به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار طلای جهانی در پایان ژوئیه ۲۰۲۶ در شرایطی قرار دارد که پس از یک دوره صعود استثنایی و ثبت رکوردهای تاریخی نزدیک به ۵۶۰۰ دلار در هر اونس، وارد مرحلهای از اصلاح عمیق و بازتنظیم انتظارات شده است. قیمت طلا (XAU/USD) در محدوده ۴۰۵۰ تا ۴۰۶۵ دلار معامله میشود و با وجود کاهش محدود روزانه، همچنان فاصله قابل توجهی با سقفهای ثبتشده در ابتدای سال دارد.
حرکت اخیر طلا را نمیتوان صرفاً یک افت کوتاهمدت دانست؛ چراکه فلز زرد پس از رشد پرشتاب سال ۲۰۲۵ و ابتدای ۲۰۲۶، اکنون در حال تجربه یکی از مهمترین دورههای اصلاحی خود در چند سال اخیر است. با این حال، ساختار بلندمدت همچنان تحت تأثیر عواملی مانند خرید بانکهای مرکزی، نگرانیهای تورمی و نااطمینانیهای سیاستی قرار دارد؛ عواملی که باعث شدهاند افت قیمت از سقف تاریخی بیشتر به یک اصلاح در روند صعودی بزرگتر شباهت داشته باشد تا تغییر کامل مسیر.
در شرایط فعلی، بازار میان دو نیروی متضاد گرفتار شده است؛ از یک سو نرخهای واقعی بالا، قدرت دلار آمریکا و موضع محتاطانه فدرال رزرو فشار نزولی ایجاد میکنند و از سوی دیگر تقاضای رسمی بانکهای مرکزی و ریسکهای ژئوپلیتیکی همچنان نقش حمایتی برای طلا دارند. نتیجه این تقابل، شکلگیری یک محدوده نوسانی میان حمایت ۴۰۰۰ دلار و مقاومتهای نزدیک ۴۱۵۰ تا ۴۲۰۰ دلار است.
فدرال رزرو مسیر طلا را تعیین میکند؛ پیام توقف نرخ بهره هنوز کاملاً انبساطی نیست
مهمترین محرک کوتاهمدت بازار طلا، تصمیم اخیر فدرال رزرو درباره نرخ بهره بود. بانک مرکزی آمریکا نرخ بهره هدف فدرال فاندز را بدون تغییر در محدوده ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد حفظ کرد، اما جزئیات رأیگیری نشان داد که فضای سیاستگذاری همچنان با اختلاف نظر همراه است. سه مقام فدرال رزرو خواستار افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره بودند؛ موضوعی که نشان میدهد نگرانی درباره تداوم فشارهای تورمی همچنان در میان سیاستگذاران وجود دارد.
اظهارات رئیس فدرال رزرو نیز تأکید داشت که توقف فعلی نباید بهعنوان پایان چرخه سیاست انقباضی تعبیر شود و تصمیمهای آینده همچنان به دادههای اقتصادی وابسته خواهد بود. همین موضوع باعث شد بخشی از فعالان بازار احتمال افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره در نشست سپتامبر را دوباره تقویت کنند.
در این میان، تورم هسته شاخص PCE همچنان نزدیک به ۴ درصد باقی مانده که فاصله محسوسی با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو دارد. این سطح از تورم باعث شده روایت «نرخ بهره بالاتر برای مدت طولانیتر» همچنان یکی از مهمترین عوامل محدودکننده رشد طلا باشد؛ چراکه افزایش نرخهای واقعی، هزینه فرصت نگهداری دارایی بدون بازدهی مانند طلا را افزایش میدهد.
دلار قدرتمند و بازده اوراق؛ دو مانع اصلی در مسیر بازگشت طلا
در کنار سیاست پولی، قدرت دلار آمریکا یکی دیگر از عوامل تعیینکننده برای بازار فلزات گرانبها محسوب میشود. شاخص دلار در محدوده ۱۰۱ واحد قرار دارد و همین موضوع باعث شده جذابیت طلا برای سرمایهگذاران غیر دلاری کاهش پیدا کند.
از سوی دیگر، بازده اوراق خزانهداری آمریکا همچنان در سطوح بالا قرار دارد. بازده اوراق ۱۰ ساله حدود ۴.۷۰ درصد و بازده واقعی اوراق ۱۰ ساله TIPS نزدیک به ۲.۴ درصد گزارش میشود. چنین سطوحی معمولاً محیطی چالشبرانگیز برای طلا ایجاد میکنند، زیرا سرمایهگذاران میتوانند در بازار اوراق، بازده مشخص دریافت کنند و در نتیجه تمایل به نگهداری دارایی بدون سود کاهش پیدا میکند.
با وجود این فشارها، بازار همچنان به تحولات ژئوپلیتیکی نیز واکنش نشان میدهد. افزایش دوباره تنشها در خاورمیانه و فعالیتهای نظامی جدید آمریکا باعث شده جریانهای امن به سمت طلا در مقاطعی تقویت شود، اما این حمایت تاکنون نتوانسته بر اثرگذاری نرخ بهره و دلار غلبه کند.
تقاضای بانکهای مرکزی؛ ستون حمایتی بلندمدت طلا در برابر اصلاح قیمت
در حالی که سرمایهگذاران کوتاهمدت با فشار سیاست پولی مواجه هستند، تقاضای بانکهای مرکزی همچنان یکی از مهمترین پشتوانههای بازار طلا باقی مانده است. خریدهای رسمی بانکهای مرکزی در سهماهه دوم و دادههای ماه مه ادامه پیدا کرده و کشورهایی مانند لهستان و ازبکستان همچنان از خریداران مهم بازار محسوب میشوند.
بر اساس نظرسنجی سال ۲۰۲۶ شورای جهانی طلا، ۸۹ درصد از پاسخدهندگان انتظار دارند ذخایر طلای بانکهای مرکزی جهان طی ۱۲ ماه آینده افزایش پیدا کند. همچنین سهم بیسابقهای از بانکها اعلام کردهاند که قصد دارند میزان ذخایر طلای خود را افزایش دهند.
این روند نشان میدهد که با وجود اصلاح اخیر قیمت، نگاه بلندمدت نهادهای رسمی نسبت به طلا همچنان مثبت باقی مانده است. تقاضای بانکهای مرکزی توانسته در دورههای افزایش فروش سرمایهگذاران، نقش یک کف حمایتی را ایفا کند؛ هرچند نتوانسته بهتنهایی روند اصلاحی ناشی از افزایش بازده واقعی و رشد دلار را متوقف کند.
در بخش ETFها نیز در جدیدترین دادههای منتشرشده، جریان سرمایهگذاری قابل توجهی که بتواند روند فعلی را تغییر دهد مشاهده نشده است. در بازار فیزیکی نیز تقاضای سنتی و فصلی کشورهای مصرفکننده همچنان ادامه دارد، اما در شرایط فعلی عامل اصلی تعیینکننده مسیر قیمت محسوب نمیشود.
اصلاح عمیق پس از سقف ۵۶۰۰ دلاری؛ بازار به دنبال کف جدید میگردد
از منظر تکنیکال، ساختار فعلی طلا نشاندهنده یک اصلاح گسترده در دل یک روند صعودی چندساله است. قیمت پس از رشد سهمگین تا محدوده ۵۶۰۰ دلار در ابتدای سال ۲۰۲۶، حدود ۲۵ تا ۲۸ درصد اصلاح کرده و در مسیر نزولی خود مجموعهای از سقفهای پایینتر و کفهای پایینتر را ایجاد کرده است.
عبور قیمت به زیر میانگین متحرک ۲۰۰ روزه یکی از مهمترین تغییرات تکنیکی اخیر بود؛ زیرا نشان داد شتاب صعودی گذشته تضعیف شده و بازار وارد مرحله اصلاحی شده است. در شرایط فعلی، قیمت همچنان پایینتر از میانگینهای متحرک ۵۰ روزه و ۲۰۰ روزه قرار دارد و این میانگینها در محدوده ۴۲۰۰ تا ۴۵۰۰ دلار بهعنوان مقاومتهای پویا عمل میکنند.
سطح ۴۰۰۰ دلار اکنون مهمترین حمایت روانی بازار محسوب میشود. کفهای اخیر در محدوده ۳۹۶۰ تا ۴۰۱۰ دلار که در اواخر ژوئن و اواسط ژوئیه آزمایش شدند، اهمیت زیادی برای ادامه مسیر دارند. از دست رفتن پایدار این محدوده میتواند فضای اصلاحی جدیدی را ایجاد کند و قیمت را به سمت اهداف پایینتر در محدوده ۳۸۰۰ دلار و حتی منطقه ۳۷۰۰ دلار هدایت کند.
نبرد میان خریداران و فروشندگان در محدوده ۴۰۰۰ تا ۴۱۵۰ دلار
در سمت مقابل، نخستین مقاومت مهم طلا در محدوده ۴۰۶۰ تا ۴۱۱۵ دلار قرار دارد. عبور از این سطح میتواند مسیر را برای آزمایش مقاومت مهمتر ۴۱۵۰ تا ۴۲۰۰ دلار باز کند؛ محدودهای که تاکنون چندین بار مانع ادامه رشد قیمت شده است.
پس از این منطقه، میانگین متحرک ۵۰ روزه و محدوده مقاومتی ۴۳۰۰ تا ۴۴۰۰ دلار که پیشتر نقش حمایت داشت، بهعنوان موانع جدیتر در مسیر بازگشت خریداران قرار دارند.
شاخصهای مومنتوم نیز تصویر مشابهی ارائه میدهند. شاخص قدرت نسبی RSI در تایمفریمهای میانمدت در محدوده ۴۵ تا ۵۰ قرار دارد که نشان میدهد بازار نه در وضعیت اشباع فروش قرار دارد و نه نشانهای از بازگشت قدرتمند صعودی ارائه کرده است.
همچنین MACD پس از موج اصلاحی بزرگ همچنان ضعیف باقی مانده و رفتار هیستوگرام و خطوط سیگنال نشاندهنده کمبود قدرت حرکتی در هر دو جهت است. قیمت همچنان زیر ساختار میانگینهای کوتاهمدت EMA20 و EMA50 معامله میشود که این موضوع بر ادامه فضای اصلاحی تأکید دارد.
حجم معاملات در موجهای بازگشتی اخیر نیز متوسط بوده است؛ عاملی که نشان میدهد برای عبور از مقاومتهای بالاتر، بازار نیازمند یک محرک جدید مانند تغییر در سیاست پولی، کاهش بازده واقعی یا افزایش تقاضای سرمایهگذاری است.
سناریوی صعودی؛ بازگشت طلا با عبور از مقاومت کلیدی
در سناریوی مثبت، شکست قاطع و تثبیت قیمت بالای محدوده ۴۱۵۰ تا ۴۲۰۰ دلار میتواند نشانهای از پایان تدریجی فشار اصلاحی باشد. در این حالت، کاهش بازده واقعی، تغییر نگاه بازار نسبت به سیاست فدرال رزرو یا کاهش احتمال افزایش نرخ بهره در سپتامبر میتواند زمینه حرکت به سمت ۴۳۰۰ دلار و سپس محدوده ۴۴۰۰ دلار را فراهم کند.
برای تأیید این سناریو، بهبود جریان سرمایه در ETFها و کاهش فشار فروش سرمایهگذاران نهادی اهمیت زیادی خواهد داشت. همچنین افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی که به تضعیف دلار منجر شود، میتواند سرعت بازگشت طلا را افزایش دهد.
سناریوی نزولی؛ شکست حمایت ۴۰۰۰ دلار زنگ خطر جدید برای بازار
در سناریوی منفی، از دست رفتن حمایت ۴۰۰۰ تا ۴۰۱۰ دلار در پایان معاملات روزانه میتواند مسیر اصلاح عمیقتر را فعال کند. در چنین شرایطی، افزایش احتمال رشد نرخ بهره در سپتامبر، تقویت شاخص دلار بالای ۱۰۱.۵۰ و افزایش بازده واقعی میتواند فشار فروش را افزایش دهد.
در این مسیر، اهداف بعدی بازار در محدوده ۳۹۰۰ تا ۳۸۵۰ دلار و سپس منطقه ۳۷۰۰ تا ۳۷۵۰ دلار قرار خواهند داشت. تغییر جریان سرمایه به سمت داراییهای ریسکیتر نیز میتواند فشار بیشتری بر تقاضای داراییهای امن وارد کند.
جمعبندی؛ طلا در انتظار محرک جدید برای خروج از محدوده اصلاحی
بازار طلا در شرایط فعلی میان حمایتهای ساختاری و فشارهای کوتاهمدت اقتصاد کلان گرفتار شده است. خرید مستمر بانکهای مرکزی، نگرانیهای تورمی و ریسکهای ژئوپلیتیکی همچنان از چشمانداز بلندمدت فلز زرد حمایت میکنند، اما نرخهای واقعی بالا، دلار قدرتمند و موضع محتاطانه فدرال رزرو مانع از بازگشت سریع قیمت شدهاند.
از دید تکنیکال، محدوده ۴۰۰۰ دلار مهمترین مرز تصمیمگیری بازار است و حفظ آن میتواند زمینه شکلگیری یک دوره تثبیت را فراهم کند. در مقابل، مقاومت ۴۱۵۰ تا ۴۲۰۰ دلار کلید بازگشت اعتماد خریداران خواهد بود.
در روزهای آینده، تمرکز بازار بر دادههای تورمی و اشتغال آمریکا، واکنش دلار به انتظارات نرخ بهره سپتامبر و هرگونه تغییر در جریان سرمایهگذاری خواهد بود. تا زمانی که محرک قدرتمندی برای تغییر سیاست پولی یا کاهش بازده واقعی ایجاد نشود، چشمانداز کوتاهمدت طلا همچنان ترکیبی از نوسان محدود، تثبیت و ریسک اصلاح بیشتر خواهد بود.















نظرات کاربران