به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، پژوهشگران دانشگاه استنفورد در مطالعهای تازه اعلام کردند هوش مصنوعی بیشترین اثر منفی را روی مشاغل غیرتخصصی بر جای میگذارد؛ مشاغلی که نیاز به مهارت یا تخصص بالا ندارند و معمولاً نقطه ورود افراد تازهکار به بازار کار محسوب میشوند. طبق این تحقیق، کارگرانی که پیش از گسترش هوش مصنوعی مشغول به کار بودهاند همچنان شغل خود را حفظ میکنند، اما مسیر ورود نسل جدید به بازار کار بهتدریج محدودتر میشود.
اریک برینجولفسون، اقتصاددان و پژوهشگر اصلی این مطالعه، این روند را نشانهای از یک تغییر ساختاری در بازار کار میداند. به گفته او، اگر این الگو ادامه پیدا کند، فاصله بین کارگران باسابقه و افراد تازه فارغالتحصیل در دسترسی به فرصتهای شغلی بیشتر میشود. این موضوع برای خانوادههایی که برنامهریزی مالی خود را بر پایه ورود فرزندانشان به بازار کار تنظیم میکنند، اهمیت مستقیم دارد.
چرا مشاغل ورودی آسیبپذیرترند؟
مشاغل ورودی معمولاً شامل وظایف تکراری و قاعدهمند هستند؛ کارهایی مانند ورود داده، پاسخگویی پایه به مشتریان یا تهیه پیشنویس گزارشهای ساده. ابزارهای هوش مصنوعی مولد این نوع وظایف را سریعتر و ارزانتر از استخدام نیروی تازهکار انجام میدهند. در مقابل، مشاغلی که به تجربه، قضاوت حرفهای یا مذاکره نیاز دارند، هنوز در اختیار نیروی انسانی باقی ماندهاند.
پژوهشگران استنفورد در این مطالعه، آگهیهای استخدام و روند جذب نیرو را در چند سال اخیر بررسی کردهاند. نتیجه نشان میدهد کاهش تقاضا برای نیروی تازهکار بیشتر در مشاغلی دیده میشود که هوش مصنوعی توانایی جایگزینی بخشی از وظایف آنها را دارد. این یافته با نگرانیهای پیشین درباره اثر هوش مصنوعی بر اشتغال همراستا است، اما برخلاف پیشبینیهای اولیه، تمرکز خطر را از حذف شغلهای موجود به کاهش فرصتهای تازه منتقل میکند.
پیامد برای برنامهریزی مالی خانوادهها
این روند برای خانوادههایی که هزینه تحصیل یا آموزش فرزندان خود را با چشمداشت به بازگشت آن در قالب درآمد شغلی برنامهریزی میکنند، پیامد مستقیم دارد. اگر ورود به بازار کار برای فارغالتحصیلان دشوارتر شود، دوره انتظار برای رسیدن به درآمد پایدار نیز طولانیتر خواهد شد. این موضوع میتواند تصمیمهای خانوارها درباره پسانداز، سرمایهگذاری در تحصیل و زمانبندی مالی را تحت تأثیر قرار دهد.
بحث درباره اثر هوش مصنوعی بر اشتغال در ۲ سال اخیر به یکی از موضوعهای اصلی پژوهشهای اقتصادی تبدیل شده است. برخی مطالعات پیشین بر حذف مستقیم مشاغل تمرکز داشتند، در حالیکه یافته تازه استنفورد زاویه دیگری را مطرح میکند: تنگترشدن مسیر ورود، نه لزوماً کاهش تعداد کل مشاغل. پژوهشگران تأکید کردهاند این الگو همچنان در حال شکلگیری است و نتیجه نهایی آن به سرعت پذیرش فناوری در صنایع مختلف بستگی دارد.















نظرات کاربران