به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، بیتالله ستاریان، تحلیلگر حوزه مسکن، میگوید شهرهای اقماری در ایران به هدف اصلی خود نرسیدهاند. این شهرها قرار بود سرریز جمعیت کلانشهرها را جذب کنند. اما به گفته او، روند برعکس شد و شهر اقماری به پایگاهی برای ورود به شهر مادر تبدیل شد.
این ارزیابی برای خانوارهایی که در جستوجوی مسکن ارزانتر هستند اهمیت دارد. شهرهای اطراف کلانشهرها سالها گزینه اصلی خانوارهای کمدرآمد و مستأجران بودهاند. اگر این شهرها اشتغال و خدمات مستقل نداشته باشند، هزینه رفتوآمد و وابستگی به شهر مادر بخشی از صرفهجویی در قیمت خانه را از بین میبرد.
شهر خوابگاهی یعنی چه؟
ستاریان این شهرها را «فاقد هویت اقتصادی» توصیف میکند. منظور از هویت اقتصادی، وجود فعالیت تولیدی، خدماتی و شغلی در خود شهر است. وقتی این پایه وجود نداشته باشد، ساکنان روز را در کلانشهر کار میکنند و فقط شب به خانه برمیگردند. به همین دلیل، از این الگو با عنوان «شهر خوابگاهی» یاد میشود.
پیامد این وضعیت برای بازار مسکن روشن است. تقاضای واقعی در کلانشهر باقی میماند و شهر اقماری فقط جای خواب ارزانتر را فراهم میکند. به بیان دیگر، فشار تقاضا از شهر مادر برداشته نمیشود و قیمتها در مرکز همچنان زیر فشار میماند.
تردید درباره واگذاری گسترده زمین
این تحلیلگر به برنامههای واگذاری زمین نیز با تردید نگاه میکند و میپرسد آیا واگذاری سالانه ۱ میلیون قطعه زمین ممکن است. برای درک مقیاس، ۱ میلیون قطعه زمین تقریباً معادل ساخت مسکن برای جمعیت یک کلانشهر متوسط در هر سال است. چنین حجمی به زیرساخت آب، برق، راه و حملونقل عمومی نیاز دارد و تأمین زمین بهتنهایی کافی نیست.
سیاستگذار مسکن در سالهای اخیر هدف ساخت سالانه ۱ میلیون واحد را در قالب قانون جهش تولید مسکن دنبال کرده است. نقد ستاریان نشان میدهد که مکانیابی و پیوند زمین با اشتغال، به اندازه تعداد واحدها اهمیت دارد. پرسش اصلی برای خریدار و مستأجر این است که خانه در کجا ساخته میشود و آیا در کنار آن شغل و خدمات هم شکل میگیرد یا نه.















نظرات کاربران