به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز تا تاریخ ۷ فوریه ۲۰۲۶، آلومینیوم در بورس فلزات لندن (LME) برای قرارداد سهماهه در محدوده ۳٬۰۳۶٫۵ دلار به ازای هر تن معامله میشود؛ قیمتی که نشاندهنده یک بازگشت محدود حدود ۰.۳ درصدی پس از یک هفته پرنوسان و عمدتاً نزولی است. این بهبود جزئی، بیشتر بهعنوان یک واکنش تکنیکال و توقف موقت فشار فروش قابل تفسیر است تا شروع یک موج صعودی جدید.
در بازار نقدی (Cash Market)، فشار فروش شدیدتر بوده است. قیمت نقدی آلومینیوم بین ۳۰ ژانویه تا ۲ فوریه از حدود ۳٬۱۰۹ دلار به ۳٬۰۴۱ دلار سقوط کرد؛ افتی معادل ۲.۱۹ درصد که نشاندهنده خروج بخشی از سرمایهگذاران کوتاهمدت و کاهش اشتهای ریسک در بازار فلزات پایه است. این روند نزولی در اوایل فوریه ادامه یافت و قیمت حتی تا ۳٬۰۱۳.۵ دلار نیز عقبنشینی کرد؛ حرکتی که با افتهای روزانه ۱.۱ تا ۱.۷۷ درصدی همراه بود.
این اصلاح قیمتی پس از یک ژانویه بسیار قدرتمند رخ داد؛ ماهی که آلومینیوم برای اولین بار از سال ۲۰۲۲ موفق شد با قدرت از سطح ۳٬۰۰۰ دلار عبور کند. بنابراین، افت اخیر را میتوان بیش از آنکه نشانه ضعف ساختاری بازار دانست، نوعی اصلاح طبیعی پس از رشد شارپ تلقی کرد.
از منظر جریان سرمایه، دادههای مربوط به حجم معاملات و بهره باز (Open Interest) نشان میدهد که صندوقهای سرمایهگذاری در حال کاهش موقعیتهای خرید (De-risking) هستند. این رفتار معمولاً در فازهایی مشاهده میشود که بازار پس از یک رشد سریع، وارد مرحله بازتنظیم انتظارات میشود. با این حال، نکته مهم این است که سطح موجودی انبارها تغییر معناداری نداشته و نشانهای از مازاد عرضه فوری در بازار دیده نمیشود؛ موضوعی که اجازه نمیدهد اصلاح قیمت بهسرعت به یک روند نزولی عمیق تبدیل شود.
آلومینیوم همچنان پس از مس، دومین فلز پایه پرمعامله در LME محسوب میشود و نقدشوندگی بسیار بالایی حتی در سررسیدهای بلندمدت تا ۱۰ سال آینده دارد. این ویژگی، آلومینیوم را به یکی از ابزارهای اصلی پوشش ریسک برای صنایع و سرمایهگذاران تبدیل کرده است.
در بخش مواد اولیه، قیمت آلومینا – خوراک اصلی واحدهای ذوب – با رشد ۱.۳۲ درصدی به حدود ۳۱۰ دلار به ازای هر تن رسیده است. این افزایش، حاشیه سود تولیدکنندگان (Smelters) را تحت فشار قرار داده و در صورت تداوم، میتواند بهطور غیرمستقیم از قیمت آلومینیوم حمایت کند؛ چرا که هزینه تولید در حال افزایش است.
نسبت قیمت مس به آلومینیوم در حال حاضر در محدوده ۴.۱ برابر قرار دارد که بالاتر از میانگین دهساله است. این نسبت بالا، در صنایع مصرفکننده میتواند انگیزه جایگزینی مس با آلومینیوم را تقویت کند؛ عاملی که در میانمدت به نفع تقاضای آلومینیوم تمام میشود.
تحولات اخیر و فضای خبری بازار آلومینیوم
بازار آلومینیوم در ابتدای سال ۲۰۲۶ وارد فازی از نوسانات شدید شده که ریشه آن را باید در ترکیب عوامل کلان اقتصادی و محدودیتهای سمت عرضه جستوجو کرد. در روزهای اخیر، قیمت آلومینیوم به زیر ۳٬۰۳۵ دلار سقوط کرد و به پایینترین سطح خود از اواخر ۲۰۲۵ رسید؛ حرکتی که همزمان با تقویت دلار آمریکا و خروج سرمایه از بازارهای کالایی رخ داد.
در تاریخ ۶ فوریه گزارشها از افتی بیش از ۵ درصدی حکایت داشتند؛ افتی که عمدتاً ناشی از تعدیل همزمان قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش (Bid-Offer Adjustment) و کاهش نقدشوندگی لحظهای بود. با این حال، همین فشار فروش شدید باعث شد بازار بهسرعت وارد فاز تثبیت و سپس بازگشت جزئی شود.
در سمت عرضه، محدودیتها همچنان پررنگ هستند. سقف تولید ۴۵ میلیون تنی چین، مشکلات مربوط به آلومینا، و کندی رشد ظرفیت ذوب در اندونزی بهدلیل محدودیتهای انرژی، همگی مانع از افزایش سریع عرضه جهانی شدهاند. علاوه بر این، گمانهزنیها درباره محدودیتهای صادراتی احتمالی چین – مشابه آنچه در برخی فلزات دیگر دیده شده – ریسک کمبود عرضه را تشدید کرده است. سطح موجودی انبارهای رسمی نیز در کمترین سطوح چندساله قرار دارد که بهطور ساختاری از قیمتها حمایت میکند.
در مجموع، اگرچه بازار در کوتاهمدت با فشار اصلاحی مواجه شده، اما تصویر کلان همچنان نشان میدهد که آلومینیوم در یک چرخه فشرده عرضه قرار دارد؛ چرخهای که اجازه ریزشهای عمیق و پایدار را بهسادگی نمیدهد.
تحلیل تکنیکال؛ اصلاح در دل روندی که هنوز زنده است
از منظر تکنیکال، رفتار قیمتی آلومینیوم در هفتههای ابتدایی ۲۰۲۶ بیشتر شبیه یک «فاز هضم» پس از رشد سنگین ماه ژانویه است تا نشانهای از تغییر روند اصلی. افتهای اخیر که در برخی روزها به ۱.۵ تا ۱.۸ درصد هم رسید، ساختاری از سقفهای پایینتر اما کفهای بالاتر را شکل داده که معمولاً در بازارهای کالایی پیشدرآمد یک حرکت جهتدار جدید تلقی میشود. این الگو نشان میدهد فروشندگان قدرت تخریب روند را ندارند و بیشتر شاهد جابهجایی ریسک و خروج موقت سرمایههای کوتاهمدت هستیم.
در نمودارهای میانمدت، تشکیل الگوی بازگشتی «سر و شانه معکوس» توجه بسیاری از تحلیلگران را جلب کرده است. شانهها در محدوده ۲,۰۹۰ تا ۲,۱۶۵ دلار و کف اصلی در حوالی ۲,۰۷۵ دلار شکل گرفته و در صورت تثبیت شکست ناحیه ۲,۳۸۰ تا ۲,۴۵۰ دلار، میتواند موج جدیدی از تقاضای تکنیکال را فعال کند. اگر این شکست با افزایش حجم معاملات همراه شود، بازار ظرفیت آن را دارد که دوباره به سمت سقفهای تاریخی حرکت کند.
در کوتاهمدت، سطح ۳,۰۰۰ دلار بهعنوان یک کف روانی و تکنیکال بسیار مهم عمل میکند؛ سطحی که هم با هزینههای تولید بسیاری از ذوبکنندگان همپوشانی دارد و هم از نظر ذهنی برای بازار اهمیت بالایی دارد. پایینتر از این ناحیه، محدوده ۲,۹۰۰ دلار بهعنوان کف هزینهای میتواند نقش ضربهگیر را ایفا کند. از سوی دیگر، مقاومتهای ۳,۲۰۰ و سپس ۳,۴۰۰ دلار بهعنوان اهداف بالقوه در سناریوی صعودی مطرح هستند؛ بهویژه اگر سقف ۳,۲۴۱ دلار با قدرت شکسته شود.
اندیکاتورها نیز تصویری دوگانه اما سالم ارائه میدهند. شکلگیری کندلهای سایهبلند در سقف کانال صعودی نشانهای از خستگی کوتاهمدت خریداران است، اما کاهش حجم معاملات بیشتر به معنای نبود فروش تهاجمی است تا آغاز یک روند نزولی جدید. دادههای موقعیت صندوقهای سرمایهگذاری نشان میدهد اگرچه بخشی از موقعیتهای خرید کاهش یافته، اما خالص موقعیتها همچنان در سطح بالایی قرار دارد؛ عاملی که از باقیماندن دیدگاه صعودی در لایههای عمیقتر بازار حکایت میکند.
تحلیل بنیادی؛ بازاری که با کمبود ساختاری زندگی میکند
در بُعد بنیادی، آلومینیوم همچنان یکی از معدود فلزات پایهای است که با کمبود ساختاری عرضه مواجه است. برآوردها نشان میدهد کسری بازار جهانی در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۰ هزار تن بوده و این عدد در ۲۰۲۶ میتواند به نزدیکی ۲۰۰ هزار تن برسد؛ آن هم در شرایطی که سقف تولید ۴۵ میلیون تنی چین همچنان پابرجا بماند و اختلالاتی مانند توقف تولید در ایسلند یا محدودیتهای انرژی در سایر مناطق ادامه پیدا کند. این کسری نهتنها روی قیمت نقدی فشار صعودی ایجاد میکند، بلکه باعث کاهش تدریجی موجودی انبارها در سطح جهانی شده است.
در سمت عرضه، مشکلات زنجیره تأمین آلومینا، رشد قیمت این ماده اولیه و افزایش هزینه انرژی، حاشیه سود ذوبکنندگان را فشرده کرده است. افزایش تعرفههای وارداتی در آمریکا و اروپا – که در برخی موارد به ۲۵ درصد و حتی بالاتر رسیده – جریانهای تجاری را مختل کرده و باعث رشد پریمیومهای منطقهای شده است. در همین حال، توسعه ظرفیتهای جدید در کشورهایی مانند اندونزی با سرعتی کمتر از انتظار پیش میرود و محدودیتهای زیرساختی، اجازه جبران سریع کمبودها را نمیدهد.
در سمت تقاضا، تصویر همچنان امیدوارکننده است. رشد صنعت خودروهای برقی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بستهبندی و پروژههای زیرساختی، مصرف آلومینیوم را در سطوح بالایی نگه داشته است. نسبت بالای قیمت مس به آلومینیوم – که اکنون بالاتر از میانگین دهساله قرار دارد – میتواند روند جایگزینی این دو فلز را در برخی کاربردها تشدید کند و تقاضای بیشتری را به سمت آلومینیوم سوق دهد.
جمعبندی و چشمانداز؛ اصلاحها را دستکم نگیریم، اما روند را هم فراموش نکنیم
در مجموع، آلومینیوم در ابتدای ۲۰۲۶ وارد فازی شده که نوسان، جزء جداییناپذیر آن است. اصلاحهای مقطعی، بیشتر ناشی از عوامل کلان مانند قدرت دلار، سیاستهای پولی و جابهجایی سرمایههاست، نه تغییر بنیادین در عرضه و تقاضا. بسیاری از تحلیلگران انتظار دارند قیمتها در ماه فوریه عمدتاً در بازه ۳,۰۰۰ تا ۳,۲۰۰ دلار نوسان کنند، اما در افق میانمدت، سناریوی بازگشت به سطوح بالاتر همچنان روی میز باقی میماند.
میانگین پیشبینیها برای سال ۲۰۲۶ در بازه ۲,۶۳۰ تا ۲,۹۰۰ دلار قرار دارد، اما سناریوهای خوشبینانهتری نیز وجود دارد که با تشدید کسری بازار و کاهش بیشتر موجودیها، قیمتهایی در محدوده ۳,۲۰۰ تا ۳,۴۰۰ دلار را محتمل میدانند. در چنین فضایی، آلومینیوم بیش از آنکه یک دارایی کمریسک باشد، فلزی با پتانسیل بازدهی بالا و نوسان قابلتوجه است؛ بازاری که هر اصلاح آن میتواند فرصتی برای ارزیابی مجدد روند اصلی باشد، نه لزوماً نشانه پایان آن.















نظرات کاربران