نادر نینوایی- یک بند کاغذ، یک ورق زینک یا یککیلو مرکب شاید در نگاه اول تنها بخشی کوچک از هزینه تولید یک محصول چاپی به نظر برسد اما وقتی قیمت همین مواد اولیه بهصورت مداوم تغییر میکند یا دسترسی به آنها دشوار میشود، مساله دیگر به یک چاپخانه یا ناشر محدود نمیماند. زنجیرهای شکل میگیرد که از واردات و تخصیص ارز آغاز میشود، از بازار مواد اولیه و چاپخانه عبور میکند و در نهایت خود را در قیمت کتاب، روزنامه، بستهبندی، نوشتافزار و دیگر محصولات چاپی نشان میدهد.
در ماههای گذشته زنجیره چاپ با فشار فزایندهای مواجه شده است؛ از افزایش قیمت کاغذ تحریر و گلاسه گرفته تا رشد هزینه مرکب و چسب و در هفتههای اخیر و کمبود زینک. اگرچه قیمت برخی اقلام در مقاطعی کاهش پیدا کرده اما آنچه برای فعالان این حوزه اهمیت بیشتری دارد، نهفقط رقم نهایی کالا بلکه بیثباتی بازار و دشوار شدن امکان برنامهریزی برای تولید است.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که صنعت چاپ تنها به تولید کتاب وابسته نیست. روزنامه و مجله، دفتر و محصولات نوشتافزار، بستهبندی کالاها، کاتالوگ، بروشور و بسیاری از محصولات تجاری نیز به همین زنجیره وابستهاند. بنابراین هر اختلال در تامین مواد اولیه میتواند دامنهای فراتر از صنعت نشر داشته باشد.
قیمت کاغذ هرروز تغییر میکند
یکی از مهمترین نشانههای این فشار، بازار کاغذ است. براساس گزارشهای بازار، قیمت هر بند کاغذ تحریر ۷۰ گرم با ابعاد ۷۰ در ۱۰۰ سانتیمتر در خردادماه حدود ۵میلیون و ۶۵۰هزار تومان بود در حالی که در شهریور قیمت همین نوع کاغذ تا ۹میلیون و ۵۰۰هزار تومان نیز گزارش شد. البته بازار در روزهای اخیر اندکی عقبنشینی کرده و در ۲۸شهریور، قیمت هر بند کاغذ تحریر ۷۰ در ۱۰۰ حدود ۸میلیون و ۸۰۰هزار تومان اعلام شده است.
همین رفتوبرگشت قیمتها نشان میدهد مساله تنها «گران شدن کاغذ» نیست، ناپایداری قیمت نیز به یک هزینه تبدیل شده است.
مهدی فیروزی، مدیر غرفه طرفه در گفتوگویی درباره بازار نوشتافزار گفته که در شرایط فعلی حتی ممکن است قیمت یک بند کاغذ طی دو یا سهروز 2تا 3میلیون تومان افزایش پیدا کند. برای تولیدکنندهای که باید امروز محصولش را قیمتگذاری کند اما فردا مواداولیه همان محصول را گرانتر بخرد، چنین شرایطی تصمیمگیری را دشوار میکند.
این مساله در صنعت نشر نیز اثر مستقیمی دارد. ناشر باید پیش از چاپ، درباره شمارگان، قطع، تعداد صفحات، کیفیت کاغذ و قیمت نهایی تصمیم بگیرد. وقتی یکی از مهمترین اجزای این محاسبات دائما تغییر میکند، قیمتگذاری کتاب بهنوعی حرکت در زمین متحرک تبدیل میشود.
فاصله تولید داخلی کاغذ با نیاز چاپ
یکی از تناقضهای قابلتوجه بازار کاغذ این است که وجود ظرفیت تولید داخلی لزوما به معنای تامین تمام نیازهای صنعت چاپ و نشر نیست. بخش قابلتوجهی از ظرفیت داخلی در حوزه کاغذ و مقوا به محصولات بستهبندی اختصاص دارد در حالی که کاغذ مورد نیاز کتاب، روزنامه و دفتر مشخصات فنی متفاوتی دارد. به بیان ساده، نمیتوان هر کاغذی را که در داخل تولید میشود جایگزین کاغذ چاپ و تحریر کرد.
این تفاوت در بازار نوشتافزار نیز دیده میشود. بخش قابلتوجهی از کاغذ مورد استفاده این صنعت وارداتی است و کاغذ ایرانی در صورتی میتواند جایگزین آن شود که از نظر کیفیت با نمونههای خارجی رقابت کند. با این حال کیفیت برخی تولیدات داخلی همچنان با نیاز تولیدکنندگان فاصله دارد بنابراین بحث حمایت از تولید داخلی زمانی میتواند به کاهش وابستگی کمک کند که تولید داخلی از نظر کیفیت، حجم تولید، استمرار عرضه و قیمت نیز بتواند نیاز مصرفکننده را پاسخ دهد. صرف وجود ظرفیت اسمی مشکل بازار را حل نمیکند.
زینک؛ گلوگاهی که ناگهان دیده شد
اگر کاغذ یکی از پرهزینهترین مواداولیه چاپ است، زینک را باید یکی از گلوگاههای عملیاتی چاپ افست دانست. در این شیوه پیش از ورود کاغذ و مرکب به فرآیند اصلی، طرح باید روی پلیت منتقل شود بنابراین کمبود زینک میتواند حتی در شرایطی که چاپخانه کاغذ و مرکب در اختیار دارد، مانع ادامه کار شود.
گزارشهای صنفی در خردادماه از معامله زینک دوورقی با قیمت حدود ۴۲۰ تا ۴۵۰هزار تومان در بازار آزاد حکایت داشت در حالی که تعاونی لیتوگرافان همین محصول را با کاهش حاشیه سود، حدود ۳۲۰هزار تومان عرضه میکرد اما مساله در شهریورماه از نوسان قیمت فراتر رفت و به کمبود رسید.
جلال ذکایی، نایبرییس اتحادیه لیتوگرافان تهران در گفتوگویی اعلام کرده که فعالان این حوزه حدود یکسال پیش نسبتبه دشوارشدن تامین زینک هشدار داده بودند و اکنون این مساله به گفته او به یک بحران جدی تبدیل شده است. به گفته وی، بخشی از مشکلات به فرآیند واردات، تخصیص ارز، ثبت سفارش و ترخیص بازمیگردد و در کنار آن، درباره محدود شدن عرضه از سوی برخی واردکنندگان نیز نگرانیهایی مطرح شده است البته درباره هرگونه تخلف احتمالی در عرضه یا نگهداری کالا، نمیتوان صرفا براساس اظهارات صنفی نتیجهگیری کرد و تشخیص نهایی نیازمند بررسی مراجع قانونی است. اتحادیه لیتوگرافان نیز اعلام کرده که با همکاری بازرسی اصناف، اسناد برخی واردکنندگان را بررسی کرده و درصورت تکمیل بررسیها، گزارش را به مراجع ذیصلاح ارسال خواهد کرد.
فارغ از نتیجه این بررسیها اما یک واقعیت اقتصادی روشن است: وقتی یک ماده اولیه حیاتی بهموقع به بازار نرسد، کل زنجیره تولید میتواند متوقف شود.
به همین دلیل افزایش هزینه یا کمبود مواد اولیه چاپ میتواند از صنعت فرهنگ عبور کند و به بخشهایی از اقتصاد کالا نیز برسد.
در بستهبندی، کاغذ و مقوا، مرکب، زینک و مواد مصرفی چاپ بخشی از هزینه تولید هستند. هرچه هزینه این نهادهها افزایش یابد، تولیدکننده بستهبندی نیز ناچار است محاسبات خود را تغییر دهد. بستهبندی در ادامه بخشی از قیمت تمامشده کالاهای دیگر را تشکیل میدهد درنتیجه، فشار بازار چاپ الزاما در همان بازار باقی نمیماند.همین مساله در نوشتافزار نیز دیده میشود. شهریورماه همزمان با آغاز سال تحصیلی، افزایش هزینه کاغذ برای تولیدکنندگان دفتر و محصولات چاپی به یک مساله جدی تبدیل شده است. تولیدکنندهای که نمیداند مواد اولیه را با چه قیمتی جایگزین خواهد کرد، یا باید قیمت محصول را مرتب تغییر دهد یا بخشی از هزینه افزایشیافته را از حاشیه سود خود پرداخت کند؛ گزینه دوم نیز برای کسبوکاری که نیاز به سرمایه در گردش دارد، در بلندمدت قابلاتکا نیست.
مطبوعات؛ صنعتی که حاشیه امن ندارد
در میان مصرفکنندگان کاغذ، مطبوعات یکی از آسیبپذیرترین بخشها هستند. روزنامه نمیتواند افزایش هزینه کاغذ را بهسادگی با افزایش قیمت جبران کند. افزایش قیمت روزنامه میتواند بر تقاضا اثر بگذارد و کاهش تیراژ نیز درآمد حاصل از فروش را محدودتر کند.
مساله مطبوعات تنها چاپ روزانه چندهزار نسخه کاغذ نیست. پشت هر شماره، خبرنگار، دبیر، صفحهآرا، عکاس، چاپخانه، لیتوگرافی، توزیعکننده و شبکه فروش قرار دارد. اگر هزینه یکی از حلقهها به شکل قابلتوجهی افزایش یابد، فشار به حلقههای دیگر منتقل میشود.
از این منظر، بحران مواد اولیه چاپ را نمیتوان فقط مساله ناشران دانست؛ مطبوعات نیز بخشی از همین زنجیره شکنندهاند.
ناشر در برابر یک انتخاب دشوار
ابراهیم کریمی، رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، نسبت به افزایش قیمت کاغذ و تاثیر آن بر توان تولید ناشران هشدار داده و گفته است که وضعیت تولید کتاب از مرحله کاهش شمارگان عبور کرده و بسیاری از ناشران توان تولید ندارند.
این اظهارنظر، اگرچه یک دیدگاه صنفی است اما تصویری از فشار موجود بر بنگاههای نشر ارائه میدهد.
وقتی کاغذ گران میشود، ناشر چند انتخاب بیشتر ندارد: شمارگان را کاهش دهد، قیمت کتاب را افزایش دهد، کیفیت یا مشخصات فنی محصول را تغییر دهد، انتشار اثر را به تعویق بیندازد یا از چاپ آن صرفنظر کند.هیچکدام از این گزینهها مطلوب نیست.
کاهش شمارگان هزینه تولید هر نسخه را افزایش میدهد. افزایش قیمت میتواند بخشی از مخاطبان را از خرید کتاب منصرف کند. تاخیر در انتشار نیز گردش مالی ناشر را مختل میکند و حذف یک عنوان از برنامه انتشار، به معنای کاهش تنوع عرضه در بازار است.
به همین دلیل بحران نشر لزوما با تعطیلی ناگهانی ناشران آغاز نمیشود. ممکن است ابتدا با هزار نسخه چاپ کمتر، سپس با حذف چند عنوان، بعد با کاهش نیروی انسانی و درنهایت با خروج تدریجی بنگاههای کوچک از بازار خودش را نشان دهد.
حمایت نباید به اعطای تسهیلات محدود شود
رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در عین اشاره به تسهیلاتی که قرار است در اختیار ناشران و کتابفروشان قرار گیرد، گفته که این وامها در نهایت حکم مُسکن دارند و مساله اصلی همچنان تامین کاغذ است. این نکته قابلتامل است. سرمایه در گردش زمانی میتواند به تولید کمک کند که مواد اولیه با قیمت و زمان قابل پیشبینی در دسترس باشد. اگر بنگاه امروز تسهیلات دریافت کند اما چند هفته بعد قیمت ماده اولیه افزایش شدیدی داشته باشد، بخش قابلتوجهی از همان منابع صرف جبران افزایش هزینه خواهد شد بنابراین مساله صنعت چاپ و نشر فقط کمبود نقدینگی نیست بلکه مشکل، ترکیبی از نقدینگی، قیمت، دسترسی و پیشبینیپذیری است.
بازار به واردات مقطعی وابسته نماند
بخشی از مواداولیه چاپ همچنان از خارج تامین میشود و این وابستگی بازار را در برابر نوسان ارز، فرآیند ثبت سفارش، تخصیص ارز و ترخیص آسیبپذیر میکند.
درباره زینک نایبرییس اتحادیه لیتوگرافان تاکید کرده که تسریع تخصیص ارز و کاهش تشریفات ثبت سفارش و ترخیص میتواند به سامانیافتن بازار کمک کند. همچنین از ورود احتمالی چند محموله جدید زینک در آینده نزدیک خبر داده شده است. در بازار کاغذ نیز خبرهایی درباره احتمال ورود بخشی از نیاز بازار از ترکیه مطرح شده است.
ورود این محمولهها میتواند در کوتاهمدت فشار بازار را کاهش دهد اما اگر پس از هر دوره کمبود، بازار دوباره منتظر محموله بعدی بماند، مساله اصلی همچنان پابرجا خواهد بود. راهحل پایدار، ایجاد جریان مستمر تامین است، نه واکنش اضطراری پس از شکلگیری کمبود.
هزینه بیثباتی را چه کسی میپردازد؟
در نهایت افزایش هزینه مواد اولیه در یکی از سه نقطه متوقف میشود: تولیدکننده، عرضهکننده یا مصرفکننده. اگر ناشر یا چاپخانه تمام افزایش هزینه را بپردازد، حاشیه سود آن کاهش مییابد و توان ادامه فعالیت محدود میشود. اگر قیمت محصول افزایش یابد، مصرفکننده باید هزینه بیشتری بپردازد.
اما در شرایطی که قدرت خرید خانوار نیز محدود است، افزایش قیمت کتاب، روزنامه، دفتر و سایر محصولات چاپی میتواند تقاضا را تحتتاثیر قرار دهد.
اگر سیاست تامین مواد اولیه بهجای واکنشهای مقطعی بهسمت برآورد مستمر نیاز بازار، تسهیل واردات مواد ضروری، نظارت شفاف بر توزیع، حمایت از تولید داخلی دارای کیفیت رقابتی و ایجاد امکان برنامهریزی بلندمدت حرکت نکند، هر محموله جدید ممکن است تنها بخشی از یک بحران تکرارشونده را عقب بیندازد.
کاغذ ممکن است امروز ۵۰۰هزار تومان ارزانتر شود و زینک با ورود یک محموله جدید دوباره در دسترس قرار گیرد اما فعال اقتصادی بیش از کاهش موقت قیمت، به یک چیز نیاز دارد: بداند ماده اولیه ماه آینده را با چه شرایطی میتواند تهیه کند.
برای ناشر، چاپخانهدار، تولیدکننده بستهبندی و حتی تولیدکننده دفتر، ثبات فقط یک واژه اقتصادی نیست، شرط ادامه تولید است. در بازاری که قیمت نهادهها هرروز تغییر میکند حتی ارزان شدن موقت نیز لزوما خبر پایان بحران نیست. پایان بحران زمانی است که تولیدکننده بتواند برای چند ماه آینده برنامهریزی کند، قیمت تمامشده را محاسبه کند و مطمئن باشد ماده اولیه مورد نیازش، نه فقط امروز بلکه در ادامه مسیر نیز قابل تامین است.
تا آن زمان، فشار هزینه از چاپخانه به ناشر، از ناشر به کتابفروش و از آنجا به خواننده منتقل میشود؛ در بستهبندی به تولیدکننده کالا و مصرفکننده میرسد و در مطبوعات میتواند بخشی از توان رسانههای مکتوب را فرسودهتر کند.
کاغذ و زینک شاید فقط دو قلم از فهرست بلند مواداولیه باشند اما وضعیت این دو بازار نشان میدهد مشکل صنعت چاپ، پیش از آنکه کمبود یک کالا باشد، کمبود ثبات است.















نظرات کاربران