار افزایش یابد که نشانهای از تقویت کلی بازار فلزات گرانبهاست.
۱۰. دیدگاه محتاطانه بانک جهانی و Natixis
با وجود خوشبینی گسترده، برخی نهادهای معتبر مالی همچون بانک جهانی و مؤسسه فرانسوی Natixis موضعی محتاطانهتر دارند. بانک جهانی رشد ۵ درصدی قیمت طلا را برای سال آینده پیشبینی کرده و میانگین قیمت ۳۸۰۰ دلار را برای سال ۲۰۲۶ محتمل میداند. با این حال، حتی این پیشبینیها نیز نزولی نیستند؛ زیرا قیمتها همچنان بیش از ۱۸۰ درصد بالاتر از میانگین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ باقی خواهند ماند. این دیدگاه محتاطانه به نوعی بازتاب تعادل بین فشارهای تورمی و چشمانداز کاهش تنشهای سیاسی است.
۱۱. تشدید نگرانیهای ژئوپلیتیکی و خطر آزمایشهای هستهای
دونالد ترامپ اعلام کرد که به ارتش آمریکا دستور داده است آزمایشهای هستهای را از سر بگیرد، موضوعی که روسیه نیز بلافاصله تهدید کرد در صورت انجام چنین اقدامی، آن را تلافی خواهد کرد. این رویداد، بار دیگر سایه نگرانی را بر فضای ژئوپلیتیک انداخت و موجب شد تحلیلگران از بازگشت سرمایهگذاران به داراییهای امن سخن بگویند. چنین رویدادهایی میتوانند ناگهان تقاضای طلا را افزایش دهند، زیرا در شرایط تنش نظامی، طلا به عنوان پناهگاه مالی سنتی عمل میکند.
۱۲. تحلیل فنی و محدودههای کلیدی بازار
از دیدگاه تکنیکال، محدوده ۴۰۰۰ دلار در حال حاضر نقش حمایتی بسیار مهمی دارد. اگر طلا زیر این سطح بسته شود، احتمال سقوط تا ۳۹۵۰ دلار وجود دارد. در سوی دیگر، سطح ۴۰۵۰ تا ۴۱۷۵ دلار مقاومت کلیدی است که عبور از آن میتواند شتاب صعودی تازهای ایجاد کند. تحلیلگران مانند فیلیپ استریبل و لوکمن اوتونوگا تأکید کردهاند که بستهشدن هفتگی بالاتر از ۴۰۰۰ دلار نشانهای مثبت برای بازار در هفتههای آتی است. بنابراین، بازار در حال حاضر در محدودهای نوسانی میان حمایت و مقاومت قرار دارد که جهت بعدی را دادههای اقتصادی تعیین خواهند کرد.
۱۳. دادههای کلان اقتصادی پیشرو و تأثیر آنها
در هفته آینده مجموعهای از دادههای مهم اقتصادی منتشر خواهد شد که میتواند جهتگیری بازار طلا را تعیین کند. از جمله این دادهها، شاخص مدیران خرید بخش تولید (ISM)، گزارش اشتغال بخش خصوصی (ADP)، شاخص اعتماد مصرفکننده دانشگاه میشیگان و تصمیم سیاستی بانک انگلستان است. هرگونه نشانه از ضعف بازار کار یا کاهش اعتماد مصرفکننده میتواند احتمال ادامه کاهش نرخ بهره را افزایش داده و در نتیجه، به سود طلا تمام شود. از سوی دیگر، دادههای قوی ممکن است باعث بازگشت سرمایهها به سمت دلار گردد.
۱۴. افزایش استرس مالی و تأثیر آن بر اقتصاد خانوارهای آمریکایی
گزارش شرکت خدمات حقوقی LegalShield نشان میدهد که شاخص استرس مصرفکننده در آمریکا به بالاترین سطح پنجساله رسیده است. دلیل اصلی آن افزایش هزینههای زندگی، تأخیر در پرداخت حقوق کارکنان دولت بهواسطه تعطیلی، و افزایش نرخ بهره کارتهای اعتباری است. در چنین فضایی، تمایل مردم به مصرف کاهش یافته و نگرانیها درباره رکود افزایش یافته است. با وجود این، تحلیلگران معتقدند که بازار کار قوی میتواند تا حدی اثر این فشارها را خنثی کند. اما اگر تعطیلی دولت ادامه یابد و برنامههای حمایتی مثل SNAP متوقف شوند، اثر منفی آن بر اقتصاد عمومی تشدید خواهد شد.
۱۵. ارزیابی نهایی تحلیلگران بازار طلا
در نهایت، کارشناسان بازار بر این باورند که طلا در وضعیت گذار قرار دارد؛ یعنی هنوز بهطور کامل از مسیر صعودی فاصله نگرفته اما برای جهش مجدد نیز به دادهها و تحولات جدید نیاز دارد. تحلیلگرانی چون آرون هیل و اوله هانسن معتقدند بازار اکنون در حال تنفس است و دوره تثبیت فعلی میتواند سکوی پرتاب جدیدی برای حرکت بعدی باشد. به باور آنان، هر افتی به زیر سطح ۳۹۵۰ دلار فرصتی برای خرید محسوب میشود، زیرا نیروهای بنیادی همچنان از رشد بلندمدت حمایت میکنند؛ از جمله خریدهای بانکهای مرکزی، نااطمینانی سیاسی، و کندی رشد اقتصاد جهانی.
🏁 نتیجهگیری
بهطور کلی، بازار طلا در نقطهای حساس میان نیروهای متناقض اقتصادی و سیاسی قرار گرفته است. از یک سو، تقویت دلار، افزایش بازده اوراق خزانه و اظهارات محتاطانه فدرال رزرو فشار نزولی ایجاد کردهاند؛ و از سوی دیگر، تداوم خریدهای بانکهای مرکزی، نگرانیهای ژئوپلیتیکی و بنبست بودجهای آمریکا از قیمت طلا حمایت میکنند. تحلیلگران بر این باورند که محدوده ۴۰۰۰ دلار سطحی کلیدی است که حفظ آن میتواند مقدمهای برای بازگشت تدریجی روند صعودی باشد. در افق میانمدت، انتظار میرود که طلا با عبور از دوره تثبیت فعلی، مسیر خود را به سمت سطوح بالاتر باز کند و حتی تا پایان سال آینده به آستانه ۵۰۰۰ دلار در هر اونس برسد.















نظرات کاربران