به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار جهانی روی (Zinc) در نخستین روزهای ژوئن ۲۰۲۶ در شرایطی معامله میشود که قیمتها به محدوده ۳۵۵۰ تا ۳۶۲۰ دلار به ازای هر تن در بورس فلزات لندن (LME) رسیدهاند؛ سطحی که بالاترین قیمت چند سال اخیر محسوب میشود و نشاندهنده رشد حدود ۶ تا ۷ درصدی طی یک ماه گذشته و بیش از ۳۰ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل است. این رشد قابلتوجه در حالی رخ داده که بسیاری از پیشبینیهای بلندمدت همچنان از افزایش ظرفیت تولید و احتمال بازگشت مازاد عرضه در سالهای آینده سخن میگویند.
در ظاهر، بازار روی با یک تناقض مهم مواجه است. از یک سو، سرمایهگذاریهای جدید معدنی و توسعه ظرفیت ذوب در کشورهای مختلف نوید افزایش عرضه را میدهند و از سوی دیگر، اختلالات غیرمنتظره در زنجیره تولید موجب شدهاند که بازار نقدی با کمبود محسوس مواجه شود. همین تضاد میان واقعیت فعلی و انتظارات آینده، یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده رفتار قیمت روی در سال ۲۰۲۶ محسوب میشود.
حادثههای اخیر در واحدهای ذوب پرو و قزاقستان، کاهش ذخایر قابل تحویل و افت موجودی انبارهای بورس فلزات لندن باعث شدهاند که معاملهگران نسبت به تامین کوتاهمدت فلز روی نگرانی بیشتری داشته باشند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری ساختار Backwardation در منحنی آتی روی است؛ پدیدهای که معمولاً نشانه کمبود عرضه در بازار نقدی و افزایش تمایل خریداران برای تامین فوری کالا تلقی میشود.
بازگشت معادن به مدار تولید؛ اما نه به اندازهای که بازار انتظار داشت
پس از چند سال محدودیت تولید و کاهش استخراج در برخی مناطق کلیدی جهان، سال ۲۰۲۵ شاهد بازگشت قدرتمند تولید معدنی روی بود. تولید جهانی معادن بین ۴.۶ تا ۴.۸ درصد رشد کرد و بخشی از کمبودهای انباشته سالهای گذشته را جبران نمود. با این حال، انتظار میرود نرخ رشد در سال ۲۰۲۶ به شکل محسوسی کاهش یابد و در محدوده ۰.۳ تا ۲.۴ درصد قرار گیرد.
برآوردها نشان میدهد تولید معدنی جهانی روی در سال جاری به حدود ۱۲.۵ تا ۱۲.۸ میلیون تن خواهد رسید. چین همچنان نقش تعیینکنندهای در این روند ایفا میکند، اما افزایش تولید در جمهوری دموکراتیک کنگو به واسطه توسعه پروژه Kipushi، رشد ظرفیت در اروپا، برزیل و بهرهبرداری از پروژههای جدید نیز در افزایش عرضه جهانی موثر خواهند بود.
با وجود این رشد، مشکلات عملیاتی برخی معادن بزرگ مانع از آن شده است که عرضه معدنی با سرعت مورد انتظار افزایش یابد. کاهش عیار ذخایر در معدن Red Dog و توقف یا محدودیت فعالیت در برخی پروژههای دیگر موجب شدهاند فشار بر بازار کنسانتره ادامه پیدا کند. کاهش Treatment Charge یا همان هزینه فرآوری کنسانتره نیز نشانه دیگری از محدودیت نسبی عرضه مواد اولیه برای واحدهای ذوب است.
در چنین شرایطی، بازار هنوز نتوانسته از مرحله کمبود کوتاهمدت عبور کند. هرچند راهاندازی مجدد برخی معادن و پروژهها از جمله Tara و Garpenberg میتواند در نیمه دوم سال بخشی از این فشار را کاهش دهد، اما تا زمان رسیدن ظرفیتهای جدید به تولید پایدار، نگرانیهای عرضه همچنان در قیمتها منعکس خواهد شد.
ظرفیتهای ذوب جدید معادله عرضه جهانی را تغییر میدهند
اگرچه بخش استخراج با سرعتی محدود در حال رشد است، اما وضعیت در بخش فلز تصفیهشده متفاوت به نظر میرسد. واحدهای ذوب جدید، بهویژه در چین، باعث شدهاند ظرفیت تولید فلز روی سریعتر از تولید معدنی افزایش پیدا کند.
پروژههای مرتبط با منطقه Huoshaoyun و سایر سرمایهگذاریهای انجامشده در صنایع ذوب چین نقش مهمی در این روند ایفا میکنند. علاوه بر این، بهبود دسترسی به کنسانتره نسبت به سالهای گذشته موجب شده است بسیاری از واحدهای فرآوری با نرخ بهرهبرداری بالاتری فعالیت کنند.
پیشبینیها حاکی از آن است که تولید فلز تصفیهشده روی در فاصله سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ بین ۱.۴ تا ۲.۷ درصد افزایش یابد و حجم تولید جهانی به محدوده ۱۴ میلیون تن نزدیک شود. این رقم از منظر بنیادی اهمیت بالایی دارد زیرا نشان میدهد ظرفیت بالقوه عرضه در حال رشد است و در صورت کاهش اختلالات عملیاتی، میتواند فشار صعودی قیمتها را محدود کند.
با این حال، شکاف زمانی میان توسعه ظرفیت و ورود کامل آن به بازار همچنان یک عامل تعیینکننده محسوب میشود. بسیاری از پروژههای جدید هنوز به سطح تولید پایدار نرسیدهاند و همین مسئله باعث شده تاثیر کامل افزایش ظرفیت در تراز عرضه و تقاضا مشاهده نشود.
تقاضای صنعتی همچنان ستون اصلی بازار روی باقی مانده است
در سمت تقاضا، بازار روی تصویری باثباتتر نسبت به بسیاری از فلزات پایه ارائه میدهد. بر اساس برآوردهای گروه بینالمللی مطالعات سرب و روی (ILZSG)، مصرف جهانی روی تصفیهشده در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۱ درصد رشد کرده و به نزدیکی ۱۳.۷ میلیون تن رسیده است. انتظار میرود این روند در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یافته و مصرف جهانی به حدود ۱۳.۸۶ میلیون تن افزایش یابد.
بیش از نیمی از مصرف جهانی روی در صنعت گالوانیزهسازی فولاد متمرکز است. این ویژگی سبب شده عملکرد صنایع ساختمانی، زیرساختی و تولیدی تأثیر مستقیمی بر چشمانداز تقاضای این فلز داشته باشد. پس از گالوانیزهسازی، صنایع آلیاژسازی، ریختهگری تحت فشار و کاربردهای نوظهور در حوزه ذخیرهسازی انرژی و فناوریهای پاک قرار دارند.
چین همچنان بزرگترین مصرفکننده روی جهان است و بیش از نیمی از تقاضای جهانی را در اختیار دارد. با این حال، وضعیت اقتصادی این کشور سیگنالهای متناقضی به بازار ارسال میکند. رشد تولید خودرو و توسعه برخی صنایع تولیدی از مصرف روی حمایت میکنند، اما رکود نسبی بخش املاک و مستغلات همچنان به عنوان یک عامل بازدارنده عمل میکند.
در خارج از چین، تصویر تقاضا تا حدی امیدوارکنندهتر است. سرمایهگذاریهای زیرساختی در آمریکا، افزایش فعالیتهای صنعتی در هند و بهبود تدریجی اقتصاد اروپا موجب شدهاند مصرف روی در این مناطق روندی صعودی داشته باشد. همین موضوع بخشی از نگرانیهای ناشی از ضعف بخش مسکن چین را جبران کرده است.
روندهای ساختاری بلندمدت جایگاه روی را تقویت میکنند
فراتر از نوسانات کوتاهمدت، چند روند کلان اقتصادی در حال شکل دادن به چشمانداز بلندمدت بازار روی هستند. توسعه زیرساختهای انرژی، افزایش سرمایهگذاری در شبکههای انتقال برق، رشد صنعت خودروهای برقی و نیاز گسترده به فولاد گالوانیزهشده از جمله عواملی هستند که مصرف این فلز را در دهه آینده حمایت میکنند.
افزایش پروژههای انرژی تجدیدپذیر نیز به شکل غیرمستقیم تقاضا برای روی را تقویت میکند. توربینهای بادی، تجهیزات انتقال انرژی و بسیاری از سازههای صنعتی برای افزایش مقاومت در برابر خوردگی به پوششهای گالوانیزه وابسته هستند. همین مسئله موجب شده نقش روی در زنجیره توسعه زیرساختهای سبز پررنگتر شود.
در کنار این عوامل، رشد سرمایهگذاری در مراکز داده، توسعه هوش مصنوعی و افزایش مصرف فلزات پایه در پروژههای صنعتی بزرگ نیز به بهبود احساسات سرمایهگذاران نسبت به بازار فلزات کمک کرده است. اگرچه این محرکها اثر مستقیمی مشابه مس یا آلومینیوم بر روی ندارند، اما در فضای کلی بازار کالاها نقش حمایتی ایفا میکنند.
بر همین اساس، بسیاری از گزارشهای صنعتی نرخ رشد سالانه مرکب بازار جهانی روی را در دهه آینده بین ۵.۵ تا ۷.۵ درصد برآورد میکنند؛ رقمی که نشاندهنده پایداری نسبی تقاضای بلندمدت این فلز است.
تراز بازار در آستانه تغییر؛ از کمبود فعلی تا احتمال تعادل عرضه
یکی از مهمترین تحولات سال جاری، بازنگری پیشبینیهای مربوط به تراز بازار جهانی روی بوده است. در حالی که برخی برآوردهای گذشته از مازاد عرضه ۸۵ تا ۲۷۱ هزار تنی سخن میگفتند، اختلالات تولید و محدودیتهای عرضه باعث شدهاند این پیشبینیها به سمت بازار متعادل یا حتی کسری محدود حرکت کنند.
ارزیابیهای جدید ILZSG نشان میدهد بازار جهانی روی در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به جای مازاد قابل توجه، احتمالاً با شرایط نزدیک به تعادل مواجه خواهد بود. این تغییر دیدگاه تأثیر مهمی بر رفتار سرمایهگذاران داشته و از رشد قیمتها در ماههای اخیر حمایت کرده است.
با وجود این، تفاوتهای منطقهای همچنان قابل توجه هستند. بازار چین در برخی دورهها با مازاد نسبی مواجه است، در حالی که بازارهای خارج از چین شرایط فشردهتری را تجربه میکنند. افزایش صادرات چین تا حدی این شکاف را کاهش داده اما محدودیتهای لجستیکی و اختلاف حاشیه سود مانع از انتقال کامل این مازاد به بازارهای بینالمللی شده است.
موجودی پایین انبارهای بورس فلزات لندن نیز به عنوان یک عامل کلیدی در حفظ فضای صعودی بازار عمل میکند. زمانی که ذخایر در سطوح پایین تاریخی قرار میگیرند، حتی اختلالات محدود در عرضه میتوانند واکنش شدید قیمتی ایجاد کنند.
صعود تکنیکال روی در سایه کمبود موجودیها
از منظر تکنیکال، بازار روی طی ماههای اخیر یکی از قدرتمندترین روندهای صعودی خود را تجربه کرده است. عبور قیمت از مقاومتهای میانمدت و ثبت سقفهای جدید چندساله در محدوده ۳۶۰۰ دلار نشان میدهد خریداران همچنان کنترل بازار را در اختیار دارند.
میانگینهای متحرک اصلی در تایمفریمهای روزانه و هفتگی سیگنالهای خرید قدرتمندی ارائه میکنند و ساختار کلی نمودار همچنان در قالب روند صعودی تعریف میشود. افزایش حجم معاملات همزمان با رشد قیمت نیز اعتبار این حرکت را تقویت کرده است.
عامل مهم دیگر، همبستگی مثبت بازار روی با سایر فلزات پایه بهویژه مس است. در دورههایی که مس تحت تأثیر بهبود دادههای صنعتی و افزایش سرمایهگذاری در زیرساختها تقویت میشود، روی نیز معمولاً از این جریان سرمایه بهرهمند میگردد.
با این حال، معاملهگران باید به احتمال شکلگیری شرایط اشباع خرید توجه داشته باشند. رشد سریع قیمت طی ماههای اخیر باعث شده بخشی از شاخصهای مومنتوم به سطوح بالایی برسند و هرگونه کاهش شتاب صعودی میتواند زمینهساز اصلاح موقت قیمت شود.
محدودههای کلیدی قیمت مسیر حرکت نیمه دوم سال را مشخص میکنند
در شرایط فعلی، محدوده ۳۴۰۰ تا ۳۵۰۰ دلار مهمترین ناحیه حمایتی بازار محسوب میشود. حفظ قیمت بالای این منطقه میتواند ساختار صعودی میانمدت را دستنخورده نگه دارد و از تداوم جریان خرید حمایت کند.
در سمت مقابل، محدوده ۳۶۰۰ تا ۳۶۵۰ دلار به عنوان نخستین مقاومت مهم پیش روی بازار شناخته میشود. عبور پایدار از این ناحیه میتواند مسیر حرکت به سمت سطوح بالاتر را هموار کند و اهدافی فراتر از ۳۷۰۰ دلار را در دسترس قرار دهد.
اگر بازار موفق به تثبیت بالای مقاومت فعلی نشود، احتمال ورود به فاز استراحت و نوسان در یک محدوده خنثی افزایش خواهد یافت. چنین رفتاری با توجه به رشد سریع ماههای گذشته و نزدیک شدن قیمت به برآوردهای بسیاری از مؤسسات مالی، سناریویی منطقی محسوب میشود.
ساختار Backwardation نیز همچنان یکی از مهمترین سیگنالهای بازار باقی مانده است. تا زمانی که کمبود موجودی در بازار نقدی ادامه داشته باشد، این ساختار میتواند از قیمتها حمایت کند و مانع از اصلاحهای عمیق شود.
ریسکهایی که میتوانند مسیر بازار را تغییر دهند
با وجود چشمانداز مثبت کوتاهمدت، مجموعهای از ریسکها همچنان بر بازار روی سایه افکندهاند. مهمترین تهدید، افزایش سریعتر از انتظار عرضه جهانی است. راهاندازی موفق پروژههای معدنی و بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای جدید ذوب میتواند تراز بازار را به سمت مازاد سوق دهد.
رکود عمیقتر در بخش املاک چین نیز یکی دیگر از ریسکهای مهم محسوب میشود. از آنجا که بخش قابل توجهی از مصرف روی به صنایع وابسته به ساختوساز مرتبط است، هرگونه افت شدید فعالیت ساختمانی میتواند رشد تقاضا را محدود کند.
در سطح کلان، تقویت دلار آمریکا، افزایش نگرانیهای رکودی و کاهش فعالیتهای صنعتی جهانی نیز از جمله عواملی هستند که میتوانند فشار نزولی بر قیمتها وارد کنند. علاوه بر این، هزینههای بالای انرژی برای واحدهای ذوب و تنشهای ژئوپلیتیکی همچنان به عنوان متغیرهای تأثیرگذار باقی خواهند ماند. در مقابل، تداوم اختلالات عرضه، کاهش بیشتر موجودی انبارها یا انتشار دادههای صنعتی فراتر از انتظار میتوانند محرکهای جدیدی برای ادامه روند صعودی ایجاد کنند.
جمعبندی و چشمانداز نهایی
بازار روی در سال ۲۰۲۶ در یکی از پیچیدهترین مراحل چرخه کالایی خود قرار گرفته است. از یک سو، کمبود موجودیها، اختلالات تولید و محدودیت عرضه کوتاهمدت باعث شدهاند قیمتها به بالاترین سطوح چند سال اخیر برسند و فضای معاملاتی همچنان صعودی باقی بماند. از سوی دیگر، رشد ظرفیتهای معدنی و توسعه واحدهای ذوب این احتمال را مطرح میکنند که در افق میانمدت بازار به سمت تعادل یا حتی مازاد عرضه حرکت کند.
در کوتاهمدت، برتری همچنان با خریداران است و محدوده ۳۴۰۰ تا ۳۵۰۰ دلار به عنوان مهمترین منطقه حمایتی شناخته میشود. مقاومت ۳۶۰۰ تا ۳۶۵۰ دلار نیز نقش تعیینکنندهای در ادامه مسیر صعودی خواهد داشت. عبور پایدار از این سطح میتواند بازار را به سمت اهداف بالاتر هدایت کند.
با این حال، چشمانداز نیمه دوم سال بیش از هر چیز به روند موجودی انبارهای LME و SHFE، وضعیت اقتصاد چین، سرعت راهاندازی پروژههای جدید و شرایط کلان اقتصاد جهانی وابسته خواهد بود. مجموع این عوامل نشان میدهد که اگرچه روند کوتاهمدت بازار همچنان صعودی ارزیابی میشود، اما معاملهگران باید خود را برای دورهای از نوسانات و معاملات دامنهای در ادامه سال نیز آماده کنند.















نظرات کاربران