به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، روز ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرد که تفاهمنامهای با ایران «به طور کامل امضا شده» و تنگه هرمز «تا روز جمعه به طور کامل بازگشایی خواهد شد». خبر این توافق، بازارهای جهانی را به وجد آورد و قیمت نفت حدود ۵ درصد سقوط کرد و والاستریت سبزپوش شد. با این حال، نشریه اکونومیست در گزارش خود به نکتهای مهم اشاره کرده است: جزئیات این توافق همچنان مبهم است و بسیاری از جوانب آن ممکن است محل مناقشه باشد. مهمتر از همه، آمریکا، ایران و اسرائیل درباره اینکه این توافق چه معنایی برای اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل دارد، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. آیا این توافق پایان جنگ است یا تنها آغازی بر مذاکراتی سختتر؟ در گزارش پیشرو، به بررسی سه خطر بزرگ پشت این توافق میپردازیم.
خطر نخست: مذاکرات هستهای؛ یک «تعلیق» ۶۰ روزه، نه «حل» نهایی
بر اساس اطلاعات منتشرشده، تفاهمنامه فعلی یک آتشبس ۶۰ روزه را ایجاد کرده و تنگه هرمز را بازگشایی میکند. با این حال، مهمترین و دشوارترین موضوعات - از جمله برنامه هستهای ایران و رفع کامل تحریمها - به مذاکرات بعدی موکول شده است.
در این توافق، ایران موافقت کرده است که در طول ۶۰ روز، غنیسازی بیشتر اورانیوم یا توسعه تأسیسات هستهای خود را متوقف کند. در مقابل، آمریکا وعده داده است که تحریمهای جدیدی اعمال نکند و به ایران اجازه فروش نفت را بدهد. با این حال، به نظر میرسد رفع کامل تحریمها منوط به پیشرفت در مذاکرات هستهای خواهد بود.
این بدان معناست که بزرگترین چالشها - یعنی سرنوشت تأسیسات هستهای ایران، سطح غنیسازی، و بازگشت کامل ایران به بازارهای جهانی - به ۶۰ روز بعد موکول شده است. اگر در آن زمان، دو طرف نتوانند به توافقی پایدار دست یابند، نه تنها تحریمها بازخواهند گشت، بلکه احتمال ازسرگیری درگیریهای نظامی نیز وجود دارد. به عبارت دیگر، «صلح» فعلی بیشتر یک «تعلیق» موقت است تا یک «حل» نهایی.
خطر دوم: بازار انرژی؛ نفسراحتی، اما بهبودی ماهها طول میکشد
بازارهای نفت با سرعتی بیش از حد به خبر توافق واکنش نشان دادند و قیمتها حدود ۵ درصد سقوط کردند. امید به بازگشت ۱۴ میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز، بخش بزرگی از «صرف ریسک» را از قیمتها زدوده است. با این حال، کارشناسان ارشد انرژی و اقتصاد به چند نکته مهم هشدار میدهند.
نخست، بازگشت کامل جریان نفتکشها به شرایط عادی، زمانبر خواهد بود. تیم گولد، اقتصاددان ارشد انرژی در آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، تأکید کرده است که روند بازگشت به شرایط عادی زمانبر خواهد بود و «ماهها» طول میکشد. کریستالینا گئورگیوا، مدیرعامل صندوق بینالمللی پول (IMF)، نیز هشدار داده که رفع اختلالات عرضه انرژی و سایر بخشها به زمان نیاز دارد.
دوم، قیمتهای بالای بنزین، مواد غذایی و بلیت هواپیما که در طول جنگ افزایش یافته بودند، بسیار دیرتر از پایان درگیریها به سطح عادی بازخواهند گشت. به عبارت دیگر، اثرات تورمی جنگ برای ماهها بر دوش مصرفکنندگان باقی خواهد ماند.
سوم، دادههای جدید نشان میدهد که چین - بزرگترین واردکننده نفت جهان - در ماه مه، ۹.۱ درصد کاهش در واردات نفت خود داشته است که نشاندهنده ضعف تقاضا در این کشور است. این موضوع میتواند بخشی از خوشبینی به بازگشت عرضه را خنثی کند.
بنابراین، بازارهای انرژی نفس راحتی کشیدهاند، اما «بهبودی» واقعی یک فرآیند تدریجی است، نه یک تغییر ناگهانی.
خطر سوم: اسرائیل و اشغال جنوب لبنان؛ اختلافی که توافق را تهدید میکند
شاید خطرناکترین و کمتر پرداختهشدهترین جنبه این توافق، اختلاف نظر سهجانبه آمریکا، ایران و اسرائیل بر سر اشغال جنوب لبنان باشد. اکونومیست به صراحت اشاره کرده که سه طرف درباره اینکه این توافق چه معنایی برای اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل دارد، با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
موضع ایران کاملاً روشن است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به صراحت اعلام کرده که ادامه اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل، نقض تفاهمنامه آمریکا و ایران محسوب میشود. او تأکید کرده که «پایان جنگ لبنان، بخشی جداییناپذیر از پایان کامل جنگ است... بدون خروج نیروهای اسرائیلی از سرزمینهای اشغالی، جنگ به طور کامل پایان نیافته است.»
اما موضع اسرائیل کاملاً متفاوت است. مقامات اسرائیلی اعلام کردهاند که نیروهایشان «تا زمانی که لازم باشد» در بخشهای وسیعی از جنوب لبنان باقی خواهند ماند. اسرائیل همچنین به آمریکا اطلاع داده که خود را ملزم به این توافق نمیداند.
این اختلاف اساسی، یک وضعیت بسیار خطرناک ایجاد کرده است: ایران، خروج اسرائیل از لبنان را بخشی از توافق میداند، در حالی که اسرائیل آن را رد میکند. اگر این اختلاف حل نشود، ایران ممکن است از ورود به مرحله بعدی مذاکرات هستهای خودداری کند و حتی تهدید به بازگشت به وضعیت پیش از توافق کند. این یعنی تنش در خاورمیانه، همچنان در سطحی بالا باقی خواهد ماند.
اقتصاد جهانی؛ تابآوری در برابر شوک، اما ریسکها باقی است
با وجود تمامی نگرانیها، اقتصاد جهانی تاکنون شوک ناشی از جنگ خاورمیانه را تاب آورده است. کریستالینا گئورگیوا اعلام کرد که هنوز نشانهای از رکود جهانی مشاهده نمیشود، هرچند ریسکها همچنان بالاست. بر اساس سناریوی «نامطلوب» صندوق بینالمللی پول، رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۲۶ ممکن است به ۲.۵۰ درصد کاهش یابد و نرخ تورم به ۵.۴۰ درصد برسد.
با این حال، صندوق بینالمللی پول هشدار داده است که کاهش شاخصهای اقتصادی و افزایش فقر در مناطق آسیبدیده از جنگ، از جمله غزه و بخشهایی از خاورمیانه، احتمالاً ادامه خواهد یافت و بازسازی این مناطق، هزینههای مالی و انسانی هنگفتی را به همراه خواهد داشت.
نتیجهگیری
تفاهمنامه آمریکا و ایران، بیتردید نقطه عطفی در تحولات ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶ محسوب میشود. واکنش فوری بازارهای مالی و سقوط ۵ درصدی قیمت نفت نشان داد که جهان تا چه اندازه به آرامش در خاورمیانه نیاز دارد. با این حال، همانطور که اکونومیست به درستی اشاره کرده، «توافق تنها آغاز پایان جنگ است، نه پایان خودِ ماجرا».
سه خطر بزرگ پشت این توافق وجود دارد:
نخست، موضوع هستهای به ۶۰ روز بعد موکول شده است و اگر دو طرف به توافق نهایی نرسند، همه چیز به وضعیت پیشین بازخواهد گشت.
دوم، بهبودی بازارهای انرژی ماهها طول خواهد کشید و اثرات تورمی جنگ برای مدت طولانی بر زندگی مردم باقی خواهد ماند.
سوم، اختلاف نظر جدی بر سر اشغال جنوب لبنان، میتواند هر لحظه این توافق شکننده را از هم بپاشد.
مسیر پیش رو همچنان پر از نااطمینانی است. جهان نفس راحتی کشیده، اما هنوز تا عبور کامل از پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیک این جنگ فاصله زیادی دارد. نظارت بر جزئیات توافق نهایی جمعه، سرعت اجرای آن، تحولات در جنوب لبنان، و واکنش اسرائیل، کلید درک مسیر آینده بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی خواهد بود.















نظرات کاربران