به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز معادلات ثروت در ویترین هوش مصنوعی جهان با یک چرخش تاریخی و غافلگیرکننده روبرو شده است. در حالی که افکار عمومی عادت کرده بود نامهای بزرگ سیلیکونولی مانند داریو آمودی (بنیانگذار آنتروپیک) یا گرگ براکمن (از مهرههای کلیدی OpenAI) را به عنوان صاحبان اصلی این معدن طلای مدرن بشناسد، شاخص میلیاردرهای بلومبرگ صعود ناگهانی یک نام جدید را ثبت کرد. «لیانگ ونفنگ»، کارآفرین و نابغه ۳۹ ساله چینی، پس از آخرین دور جذب سرمایه استارتاپ خود، شاهد جهش خیرهکننده و بیش از دو برابری ثروت شخصیاش بود. دارایی خالص او از ۱۶.۷ میلیارد دلار به رقم شگفتانگیز ۳۶ میلیارد دلار رسید تا او را رسماً در صدر ثروتمندترین بنیانگذاران مستقل مدلهای هوش مصنوعی در جهان قرار دهد.
این صعود انفجاری، مستقیماً به دگرگونی ارزشگذاری شرکت تحت کنترل او یعنی «دیپسیک» (DeepSeek) گره خورده است. تقاضای سنگین سرمایهگذاران برای ورود به این پروژه، ارزش این استارتاپ نوپا را که در آوریل گذشته تنها ۱۰ میلیارد دلار گزارش شده بود، به شدت بالا برد. در جریان آخرین دور تامین مالی دیپسیک، این استارتاپ ۵۰ میلیارد دلار ارزشگذاری شد؛ رویدادی که طی آن، لیانگ ونفنگ شخصاً ۳ میلیارد دلار از دارایی خود را به این پروژه تزریق کرد. این تزریق سرمایه و بازآفرینی ساختار مالی، ارزش داراییهای او را به سطحی رساند که اکنون نام وی به عنوان هشتمین فرد ثروتمند چین در تالار مشاهیر تکنولوژی جهان خودنمایی میکند.
ظهور این پادشاه جدید در قلمرو هوش مصنوعی، فراتر از یک جابجایی ساده در لیست میلیاردرها، زنگ خطری جدی برای غولهای سنتی فناوری به شمار میرود. مردی که در سال ۱۹۸۵ در خانوادهای معمولی در گوانگپنگ متولد شد و در رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه معتبر چجیانگ تحصیل کرد، اکنون در سن ۳۹ سالگی به کابوسی برای رقبای آمریکایی خود تبدیل شده است. اما چه فرمول اقتصادی پنهانی باعث شده تا لیانگ بتواند با وجود ارزشگذاریهای پایینترِ شرکتش نسبت به غولهای چند صد میلیارد دلاری والاستریت، ثروت شخصی بسیار بزرگتری را نسبت به همتایان آمریکایی خود تصاحب کند؟
راز ۷۸ درصدی؛ چرا لیانگ از رقبای سیلیکون ولی ثروتمندتر است؟
در اکوسیستم استارتاپیِ غربی، به ویژه در مهد فناوری جهان یعنی سیلیکون ولی، رسیدن به ارزشگذاریهای نجومی بهای سنگینی دارد. شرکتهای پیشرو آمریکایی نظیر OpenAI یا Anthropic برای تأمین هزینههای سرسامآور توسعه مدلهای زبانی بزرگ، مجبور به اجرای چرخههای پیدرپی و فرسایشی جذب سرمایه شدهاند. در این میان، سهم بنیانگذاران اولیه به شکلی تهاجمی رقیق میشود. غولهایی مثل مایکروسافت، آمازون و سیل عظیمی از صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر (VCs)، با تزریق میلیاردها دلار، کنترل بخشهای بزرگی از ساختار مالکیتی این شرکتها را به دست میآورند. در چنین شرایطی، حتی اگر ارزش شرکتی به مرز ۱۰۰ میلیارد دلار نزدیک شود، ثروت شخصی بنیانگذارانی چون سم آلتمن یا داریو آمودی به دلیل درصد ناچیز سهام باقیماندهشان، فاصله معناداری با کل ارزش شرکت دارد.
اما «لیانگ ونفنگ» این قانون نانوشته را نقض کرده است. با وجود اینکه ارزش کلی دیپسیک (۵۰ میلیارد دلار) از برخی رقبای آمریکایی که ارزشگذاریهای نزدیک به صد میلیارد دلار دارند کمتر است، ثروت شخصی لیانگ به رقم شگفتانگیز ۳۶ میلیارد دلار میرسد. کلید این معما در تصاحب و حفظ مالکیت نزدیک به ۷۸ درصدی او نهفته است؛ نسبتی بیسابقه و شگفتآور در ابعاد اقتصاد استارتاپهای هوش مصنوعی جهان.
این ساختار مالکیتی منحصربهفرد، به لیانگ یک قدرت اهرمی دوطرفه داده است: از یک سو ثروت شخصی او به طور مستقیم با رشد ارزش شرکت همگام شده و او را به صدر جدول ثروتمندان هوش مصنوعی رسانده و از سوی دیگر، به او قدرت مطلق در تصمیمگیری و تعیین مسیر آینده شرکت، بدون دخالت مستقیم سهامداران خرد غربی را اعطا کرده است. اما این استارتاپ چینی چگونه توانست بدون نیاز به واگذاری بخش اعظم سهام خود به شرکتهای چندملیتی و صندوقهای خطرپذیر، این حجم عظیم از سرمایه را جذب و حفظ کند؟ راز این موضوع به منبع اولیه تأمین مالی و دوراندیشی اقتصادی بنیانگذار آن بازمیگردد.
از پشت صحنه صندوقهای تامینی تا انبار مخفی چیپها
برای درک شالوده اقتصادی دیپسیک و قدرت مانور بیسابقه بنیانگذار آن، باید عقربههای زمان را به عقب بکشیم؛ به دورانی پیش از آغاز تب تند هوش مصنوعی. «لیانگ ونفنگ» محصول جریان سنتی سرمایهگذاری نیست؛ بلکه او در پویاترین و بیرحمترین بخش بازارهای مالی یعنی «صندوقهای پوشش ریسک کمی» (Quantitative Hedge Funds) سالها فعالیت داشته است. صندوقهای نام برده شده جزو پیشروترین شرکتهای سرمایهگذاری هستند. در این شرکتها هیچ انسانی تصمیم نمیگیرد که چه سهامی خرید یا فروخته شود. آنها ابرکامپیوترها و فرمولهای پیچیده را جایگزین ذهن انسانی کردهاند تا در کسری از ثانیه بازار بورس را تحلیل کند و با انجام معاملات سودهای کلان به دست بیاورد.
لیانگ ونفنگ که فارغالتحصیل رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه معتبر چجیانگ بود، در دوران بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ به همراه دو تن از همکلاسیهای سابق خود، وارد دنیای معاملهگری الگوریتمی شد. این جمع سه نفره بعدها صندوق تامینی High-Flyer Asset Management را تأسیس کردند؛ صندوقی که به سرعت به یکی از غولهای پردازش کمّی داده و معاملات الگوریتمی در بازار سهام چین تبدیل شد.
نقطه عطف ژئوپلیتیک و اقتصادی داستان دقیقاً در همینجا رقم خورد. صندوق تامینی High-Flyer برای اجرای الگوریتمهای پیچیده ریاضی و پیشبینی روندهای بازار، روزانه به توان پردازشی فوقالعاده بالایی نیاز داشت. لیانگ با نگاهی به شدت آیندهنگر، سودهای نجومی حاصل از معاملات این صندوق را پیش از آنکه ایالات متحده تحریمهای صادراتی سختگیرانه خود بر روی تراشههای پیشرفته را اعمال کند، به یک کار بزرگ اختصاص داد: انبار کردن انبوهی از چیپهای پردازش گرافیکی (GPU) پیشرفته.
وقتی واشنگتن مرزهای صادرات سختافزار پیشرفته هوش مصنوعی به چین را بست، لیانگ و تیمش از قبل روی کوهی از قویترین ریزتراشههای جهان ایستاده بودند. این انبار مخفی، سوخت موتور دیپسیک را در زمان تاسیس آن در سال ۲۰۲۳ تأمین کرد. دیپسیک بدون نیاز به التماس برای دریافت دلارهای سرمایهگذاران غربی و فراتر از آن، بدون وابستگی به زنجیرههای تأمین تحت کنترل آمریکا، به قدرت محاسباتی عظیمی دست یافت که برای توسعه مدلهای هوش مصنوعی حیاتی بود.
نتیجه این دوراندیشی، شوک بزرگ اوایل سال ۲۰۲۵ به صنعت فناوری جهان بود؛ جایی که دیپسیک مدلی را عرضه کرد که عملکردی کاملاً همتراز با OpenAI داشت، اما با هزینهای ناچیز و باورنکردنی تولید شده بود. این برتری سختافزاریِ پیشخرید شده، همان اهرمی است که به لیانگ اجازه داد بدون نیاز به واگذاری سهام خود، از خاکستر تحریمهای واشنگتن، یک غول هوش مصنوعی مستقل بسازد.
فرود منطقی؛ دگردیسی بزرگ از یک پروژه خصوصی به دارایی استراتژیک ملی چین
در طول دو دهه گذشته، ثروت و قدرت تکنولوژی در چین با نام غولهای اینترنت مصرفکننده مانند «جک ما» (بنیانگذار علیبابا) و شرکتهای خردهفروشی آنلاین شناخته میشد. اما آن دوران اکنون به تاریخ پیوسته است. پکن دیگر علاقهای به حمایت از امپراتوریهای صرفاً خدماتی و سرگرمی ندارد؛ سیاستگذاران چینی حالا تمام قد پشت داراییهای سختافزاری و پروژههای هوش مصنوعی ایستادهاند که بقای استراتژیک کشور را در نبرد تکنولوژیک با غرب تضمین میکنند.
در این اتمسفر جدید، دیپسیک دیگر یک آزمایشگاه نرمافزاری خصوصی یا یک پروژه تجاری ساده برای کسب ثروت شخصی نیست؛ این شرکت به یک «دارایی حیاتی و استراتژیک ملی» برای چین تبدیل شده است. سرازیر شدن حجم عظیمی از سرمایههای دولتی و شرکتی به این استارتاپ در آخرین دور جذب سرمایه، به وضوح نشاندهنده انتقال این پروژه به چتر حمایتی مستقیم حاکمیت است. حتی سازگاری کامل آخرین مدلهای دیپسیک (مانند مدل V4) با چیپهای ساخت غول تحریمشده چینی یعنی هواوی، مهر تأییدی بر این است که این شرکت به قطعهای کلیدی در پازل خودکفایی تکنولوژیک چین تبدیل شده است.
فرود منطقی این درام تجاری نشان میدهد که نبرد هوش مصنوعی، فراتر از رقابت چند مهندس در دره سیلیکون یا پکن است؛ این یک جنگ تمامعیار ژئوپلیتیک است. «لیانگ ونفنگ» با فرمول منحصربهفرد خود توانست کنترل شرکتش را حفظ کند و ثروتمندترین مرد این حوزه شود، اما او اکنون هدایت شریانی را بر عهده دارد که مرزهای موازنه قدرت میان دو ابرقدرت جهان را جابجا میکند. در نهایت، پیروز این میدان را نه تعداد صفرهای حساب بانکی بنیانگذاران، بلکه عمق نفوذ استراتژیک این ابزارها در تعیین آینده بشریت مشخص خواهد کرد.















نظرات کاربران