خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
طلا و سکه برخلاف دلار پایین آمد؛ نقش افت طلای جهانی چیست؟

طلا و سکه برخلاف دلار پایین آمد؛ نقش افت طلای جهانی چیست؟

پیش‌بینی رسیدن قیمت دلار به این رقم تا پایان سال 1405

پیش‌بینی رسیدن قیمت دلار به این رقم تا پایان سال 1405

معامله‌گری طلا با استراتژی آماده و رازهای آن

معامله‌گری طلا با استراتژی آماده و رازهای آن

دلار و یورو بالا رفتند، طلا و سکه ارزان شدند؛ نگاه بازار به تورم آمریکا

دلار و یورو بالا رفتند، طلا و سکه ارزان شدند؛ نگاه بازار به تورم آمریکا

صدور مجوز پلتفرم‌های مجازی طلا به اتحادیه طلا و جواهر واگذار شد

صدور مجوز پلتفرم‌های مجازی طلا به اتحادیه طلا و جواهر واگذار شد

دلار و یورو صعودی شدند؛ طلا و نقره افت کردند، بیت‌کوین رشد کرد!

دلار و یورو صعودی شدند؛ طلا و نقره افت کردند، بیت‌کوین رشد کرد!

بازار سکه در هفته منتهی به ۸ آبان رونق خود را از دست داد

بازار سکه در هفته منتهی به ۸ آبان رونق خود را از دست داد

تحلیل بازار طلا و سکه در هفته منتهی به ۸ آبان ۱۴۰۵/ بازار سکه از سکه افتاد

تحلیل بازار طلا و سکه در هفته منتهی به ۸ آبان ۱۴۰۵/ بازار سکه از سکه افتاد

اتحادیه طلا خواستار توقف فروش طلای آب‌شده در پلتفرم‌ها شد

اتحادیه طلا خواستار توقف فروش طلای آب‌شده در پلتفرم‌ها شد

سبزپوشی ربع سکه در بازار؛ دلار 271 هزار تومان شد

سبزپوشی ربع سکه در بازار؛ دلار 271 هزار تومان شد

تحلیل تکنیکال انس طلا 10 تیر

آیا اصلاح ۲۹ درصدی طلا به پایان نزدیک شده است؟

بازدید ۲۷۰نویسنده: محمد بذرافشان
آیا اصلاح ۲۹ درصدی طلا به پایان نزدیک شده است؟

قیمت جهانی طلا در محدوده ۳۹۷۰ دلار تحت فشار دلار قوی، نرخ‌های بهره بالا و کاهش ورود سرمایه به ETFها قرار دارد. حمایت ۳۹۵۰ دلار و مقاومت ۴۰۰۰ دلار مهم‌ترین سطوح تعیین‌کننده روند کوتاه‌مدت بازار هستند.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بازار جهانی طلا معاملات نخستین روز ماه جولای ۲۰۲۶ را در شرایطی آغاز کرده است که همچنان آثار سنگین اصلاح چندماهه بر رفتار قیمت‌ها سایه انداخته است. هر اونس طلا در ساعات ابتدایی معاملات اروپا در محدوده ۳۹۷۰ تا ۳۹۸۰ دلار معامله می‌شود؛ محدوده‌ای که نه‌تنها فاصله محسوسی با اوج تاریخی بیش از ۵۶۰۰ دلار ثبت‌شده در ژانویه امسال دارد، بلکه از تداوم روند اصلاحی حکایت می‌کند که طی ماه‌های اخیر به مهم‌ترین ویژگی بازار فلزات گران‌بها تبدیل شده است.

افت نزدیک به ۲۹ درصدی قیمت از سقف تاریخی، صرفاً یک اصلاح تکنیکال معمولی تلقی نمی‌شود. این کاهش در واقع بازتاب تغییراتی عمیق‌تر در فضای اقتصاد کلان جهان است؛ جایی که قدرت گرفتن دلار آمریکا، افزایش بازدهی واقعی اوراق خزانه، تغییر انتظارات نسبت به سیاست‌های پولی فدرال رزرو و کاهش سرعت ورود سرمایه‌های جدید به بازار طلا، همگی در کنار یکدیگر تعادل عرضه و تقاضا را به سود فروشندگان تغییر داده‌اند.

اگرچه عملکرد سالانه طلا همچنان در محدوده مثبت قرار دارد و روند صعودی بلندمدت آن هنوز به‌طور کامل از بین نرفته است، اما رفتار قیمت در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد بازار وارد مرحله‌ای شده که معامله‌گران بیش از هر زمان دیگری به دنبال یافتن کف تعادلی جدید هستند. شکست‌های ناموفق در عبور از مقاومت‌های کلیدی، کاهش قدرت خریداران و افت مومنتوم صعودی باعث شده بسیاری از فعالان بازار از تغییر فاز روند سخن بگویند؛ تغییری که می‌تواند ماه‌های آینده را به یکی از حساس‌ترین دوره‌های بازار طلا طی سال‌های اخیر تبدیل کند.

در چنین فضایی، محدوده ۳۹۵۰ تا ۴۰۰۰ دلار تنها یک ناحیه قیمتی ساده نیست، بلکه مرز روانی و تکنیکالی محسوب می‌شود که سرنوشت روند میان‌مدت بازار را مشخص خواهد کرد. تثبیت یا شکست این محدوده می‌تواند مسیر حرکت سرمایه‌های بزرگ، رفتار صندوق‌های سرمایه‌گذاری و حتی انتظارات معامله‌گران نسبت به سیاست‌های پولی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.

دلار قدرتمند، مهم‌ترین مانع بازگشت طلا به مدار صعودی

در میان تمام متغیرهای اثرگذار بر بازار، همچنان قدرت دلار آمریکا مهم‌ترین عامل فشار بر قیمت طلا محسوب می‌شود. شاخص دلار (DXY) در محدوده ۱۰۱.۳ تا ۱۰۱.۴ واحد قرار دارد؛ سطحی که اگرچه با رکوردهای سال‌های گذشته فاصله دارد، اما همچنان بیانگر برتری نسبی ارز آمریکا در برابر سبد ارزهای اصلی جهان است.

رشد ارزش دلار معمولاً رابطه‌ای معکوس با بازار طلا ایجاد می‌کند. زمانی که دلار تقویت می‌شود، هزینه خرید طلا برای سرمایه‌گذاران غیرآمریکایی افزایش پیدا می‌کند و همین موضوع بخشی از تقاضای جهانی را کاهش می‌دهد. این رابطه کلاسیک در هفته‌های اخیر بار دیگر خود را نشان داده و هر بار که شاخص دلار توانسته موقعیت خود را تثبیت کند، طلا نیز با موج جدیدی از فشار فروش مواجه شده است.

در کنار قدرت دلار، بازارهای مالی همچنان احتمال تداوم سیاست پولی انقباضی را در قیمت‌ها لحاظ می‌کنند. نرخ بهره فدرال رزرو در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد قرار دارد، اما آنچه برای معامله‌گران اهمیت بیشتری دارد، انتظارات نسبت به آینده است. اکنون بخش قابل توجهی از بازار احتمال می‌دهد بانک مرکزی آمریکا دست‌کم یک مرحله دیگر نرخ بهره را در ادامه سال ۲۰۲۶ افزایش دهد؛ موضوعی که فضای سرمایه‌گذاری در دارایی‌های بدون بازده مانند طلا را با چالش جدی روبه‌رو کرده است.

افزایش نرخ‌های بهره واقعی، هزینه فرصت نگهداری طلا را بالا می‌برد. سرمایه‌گذاران در چنین شرایطی می‌توانند بدون پذیرش ریسک نوسان فلزات گران‌بها، بازدهی مناسبی از بازار اوراق قرضه دریافت کنند. به همین دلیل بخشی از سرمایه‌هایی که طی سال‌های گذشته وارد بازار طلا شده بودند، اکنون به سمت ابزارهای درآمد ثابت حرکت کرده‌اند؛ تغییری که در رفتار قیمت نیز به‌وضوح قابل مشاهده است.

تورم سرسخت و سیاست‌های فدرال رزرو؛ معادله‌ای که به ضرر طلا تمام شده است

یکی دیگر از عوامل تعیین‌کننده در روند فعلی بازار، تداوم فشارهای تورمی در اقتصاد آمریکاست. نرخ تورم سالانه همچنان در محدوده ۴.۲ درصد قرار دارد؛ رقمی که اگرچه نسبت به اوج‌های گذشته کاهش یافته، اما هنوز فاصله قابل توجهی با هدف دو درصدی فدرال رزرو دارد.

پایداری تورم به این معناست که بانک مرکزی آمریکا هنوز فضای کافی برای آغاز چرخه کاهش نرخ بهره در اختیار ندارد. در نتیجه، سناریوی «نرخ‌های بهره بالا برای مدت طولانی‌تر» همچنان روایت غالب بازارهای مالی است؛ روایتی که طی ماه‌های گذشته یکی از مهم‌ترین عوامل محدودکننده رشد قیمت طلا بوده است.

در همین حال، بازدهی اوراق خزانه‌داری آمریکا نیز در سطوح نسبتاً بالایی باقی مانده و این موضوع فشار مضاعفی بر بازار فلزات گران‌بها وارد کرده است. افزایش بازدهی واقعی اوراق نه‌تنها جذابیت سرمایه‌گذاری در ابزارهای درآمد ثابت را افزایش می‌دهد، بلکه ارزش‌گذاری دارایی‌های بدون سود نقدی مانند طلا را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

از منظر سیاست‌گذاری پولی، فدرال رزرو همچنان تلاش می‌کند میان کنترل تورم و حفظ رشد اقتصادی تعادل برقرار کند. اما تا زمانی که داده‌های تورمی کاهش محسوسی نشان ندهند، احتمال تغییر جدی در موضع این نهاد چندان بالا ارزیابی نمی‌شود. همین مسئله باعث شده بازار طلا در برابر هر داده اقتصادی جدید، واکنشی سریع و گاه پرنوسان از خود نشان دهد.

اقتصاد آمریکا هنوز نشانه‌ای از ضعف جدی بروز نداده است

در کنار تورم، وضعیت بازار کار آمریکا نیز نقش مهمی در شکل‌گیری انتظارات سرمایه‌گذاران ایفا می‌کند. داده‌های اخیر مربوط به فرصت‌های شغلی و شاخص‌های اشتغال نشان می‌دهد اقتصاد آمریکا همچنان از انعطاف قابل توجهی برخوردار است و برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌های ابتدای سال، هنوز وارد مرحله ضعف فراگیر نشده است.

این پایداری اقتصادی باعث شده امیدها نسبت به کاهش سریع نرخ بهره کمرنگ‌تر شود. هرچه بازار کار قوی‌تر باقی بماند، فدرال رزرو نیز انگیزه کمتری برای عقب‌نشینی از سیاست‌های انقباضی خواهد داشت و این موضوع به‌طور مستقیم بر بازار طلا فشار وارد می‌کند.

در هفته‌های اخیر انتشار مجموعه‌ای از داده‌های نسبتاً مطلوب اقتصادی موجب شد بازدهی اوراق قرضه افزایش یابد و شاخص دلار نیز موقعیت خود را تقویت کند. واکنش بازار طلا به این تحولات کاملاً قابل پیش‌بینی بود؛ کاهش تقاضا، تشدید برداشت سود و ناتوانی قیمت در عبور از مقاومت‌های مهم.

با وجود این، معامله‌گران همچنان نگاه خود را به داده‌های آینده دوخته‌اند. گزارش‌های اشتغال، شاخص‌های تورمی و اظهارنظرهای اعضای کمیته بازار آزاد فدرال رزرو در هفته‌های آینده می‌توانند بار دیگر انتظارات را دستخوش تغییر کنند و جهت حرکت بازار را در کوتاه‌مدت تعیین نمایند.

کاهش شتاب ورود سرمایه؛ رفتار صندوق‌های ETF از تغییر احساسات بازار خبر می‌دهد

در کنار متغیرهای اقتصاد کلان، رفتار سرمایه‌گذاران نهادی نیز تصویری نسبتاً روشن از وضعیت فعلی بازار طلا ارائه می‌دهد. داده‌های مربوط به صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل معامله مبتنی بر طلا (Gold ETF) نشان می‌دهد که پس از موج قدرتمند ورود سرمایه در دوره صعودی ابتدای سال، اکنون جریان نقدینگی وارد مرحله‌ای کاملاً متفاوت شده است. اگرچه هنوز نشانه‌ای از خروج گسترده سرمایه مشاهده نمی‌شود، اما کاهش محسوس سرعت ورود سرمایه‌های جدید به این صندوق‌ها نشان می‌دهد فضای احتیاط بر تصمیمات سرمایه‌گذاران بزرگ حاکم شده است.

بر اساس آخرین آمار، صندوق‌های فیزیکی طلا در ماه مه ۲۰۲۶ تنها تغییرات محدودی را تجربه کرده‌اند و در برخی مناطق حتی شاهد خروج خالص سرمایه بوده‌اند. در میان مناطق مختلف، اروپا همچنان تنها بخشی است که جریان ورودی محدودی را حفظ کرده، اما این میزان نیز فاصله زیادی با ورود سرمایه‌های قابل توجه ماه‌های گذشته دارد. همین تغییر رفتار نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران نهادی در حال بازنگری در سناریوهای میان‌مدت خود هستند و تا روشن شدن مسیر سیاست پولی آمریکا، تمایل چندانی به افزایش وزن طلا در سبد دارایی‌های خود ندارند.

ارزش کل دارایی‌های تحت مدیریت صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر طلا نیز به حدود ۶۰۴ میلیارد دلار رسیده که نسبت به ماه قبل نزدیک به ۲ درصد کاهش را نشان می‌دهد. اگرچه این افت از منظر عددی چندان بزرگ به نظر نمی‌رسد، اما از لحاظ رفتاری اهمیت بالایی دارد؛ زیرا معمولاً کاهش ارزش دارایی‌های تحت مدیریت در دوره‌هایی رخ می‌دهد که بازار از فاز انباشت سرمایه وارد مرحله انتظار یا توزیع می‌شود.

از سوی دیگر، میزان ذخایر این صندوق‌ها نیز نسبت به رکوردهای ثبت‌شده در ماه‌های گذشته اندکی کاهش یافته است. این موضوع به‌خوبی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران بزرگ در شرایط فعلی ترجیح می‌دهند بخشی از سودهای کسب‌شده در روند صعودی ابتدای سال را شناسایی کرده و تا مشخص شدن چشم‌انداز اقتصاد جهانی، با احتیاط بیشتری عمل کنند.

بازار آتی و موقعیت معامله‌گران بزرگ؛ احتیاط جای خوش‌بینی را گرفته است

داده‌های منتشرشده از بازار معاملات آتی نیز تصویر مشابهی را ترسیم می‌کند. گزارش‌های کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا (CFTC) نشان می‌دهد موقعیت‌های خرید خالص در میان صندوق‌های پوشش ریسک و مدیران سرمایه نسبت به ماه‌های گذشته کاهش یافته و بازار از یک وضعیت خوش‌بینانه به شرایطی خنثی تا محتاطانه تغییر مسیر داده است.

کاهش موقعیت‌های خرید الزاماً به معنای آغاز یک روند نزولی بلندمدت نیست، اما بیانگر این واقعیت است که سرمایه‌گذاران نهادی دیگر همان اعتماد گذشته را نسبت به ادامه رشد سریع قیمت‌ها ندارند. در بازارهای مالی، تغییر رفتار پول هوشمند معمولاً پیش از تغییر روند اصلی رخ می‌دهد و به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران، این داده‌ها را یکی از مهم‌ترین شاخص‌های پیش‌نگر برای ارزیابی روند آینده طلا می‌دانند.

با این حال، نباید از نقش بانک‌های مرکزی غافل شد. خریدهای بانک‌های مرکزی همچنان یکی از مهم‌ترین ستون‌های حمایتی بازار طلا به شمار می‌رود و بسیاری از اقتصادهای نوظهور همچنان به سیاست تنوع‌بخشی ذخایر ارزی خود ادامه می‌دهند. این روند اگرچه در کوتاه‌مدت قادر به خنثی کردن فشار ناشی از دلار قوی نیست، اما از منظر بلندمدت همچنان یکی از مهم‌ترین دلایل حفظ چشم‌انداز مثبت بازار طلا محسوب می‌شود.

در واقع، آنچه امروز بازار را تحت فشار قرار داده، نه کاهش تقاضای ساختاری، بلکه عقب‌نشینی تقاضای سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت است؛ تفاوتی که می‌تواند در ماه‌های آینده و با تغییر شرایط اقتصاد کلان، بار دیگر به نفع طلا تغییر کند.

بازار در حال عبور از فاز هیجان؛ اصلاحی که ساختار روند را بازتعریف کرده است

رفتار قیمت طی ماه‌های اخیر نشان می‌دهد اصلاح فعلی بسیار فراتر از یک نوسان مقطعی است. بازار پس از ثبت رکورد تاریخی بالای ۵۶۰۰ دلار، وارد مرحله‌ای شده که بسیاری از معامله‌گران آن را فرآیند «بازتعریف ارزش» می‌دانند؛ دوره‌ای که در آن بازار تلاش می‌کند تعادل جدیدی میان ارزش ذاتی، انتظارات اقتصاد کلان و جریان سرمایه ایجاد کند.

در جریان روند صعودی، تقریباً هر اصلاح کوتاه‌مدت با ورود سریع خریداران همراه می‌شد و قیمت در مدت کوتاهی سقف‌های جدیدی ثبت می‌کرد. اما اکنون این الگو تغییر کرده است. هر بار که قیمت به سمت مقاومت‌های مهم حرکت می‌کند، فشار عرضه افزایش می‌یابد و بخشی از سرمایه‌گذاران اقدام به شناسایی سود می‌کنند. این رفتار یکی از نشانه‌های کلاسیک ورود بازار به فاز توزیع است؛ مرحله‌ای که معمولاً پس از روندهای صعودی قدرتمند مشاهده می‌شود.

موضوع مهم دیگر، کاهش قدرت بازیابی قیمت پس از هر موج نزولی است. در گذشته، بازار با سرعت زیادی افت‌های کوتاه‌مدت را جبران می‌کرد، اما اکنون هر حرکت صعودی با حجم معاملات محدودتری همراه است و انرژی لازم برای عبور از مقاومت‌های کلیدی را ندارد. این تغییر رفتار، ضعف تدریجی مومنتوم صعودی را به‌خوبی نشان می‌دهد.

نمودارها از برتری فروشندگان حکایت دارند

از منظر تحلیل تکنیکال، ساختار کلی بازار همچنان در چارچوب یک اصلاح چندماهه ارزیابی می‌شود؛ اصلاحی که اگرچه روند صعودی بلندمدت را به‌طور کامل از بین نبرده، اما تصویر کوتاه‌مدت و میان‌مدت بازار را به شکل محسوسی تضعیف کرده است.

در حال حاضر قیمت پایین‌تر از میانگین‌های متحرک مهم، به‌ویژه EMA20 و EMA50 در تایم‌فریم روزانه و بازه‌های زمانی بالاتر معامله می‌شود. نکته مهم‌تر آن است که شیب این میانگین‌ها نیز نزولی شده و اکنون به‌عنوان مقاومت‌های داینامیک عمل می‌کنند. این وضعیت معمولاً زمانی مشاهده می‌شود که فروشندگان کنترل روند را در اختیار گرفته باشند و هر حرکت صعودی با عرضه جدید مواجه شود.

در بخش اندیکاتورهای مومنتوم نیز تصویر چندان متفاوت نیست. شاخص قدرت نسبی یا RSI اگرچه در محدوده اشباع فروش نوسان می‌کند، اما هنوز واگرایی صعودی معتبری که بتواند آغاز یک بازگشت پایدار را تأیید کند، شکل نگرفته است. همزمان، اندیکاتور MACD همچنان در محدوده منفی قرار دارد و علائم همگرایی یا تغییر روند در آن بسیار محدود است.

رفتار حجم معاملات نیز از این ارزیابی حمایت می‌کند. بررسی جریان سفارش‌ها نشان می‌دهد در اغلب موج‌های صعودی اخیر، حجم خرید نسبت به موج‌های نزولی پایین‌تر بوده است؛ الگویی که معمولاً در دوره‌های توزیع مشاهده می‌شود و نشان می‌دهد بازیگران بزرگ بازار هنوز تمایل چندانی به آغاز موج جدید خرید ندارند.

در چنین شرایطی، هرگونه بازگشت قیمت بدون تغییر محسوس در حجم معاملات و بهبود شاخص‌های مومنتوم، بیشتر به‌عنوان یک اصلاح موقت در روند نزولی تلقی خواهد شد تا آغاز یک روند صعودی پایدار.

نبرد بر سر محدوده ۴۰۰۰ دلار؛ جایی که سرنوشت روند مشخص می‌شود

در شرایط فعلی، مهم‌ترین ویژگی نمودار طلا، تمرکز شدید معاملات در محدوده‌ای است که می‌تواند مسیر حرکت قیمت در هفته‌های آینده را تعیین کند. بازار طی چندین جلسه معاملاتی متوالی بارها حمایت ۳۹۵۰ تا ۳۹۶۰ دلار را مورد آزمایش قرار داده، اما هر بار با وجود حفظ این محدوده، خریداران نتوانسته‌اند انرژی لازم برای بازگرداندن قیمت به بالای مرز روانی ۴۰۰۰ دلار را فراهم کنند. این رفتار نشان می‌دهد که اگرچه فروشندگان هنوز موفق به شکستن کامل ساختار حمایتی نشده‌اند، اما برتری نسبی همچنان در اختیار آنها قرار دارد.

تکرار برخورد قیمت با یک سطح حمایتی معمولاً از دیدگاه تحلیل تکنیکال به معنای تضعیف تدریجی آن سطح است. هر بار که بازار به محدوده ۳۹۵۰ دلار بازمی‌گردد، بخشی از سفارش‌های خرید مصرف می‌شود و در صورتی که جریان تقاضای جدید وارد بازار نشود، احتمال شکست حمایت افزایش خواهد یافت. به همین دلیل بسیاری از معامله‌گران نهادی، این محدوده را مهم‌ترین مرز تصمیم‌گیری کوتاه‌مدت بازار می‌دانند.

در سوی مقابل، مقاومت نخست بازار همچنان در محدوده ۴۰۰۰ تا ۴۰۵۰ دلار قرار دارد؛ منطقه‌ای که طی هفته‌های اخیر بارها مانع ادامه رشد قیمت شده است. عبور پایدار از این مقاومت نه‌تنها می‌تواند بخشی از فشار روانی بازار را کاهش دهد، بلکه اولین نشانه از بازگشت تدریجی خریداران نیز خواهد بود. با این حال، حتی در صورت عبور از این محدوده، مسیر صعود همچنان با مقاومت‌های مهم‌تری در ۴۱۱۴ دلار و سپس محدوده روانی ۴۲۰۰ تا ۴۳۰۰ دلار روبه‌رو خواهد بود؛ سطوحی که احتمال افزایش عرضه در آنها همچنان بالا ارزیابی می‌شود.

در سمت پایین نمودار نیز، در صورت از دست رفتن حمایت ۳۹۵۰ دلار، نگاه معامله‌گران به محدوده ۳۸۹۳ دلار معطوف خواهد شد. شکست این سطح می‌تواند راه را برای حرکت به سمت اهداف بعدی در ۳۸۲۰ دلار، ۳۷۳۰ دلار و در ادامه ۳۶۴۳ دلار هموار کند؛ مناطقی که از منظر تکنیکال به‌عنوان حمایت‌های مهم میان‌مدت شناخته می‌شوند و احتمال واکنش قیمت در آنها افزایش می‌یابد.

داده‌های اقتصاد آمریکا، مهم‌ترین محرک حرکت بعدی بازار

اگرچه نمودارها تصویری نسبتاً شفاف از ساختار فعلی بازار ارائه می‌دهند، اما جهت نهایی حرکت قیمت همچنان به داده‌های اقتصاد کلان وابسته است. بازار طی هفته‌های اخیر بارها نشان داده که نسبت به انتشار آمارهای اقتصادی آمریکا واکنش سریع و گاه شدیدی از خود بروز می‌دهد؛ موضوعی که اهمیت گزارش‌های پیش‌رو را دوچندان کرده است.

در کانون توجه سرمایه‌گذاران، گزارش‌های اشتغال آمریکا، شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI)، داده‌های مرتبط با تورم هسته و همچنین اظهارنظر اعضای فدرال رزرو قرار دارند. هرگونه نشانه از تداوم فشارهای تورمی یا قدرت بازار کار می‌تواند احتمال افزایش دوباره نرخ بهره را تقویت کرده و در نتیجه به رشد دلار و افزایش بازدهی اوراق خزانه منجر شود؛ سناریویی که معمولاً به ضرر بازار طلا تمام می‌شود.

در مقابل، اگر داده‌های اقتصادی نشانه‌هایی از کاهش سرعت رشد اقتصاد یا افت محسوس تورم را آشکار کنند، انتظارات نسبت به سیاست‌های انقباضی فدرال رزرو نیز تعدیل خواهد شد. چنین تغییری می‌تواند بخشی از فشار واردشده بر بازار طلا را کاهش دهد و زمینه را برای بازگشت سرمایه‌های کوتاه‌مدت فراهم سازد.

به همین دلیل، بسیاری از مؤسسات سرمایه‌گذاری در شرایط فعلی ترجیح داده‌اند تا پیش از انتشار داده‌های کلیدی، حجم معاملات خود را محدود نگه دارند. این رویکرد باعث شده بازار وارد مرحله‌ای از انتظار شود؛ مرحله‌ای که در آن انتشار هر گزارش اقتصادی می‌تواند به آغاز موج جدیدی از نوسانات منجر شود.

سناریوی صعودی؛ بازگشت تنها در صورت تغییر روایت بازار

سناریوی مثبت برای طلا زمانی تقویت خواهد شد که قیمت بتواند با حجم معاملات بالا و افزایش تقاضا، محدوده ۴۰۰۰ تا ۴۰۵۰ دلار را با قدرت پس بگیرد و بالاتر از آن تثبیت شود. چنین حرکتی نشان خواهد داد که فشار فروش در حال کاهش است و خریداران بار دیگر کنترل بازار را در دست گرفته‌اند.

تحقق این سناریو به احتمال زیاد نیازمند هم‌زمانی چند عامل بنیادی خواهد بود؛ از جمله کاهش قدرت دلار آمریکا، انتشار داده‌های اقتصادی ضعیف‌تر از انتظار، افت بازدهی اوراق خزانه یا افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی که تقاضا برای دارایی‌های امن را تقویت کند. همچنین بازگشت جریان ورود سرمایه به صندوق‌های ETF و بهبود موقعیت‌های خرید در بازار آتی می‌تواند تأیید دیگری بر تغییر احساسات سرمایه‌گذاران باشد.

در صورت تحقق این شرایط، بازار می‌تواند ابتدا مقاومت ۴۱۱۴ دلار را هدف قرار دهد و سپس برای ورود دوباره به محدوده ۴۲۰۰ تا ۴۳۰۰ دلار تلاش کند. البته حتی در این سناریو نیز تا زمانی که ساختار سقف‌ها و کف‌های بالاتر در نمودار شکل نگیرد، نمی‌توان از بازگشت کامل روند صعودی سخن گفت.

سناریوی نزولی؛ شکست حمایت می‌تواند فروشندگان را جسورتر کند

در سوی دیگر، سناریوی نزولی همچنان از حمایت بیشتری برخوردار است؛ زیرا روند غالب بازار هنوز در اختیار فروشندگان قرار دارد. اگر قیمت در یک بسته شدن روزانه به زیر ۳۹۵۰ دلار نفوذ کند، احتمال فعال شدن سفارش‌های حد ضرر و افزایش سرعت عرضه به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت.

در چنین شرایطی، نخستین اهداف بازار محدوده ۳۸۲۰ تا ۳۷۳۰ دلار خواهد بود و در صورت تداوم فشار فروش، حمایت ۳۶۴۳ دلار نیز می‌تواند در معرض آزمون قرار گیرد. این سناریو به‌ویژه زمانی تقویت می‌شود که شاخص دلار به روند صعودی خود ادامه دهد، بازدهی اوراق خزانه افزایش یابد و داده‌های اقتصادی آمریکا همچنان از اقتصاد مقاوم و تورم پایدار حکایت داشته باشند.

از منظر رفتاری نیز، شکست یک حمایت چندبار آزمایش‌شده معمولاً با افزایش نوسان و رشد حجم معاملات همراه است. در چنین وضعیتی، خروج سرمایه‌های کوتاه‌مدت می‌تواند اصلاح بازار را وارد مرحله‌ای عمیق‌تر کند و فشار فروش را برای مدتی تشدید سازد.

جمع‌بندی و چشم‌انداز؛ بازار در انتظار یک محرک تعیین‌کننده

بازار جهانی طلا در آغاز نیمه دوم سال ۲۰۲۶ در شرایطی قرار گرفته که عوامل بنیادی و تکنیکال هر دو از ادامه فاز اصلاحی حکایت دارند. قدرت دلار آمریکا، انتظارات مربوط به سیاست پولی انقباضی فدرال رزرو، نرخ‌های بهره واقعی بالا و کاهش شتاب ورود سرمایه به صندوق‌های ETF، مهم‌ترین عواملی هستند که در کوتاه‌مدت مانع از بازگشت قدرتمند قیمت شده‌اند.

با این حال، تصویر بلندمدت بازار همچنان تفاوت قابل توجهی با چشم‌انداز کوتاه‌مدت دارد. ادامه خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی، تلاش کشورها برای تنوع‌بخشی به ذخایر ارزی، تداوم ریسک‌های ژئوپلیتیکی و احتمال ورود اقتصاد جهانی به چرخه‌های بعدی کاهش نرخ بهره، همچنان از عوامل بنیادی حمایت‌کننده بازار محسوب می‌شوند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران اصلاح فعلی را بیشتر یک بازتنظیم در روند صعودی بلندمدت می‌دانند تا پایان کامل چرخه صعود.

در مقطع کنونی، تمام نگاه‌ها به محدوده ۳۹۵۰ تا ۴۰۰۰ دلار دوخته شده است؛ محدوده‌ای که به مهم‌ترین نقطه تصمیم‌گیری بازار تبدیل شده است. حفظ این ناحیه می‌تواند زمینه را برای شکل‌گیری یک بازگشت تاکتیکی فراهم کند، در حالی که شکست آن احتمال حرکت به سمت اهداف پایین‌تر در محدوده ۳۷۰۰ تا ۳۸۰۰ دلار را افزایش خواهد داد.

در نهایت، آنچه مسیر بعدی طلا را تعیین خواهد کرد، نه صرفاً الگوهای نموداری، بلکه ترکیب داده‌های اقتصاد کلان آمریکا، موضع آینده فدرال رزرو و رفتار سرمایه‌گذاران نهادی خواهد بود. تا زمانی که این متغیرها سیگنال روشنی به بازار ارسال نکنند، انتظار می‌رود طلا همچنان در فضایی پرنوسان، داده‌محور و محتاطانه معامله شود؛ فضایی که مدیریت ریسک، انتخاب نقاط ورود و خروج و پایبندی به استراتژی معاملاتی را بیش از هر زمان دیگری برای فعالان بازار ضروری می‌کند.

نویسنده: محمد بذرافشان
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.