خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

واگرایی قیمت سهام با واقعیت‌هایِ بازدهی

فراتر از نوسان؛ چرا بازار اوراق قرضه به سهام‌داران هشدار می‌دهد؟

بازدید ۲۴۴نویسنده: رضا هاشمی
فراتر از نوسان؛ چرا بازار اوراق قرضه به سهام‌داران هشدار می‌دهد؟

شکاف میان سودآوری بازار سهام و بازدهی اوراق قرضه به باریک‌ترین سطح خود در دو دهه اخیر رسیده است. در حالی که تب هوش مصنوعی، قیمت سهام را به اوج رسانده، بازدهی ۴.۵ درصدی اوراق قرضه دولتی، عملاً منطق سرمایه‌گذاری پرریسک را زیر سوال برده است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز در قلب وال‌استریت، جایی که نبض بازارهای مالی جهان می‌زند، یک قانون دیرینه در حال رنگ باختن است. قانون «پاداش ریسک». این روزها، سرمایه‌گذاران با سرعتی دیوانه‌وار به سمت سهام هجوم می‌برند، اما وقتی به اعداد و ارقام نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که این هیجان، پشتوانه‌ای منطقی ندارد. شاخص کلیدی «پاداش ریسک سهام» که عملاً تفاوت سود سهام نسبت به اوراق قرضه بی‌ریسک دولتی را می‌سنجد به کمترین میزان خود در دو دهه اخیر رسیده است. این یعنی شما امروز برای پذیرفتن ریسک نوسانات شدید بازار سهام، تنها اندکی بیشتر از بازدهی تضمین‌شده اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا، عایدی خواهید داشت.

این وضعیت، که با افزایش حدود ۶۰ درصدی قیمت نفت و هراس از تورم جهانی تشدید شده، محاسبات را به هم ریخته است. بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا که قبلاً ۴ درصد بود، حالا به ۴.۵۷ درصد رسیده؛ در حالی که قیمت سهام با سرعت سرسام‌آوری در حال رشد است و سود شرکت‌ها نسبت به این قیمت‌های بالا، عملاً کاهش یافته. این «ناهم‌خوانی» فاحش میان بازار اوراق قرضه (که نگران آینده تورم است) و بازار سهام (که به نظر می‌رسد در رویا سیر می‌کند)، زنگ خطری جدی است. داده‌های تاریخی نشان می‌دهند که چنین شکافی، به خصوص پس از حباب دات‌کام، معمولاً پیش‌درآمد بازدهی‌های ضعیف و ناامیدکننده سهام در آینده بوده است. سوال کلیدی اینجاست: آیا این بار هم «قانون جاذبه» بازار سهام را به زمین خواهد کوبید، یا این که دوران جدیدی از رشد سودآوری شرکت‌ها آغاز شده که این شکاف را توجیه می‌کند؟

اهرم نفت و باروت؛ وقتی تورم انتظار کاهش نرخ بهره را به باد داد

جهش ناگهانی قیمت نفت که بخش قابل توجهی از آن به تنش‌های فزاینده در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز بازمی‌گردد نه تنها سفره‌های انرژی جهان را با تهدید مواجه کرده، بلکه انتظارات بازارها را نسبت به آینده نرخ بهره به کلی دگرگون ساخته است. در حالی که تا همین چندی پیش، بسیاری از تحلیلگران و سرمایه‌گذاران روی کاهش قریب‌الوقوع نرخ بهره توسط فدرال رزرو آمریکا در سال ۲۰۲۶ حساب باز کرده بودند، اکنون این امیدها رنگ باخته است. افزایش حدود ۶۰ درصدی قیمت نفت در سال جاری، موتور تورم را دوباره روشن کرده و این موضوع، محاسبات فدرال رزرو را پیچیده کرده است.

این تغییر در چشم‌انداز تورمی، مستقیماً بر بازار اوراق قرضه تأثیر گذاشته است. زمانی که نگرانی از تورم بالا می‌رود، سرمایه‌گذاران به دنبال بازدهی بیشتری هستند تا قدرت خرید خود را حفظ کنند؛ بنابراین، بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا از ۳.۹۶ درصد (قبل از حملات اخیر به ایران) به ۴.۵۷ درصد افزایش یافته است. این افزایش در بازدهی اوراق قرضه، به طور طبیعی جذابیت آن‌ها را برای سرمایه‌گذاران بیشتر می‌کند و در نتیجه، شکاف میان بازدهی اوراق قرضه و سهام را کاهش می‌دهد. در واقع، بازار اوراق قرضه سیگنال صریح و روشنی درباره نگرانی‌های فزاینده از تورم ارسال می‌کند، اما بازار سهام که به نظر می‌رسد بیشتر تحت تأثیر خوش‌بینی‌های مقطعی (مانند پیشرفت‌های هوش مصنوعی) قرار دارد، این سیگنال‌ها را نادیده می‌گیرد. این «عدم تطابق» میان دو بازار کلیدی، نشان‌دهنده یک ریسک پنهان و بالقوه بزرگ در ساختار فعلی بازارهای مالی است.

قمار روی هوش مصنوعی؛ آیا ارزش‌گذاری‌های نجومی توجیه‌پذیرند؟

درست در زمانی که تنش‌های جهانی و نگرانی از تورم، بازار اوراق قرضه را به سمت افزایش بازدهی سوق داده است، بازار سهام با سرعتی خیره‌کننده در حال پیشروی است. عامل اصلی این موج صعودی، بی‌شک، «هوش مصنوعی» است. تب و تاب پیرامون پتانسیل تحول‌آفرین هوش مصنوعی، شرکت‌های فناوری را به صدر بازار رسانده و ارزش‌گذاری آن‌ها را به سطوحی رسانده که برخی تحلیلگران را به یاد دوران حباب دات‌کام در اوایل دهه ۲۰۰۰ می‌اندازد. شرکت‌هایی که حتی هنوز سود قابل توجهی را تجربه نکرده‌اند، با اتکا به وعده‌های آینده‌ای روشن در حوزه هوش مصنوعی، ارزش بازاری میلیارد دلاری پیدا کرده‌اند.

اما آیا این خوش‌بینی، بیش از حد نیست؟ برخی کارشناسان، مانند Don Calcagni، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری در FiscalNote، هشدار می‌دهند که ارزش‌گذاری‌های فعلی در بازار سهام، به خصوص در بخش فناوری، از واقعیت‌های اقتصادی فاصله گرفته است. آن‌ها معتقدند که سودهای آتی شرکت‌ها به طور اغراق‌آمیزی پیش‌بینی شده و بازار در حال «قمار» بر روی سناریوهایی است که شاید هرگز به طور کامل محقق نشوند. در دوران حباب دات‌کام، شرکت‌های زیادی با وعده‌های مشابه، ارزش‌گذاری شدند و در نهایت فرو ریختند. امروز نیز، با وجود پیشرفت‌های واقعی در هوش مصنوعی، این نگرانی وجود دارد که بازار، ریسک‌های ذاتی و چالش‌های عملیاتی را نادیده گرفته و بیش از حد به یک عامل واحد (هوش مصنوعی) تکیه کرده است. این شکاف میان ارزیابی بازار سهام و سیگنال‌های نگران‌کننده بازار اوراق قرضه، پرسش اساسی را مطرح می‌کند: آیا این روند صعودی پایدار است یا صرفاً حبابی دیگر در شرف ترکیدن؟

فرجام یک توهم؛ گذار از «ثروت ملکی» به واقعیت اقتصادی

آنچه امروز در ترازوی وال‌استریت مشاهده می‌کنیم، فراتر از یک نوسان ساده، نشان‌دهنده فروپاشی پارادایمی است که برای بیش از یک دهه بر بازارها حاکم بود: دوران «نبود جایگزین برای سهام» (TINA). برای سال‌ها، نرخ بهره نزدیک به صفر باعث شده بود که اوراق قرضه عملاً از حیز انتفاع ساقط شوند و سرمایه‌گذاران برای کسب کمترین بازدهی، چاره‌ای جز هجوم به بازار سهام نداشته باشند. اما اکنون، بازگشت بازدهی اوراق قرضه به بالای ۴.۵ درصد، نه تنها یک رقیب جدی برای سهام ایجاد کرده، بلکه «پاداش ریسک» را به یک عدد نمادین و بی‌ارزش تبدیل کرده است.

حقیقت تحلیلی اینجاست: بازار سهام در حال حاضر بر روی «کمال» قمار می‌کند. قیمت‌های فعلی تنها در صورتی توجیه‌پذیر هستند که هوش مصنوعی معجزه‌ای در سودآوری شرکت‌ها ایجاد کند و تورم به شکلی معجزه‌آسا و بدون نیاز به نرخ بهره بالا، مهار شود. اما بازار اوراق قرضه، که معمولاً «هوشمندترین پول» در اقتصاد محسوب می‌شود، روایت دیگری دارد؛ روایتی از تورم ماندگار و نرخ بهره‌ای که به این زودی‌ها پایین نخواهد آمد.

نتیجه این وضعیت، گذار از یک عصر سرمایه‌گذاری «ساده و تضمین‌شده» به دوره‌ای است که می‌توان آن را «سرمایه‌گذاری سخت» نامید. در این دوران، دیگر صرفاً «خریدن و نگه داشتن» شاخص‌های کلان بورس، تضمین‌کننده ثروت نخواهد بود. وقتی پاداش ریسک ناپدید می‌شود، یعنی بازار در حال بازگشت به واقعیت‌های سخت اقتصادی است؛ جایی که ارزش هر سهم باید با ترازنامه‌های واقعی و سودهای عملیاتی سنجیده شود، نه با رویاپردازی‌های تکنولوژیک. وال‌استریت در حال نزدیک شدن به لحظه حقیقت است؛ لحظه‌ای که در آن یا باید سود شرکت‌ها جهشی بی‌سابقه داشته باشد، یا قیمت سهام برای هم‌ترازی با واقعیت اوراق قرضه، تن به یک اصلاح دردناک بدهد.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.