به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز نقره در روزهای پایانی آگوست ۲۰۲۶ بار دیگر در کانون توجه بازار فلزات گرانبها قرار گرفته است. قیمت نقدی نقره (XAG/USD) در ۲۳ آگوست ۲۰۲۶ در محدوده ۶۸.۹۰ تا ۶۹.۷۰ دلار به ازای هر اونس تروا معامله میشود و طی جلسات اخیر حدود ۱.۷ تا ۲ درصد رشد کرده است. عملکرد هفتگی نیز رشد حدود ۶.۵ درصدی را نشان میدهد؛ حرکتی که نقره را بار دیگر به مرز روانی ۷۰ دلار نزدیک کرده است.
این صعود در شرایطی رخ داده که نقره هنوز فاصله قابلتوجهی با سقف بالای ۱۲۰ دلار در ژانویه ۲۰۲۶ دارد و ماهها درگیر یک فاز اصلاحی بوده است. در همین حال، انس طلا در محدوده ۴۶۰۰ تا ۴۶۲۰ دلار قرار دارد و نسبت طلا به نقره در حوالی ۶۶.۶ تا ۶۶.۷ به یک ایستاده که به میانگین بلندمدت حدود ۶۵ نزدیک است. ترکیب این متغیرها نشان میدهد بازار نقره در نقطهای حساس قرار گرفته؛ جایی که محرکهای پولی کوتاهمدت با محدودیتهای ساختاری عرضه همزمان شدهاند.
پشتوانه بنیادی نقره از دل کسری ساختاری بازار میآید
نقره برخلاف بسیاری از فلزات، یک دارایی دوکاربردی است؛ یعنی هم نقش پولی و سرمایهگذاری دارد و هم بخش بزرگی از تقاضای آن از فعالیتهای صنعتی سرچشمه میگیرد. حدود ۶۰ درصد تقاضای نقره صنعتی است و همین ویژگی، رفتار آن را نسبت به طلا پیچیدهتر میکند. زمانی که شرایط پولی از فلزات گرانبها حمایت میکند، نقره از کانال سرمایهگذاری منتفع میشود و همزمان رشد فناوری، الکترونیک و زیرساختهای انرژی نیز میتواند تقاضای فیزیکی آن را تقویت کند.
مهمترین نکته در چشمانداز بنیادی نقره، ورود بازار به ششمین سال متوالی کسری ساختاری است. برای سال ۲۰۲۶ کسری حدود ۴۶.۳ میلیون اونس پیشبینی شده که از کسری ۴۰.۳ میلیون اونس در سال ۲۰۲۵ بیشتر است. از سوی دیگر، کاهش موجودیهای بالای زمین از سال ۲۰۲۱ تاکنون از ۷۶۰ میلیون اونس فراتر رفته است. بنابراین حتی با وجود کاهش نسبی در برخی بخشهای تقاضا، موجودی فیزیکی محدود همچنان یکی از مهمترین عوامل ایجاد کف بنیادی برای قیمت محسوب میشود.
فناوریهای جدید تقاضا را بالا میبرند، اما صنعت خورشیدی یک استثنای مهم است
تقاضای صنعتی نقره همچنان تحت تأثیر الکترونیک، مراکز داده هوش مصنوعی، خودروهای برقی و توسعه شبکههای برق قرار دارد. رشد مراکز داده اهمیت ویژهای پیدا کرده است؛ بهگونهای که مصرف مرتبط با مراکز داده بهتنهایی میتواند بیش از ۱۰ درصد تقاضای برق و الکترونیک یا حدود ۴۲ میلیون اونس نقره در سال ۲۰۲۶ را به خود اختصاص دهد. این روند نشان میدهد موج سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال تنها یک داستان فناوری نیست و میتواند به یک محرک فیزیکی برای بازار نقره تبدیل شود.
با این حال، صنعت فتوولتائیک همچنان مهمترین نقطه فشار در سمت تقاضاست. انرژی خورشیدی بهطور تاریخی حدود ۲۹ تا ۳۰ درصد از بزرگترین مصارف صنعتی نقره را به خود اختصاص داده، اما کاهش میزان نقره مورد استفاده در هر سلول و جایگزینی تدریجی آن با موادی مانند مس باعث شده مصرف این بخش حدود ۱۹ تا ۳۰ درصد نسبت به سال قبل کاهش یابد و به حدود ۱۵۱ میلیون اونس برسد.
همین کاهش مصرف در صنعت خورشیدی، یکی از دلایل اصلی پیشبینی افت حدود ۲ تا ۳ درصدی کل ساخت صنعتی نقره به حدود ۶۴۰ میلیون اونس، یعنی پایینترین سطح چهار سال اخیر، است. با این حال، نکته مهم آن است که حتی این کاهش تقاضا نیز برای برطرف کردن کسری ساختاری کافی نیست؛ زیرا عرضه معدنی همچنان رشد قابلتوجهی ندارد. در کنار صنعت خورشیدی، لحیمکاری و آلیاژهای اتصال، تقاضای سرمایهگذاری برای سکه و شمش که انتظار میرود ۱۴ تا ۱۸ درصد افزایش یابد، و همچنین جواهرات و ظروف نقره، اجزای دیگر معادله تقاضا هستند.
محدودیت عرضه اجازه نمیدهد رشد تولید بهسرعت پاسخگوی تقاضا باشد
ساختار عرضه نقره یکی از تفاوتهای اساسی این فلز با طلاست. حدود ۷۰ تا ۷۴ درصد تولید نقره بهعنوان محصول جانبی استخراج مس، سرب، روی و طلا به دست میآید. در نتیجه، حتی اگر قیمت نقره افزایش پیدا کند، شرکتهای معدنی الزاماً نمیتوانند تولید را به همان سرعت افزایش دهند؛ زیرا اقتصاد پروژهها بیشتر به وضعیت فلزات پایه وابسته است.
تولید معدن در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۴۶ میلیون اونس و تقریباً ثابت تا اندکی افزایشی بود، اما برای سال ۲۰۲۶ نیز انتظار میرود تولید در محدودهای ثابت باقی بماند. افت عیار معادن، مشکلات عملیاتی، مقررات چین و نبود ظرفیت سریع برای افزایش تولید معادن اولیه نقره، موانع مهمی در مسیر رشد عرضه هستند. بازیافت میتواند بخشی از فشار بازار را کاهش دهد، اما در شرایط فعلی عامل تعیینکننده سمت عرضه نیست.
تمرکز ظرفیت پالایش در برخی مناطق، بهویژه نقش قابلتوجه چین در زنجیره پالایش، ریسک دیگری برای بازار ایجاد میکند. بنابراین برآورد مجموع تقاضای سال ۲۰۲۶ در محدوده ۱.۱۱ تا ۱.۱۳ میلیارد اونس در برابر عرضه محدود، تصویری از بازاری ارائه میدهد که حتی در صورت کاهش بخشی از تقاضای صنعتی همچنان با کمبود ساختاری مواجه است.
دلار و بازده اوراق، موتور کوتاهمدت حرکت نقره را روشن کردهاند
در کوتاهمدت، بخش مهمی از جهش اخیر نقره از شرایط پولی و مالی نشأت گرفته است. کاهش فشار دلار و بازده اوراق خزانهداری، جذابیت فلزات بدون بازده را افزایش داده و در کنار سیگنالهای مربوط به بازخرید اوراق خزانه، زمینه را برای ورود تقاضای جدید فراهم کرده است. نقره به دلیل ماهیت دوگانه خود معمولاً در چنین شرایطی حساسیت بالاتری نسبت به طلا نشان میدهد.
با این حال، تفاوت مهم این دوره با یک جهش صرفاً سفتهبازانه آن است که پشت حرکت قیمت، بازار فیزیکی نیز با محدودیت مواجه است. به همین دلیل، اگر حمایت عوامل پولی ادامه پیدا کند، کسری ساختاری میتواند نقش تقویتکننده روند را ایفا کند. در مقابل، بازگشت دلار قدرتمند یا افزایش بازده اوراق میتواند بخشی از این شتاب را معکوس کند.
مرز ۷۰ دلار اکنون مهمترین آزمون تکنیکال نقره است
از منظر تکنیکال، نمودار روزانه نقره در حال حاضر سوگیری صعودی دارد و قدرت خرید، بهخصوص در تایمفریمهای کوتاهتر، افزایش یافته است. قیمت پس از عبور از مقاومتهای مهم در محدوده ۶۴ تا ۶۶ دلار، اکنون در نزدیکی سطح ۷۰ دلار قرار گرفته است؛ سطحی که هم اهمیت روانی دارد و هم میتواند تأییدکننده شکست اخیر باشد.
در صورت عبور پایدار از ۷۰ دلار، محدوده ۷۲ تا ۷۴ دلار نخستین هدف مهم بعدی خواهد بود. این ناحیه با میانگین متحرک ساده ۲۰۰ روزه یا 200-day SMA همپوشانی دارد و عبور از آن میتواند مسیر را برای حرکتهای بلندپروازانهتر باز کند. در سناریوی شتاب گرفتن مومنتوم، حتی محدوده سقفهای ماه مه ۲۰۲۶ در حوالی ۸۹ تا ۹۰ دلار نیز میتواند وارد محاسبات بازار شود.
در سمت مقابل، محدوده ۶۵ تا ۶۶ دلار نخستین حمایت مهم محسوب میشود و با ناحیه تثبیت اخیر و EMA200 ارتباط دارد. پایینتر از آن، محدوده ۶۲ تا ۶۳ دلار که در ماههای ژوئن و ژوئیه شکل گرفته، حمایت قدرتمندتری است. در صورت شکست این ناحیه نیز محدوده ۵۵ تا ۶۰ دلار بهعنوان حمایت عمیقتر در نظر گرفته میشود.
میانگینهای متحرک و مومنتوم، برتری خریداران را تأیید میکنند
بررسی شاخصهای روزانه در حوالی بستهشدن ۲۱ آگوست نشان میدهد میانگینهای متحرک تصویر قدرتمندی ارائه میکنند. در مجموع ۱۱ مورد از ۱۲ سیگنال مربوط به میانگینهای متحرک در وضعیت صعودی قرار دارند و قیمت بالاتر از بیشتر SMAها و EMAها تا میانگین ۱۰۰ روزه در حوالی ۶۷ دلار معامله میشود. این ساختار، تغییر محسوسی در مومنتوم نسبت به فاز اصلاحی قبلی ایجاد کرده است.
در بخش اسیلاتورها، تصویر خنثی تا صعودی است. RSI(14) در محدوده حدود ۶۶ قرار دارد؛ بنابراین هنوز در محدودهای قرار نگرفته که بهتنهایی نشانه اشباع خرید شدید باشد. MACD سیگنال مثبت و خرید صادر کرده و Awesome Oscillator نیز در وضعیت خرید قرار دارد، هرچند Stochastic %K و CCI برخی سیگنالهای فروش را نشان میدهند. در مجموع، ترکیب میانگینهای متحرک و مومنتوم، در تایمفریم روزانه از سوگیری خرید حمایت میکند.
ساختار نمودار از اصلاح عمیق به سمت بازسازی روند صعودی تغییر کرده است
از منظر الگوهای قیمتی، حرکت اخیر را میتوان در قالب یک Bull Flag یا ساختار صعودی پس از شکست مقاومت محدوده ۶۴ تا ۶۶ دلار بررسی کرد. در مقیاس بزرگتر، برخی تحلیلها همچنان به یک مثلث نزولی چندماهه با سوگیری نزولی تا خنثی یا الگوهای Wedge و Flag اشاره میکنند، اما رفتار اخیر قیمت با ثبت کفهای بالاتر و افزایش حجم در موج صعودی، نشانههای متفاوتی ارائه میدهد.
تحلیلهای مبتنی بر Elliott Wave و چرخههای قیمتی نیز احتمال تکمیل یک موج ایمپالسی یا شکلگیری یک مرحله انباشت پیش از حرکت بعدی را مطرح میکنند. در این میان، موقعیتیابی معاملهگران نیز اهمیت دارد. موقعیتهای خالص خرید سفتهبازانه در COT پس از اصلاح همچنان پایین و در حدود صدک ۲۰ تاریخی قرار دارند. پایین بودن این موقعیتها میتواند در صورت تداوم شرایط مساعد دلار و بازده، زمینه را برای Short Covering و افزایش بیشتر قیمت فراهم کند.
مسیر ۷۲ تا ۷۵ دلار در کوتاهمدت باز است، اما سناریوها همچنان پراکندهاند
در افق چند هفته تا چند ماه، عبور از ۷۰ دلار میتواند مهمترین سیگنال برای ادامه روند باشد. در صورت شکست این سطح و حفظ مومنتوم، محدوده ۷۲ تا ۷۵ دلار هدف اولیه بازار خواهد بود. در این سناریو، عوامل پولی همچنان محرک اصلی موج صعودی هستند، اما کسری فیزیکی بازار نقش پشتوانه بنیادی را ایفا میکند.
پیشبینیهای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ دامنه بسیار گستردهای دارند. سناریوی پایه و اجماع برخی تحلیلگران محدوده ۷۰ تا ۸۵ دلار را در نظر میگیرد؛ برای نمونه، JP Morgan میانگین حدود ۸۱ دلار و قیمت حدود ۸۵ دلار در سهماهه چهارم را مطرح کرده، در حالی که نظرسنجی LBMA سطحی در حدود ۸۰ دلار را نشان میدهد. Commerzbank و ING نیز محدوده حدود ۶۷ تا ۷۴ دلار را در سناریوهای خود در نظر گرفتهاند.
در سناریوی صعودی، برخی برآوردهای Citi و BofA امکان حرکت به محدوده ۹۰ تا ۱۱۰ دلار یا حتی بالاتر را در صورت فشردهتر شدن نسبت طلا به نقره یا تشدید کسری بازار مطرح میکنند. در سوی دیگر، سناریوی نزولی محدوده ۵۵ تا ۶۵ دلار را هدف قرار میدهد؛ سناریویی که میتواند با تشدید جایگزینی و کاهش مصرف نقره در پنلهای خورشیدی، افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو یا بازگشت دلار قدرتمند فعال شود.
نقره در نقطه تلاقی فرصت صنعتی و ریسک نوسان قرار گرفته است
مهمترین ریسک پیش روی نقره، بازگشت دلار و بازده اوراق به مسیر صعودی و شکلگیری سیاست پولی انقباضیتر است. علاوه بر آن، سرعت بیشتر از انتظار در کاهش مصرف نقره در صنعت خورشیدی، سودگیری پس از رشد اخیر و ضعف تقاضا در چین میتواند مانع ادامه روند شود. در طرف دیگر، شوکهای عرضه، محدودیتهای پالایشی و تشدید نیاز صنایع مرتبط با هوش مصنوعی و برقیسازی میتوانند فشار صعودی را تقویت کنند.
جمعبندی؛ ۷۰ دلار دروازهای برای سناریوی بزرگتر نقره است
نقره اکنون پس از یک دوره اصلاح عمیق، دوباره به محدودهای رسیده که بازار باید میان یک بازگشت موقت و آغاز یک موج صعودی گستردهتر تصمیم بگیرد. قیمت ۶۸.۹۰ تا ۶۹.۷۰ دلار در ۲۳ آگوست، رشد ۱.۷ تا ۲ درصدی اخیر و افزایش حدود ۶.۵ درصدی هفتگی، نشان میدهد مومنتوم کوتاهمدت به نفع خریداران تغییر کرده است.
با وجود این، عبور از ۷۰ دلار و سپس ۷۲ تا ۷۴ دلار برای تأیید قدرت روند اهمیت ویژهای دارد. در صورت شکست موفق این مقاومتها، مسیر ۷۵ دلار و سپس محدوده ۸۹ تا ۹۰ دلار در صورت شتاب گرفتن بازار قابل بررسی خواهد بود. در مقابل، از دست رفتن ۶۵ تا ۶۶ دلار میتواند اصلاح را به سمت ۶۲ تا ۶۳ دلار و در سناریوی ضعیفتر ۵۵ تا ۶۰ دلار هدایت کند.
در چشمانداز میانمدت، ترکیب کسری ساختاری، کاهش بیش از ۷۶۰ میلیون اونس موجودی بالای زمین از سال ۲۰۲۱، رشد تقاضای فناوری و محدودیت افزایش سریع تولید، همچنان یک پشتوانه بنیادی مهم برای نقره ایجاد میکند. در نتیجه، نقره در حال حاضر همزمان از دو روایت بهره میبرد: اهرم قیمتی نسبت به طلا و تقاضای صنعتی رو به رشد. با این حال، شدت نوسان این فلز ایجاب میکند وضعیت موجودیهای COMEX، گزارشهای COT، دلار، بازده اوراق و تحولات مصرف نقره در صنعت خورشیدی بهطور مستمر زیر نظر باشد.















نظرات کاربران