به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، انتخاب رشته دانشگاهی برای بسیاری از جوانان در شرایطی انجام میشود که تصویر روشنی از آینده شغلی آن رشته در دست ندارند. این تصمیم معمولاً در سالهای مدرسه گرفته میشود. اثر مالی آن اما چند سال بعد و هنگام ورود به بازار کار آشکار میشود.
اهمیت موضوع در این است که انتخاب رشته یک تصمیم اقتصادی بلندمدت است. خانوادهها برای آن هزینه شهریه، کلاس کنکور و سالها زمان میپردازند. اگر رشته انتخابشده بازار کار مناسبی نداشته باشد، این هزینهها بازده مورد انتظار را به همراه نمیآورد و فرد ناچار است دوباره مسیر خود را تغییر دهد.
فاصله مدرک تا درآمد
مسئله اصلی، کمبود اطلاعات در لحظه تصمیمگیری است. دانشآموز معمولاً بر پایه علاقه شخصی، توصیه اطرافیان یا اعتبار اجتماعی یک رشته انتخاب میکند. دادهای درباره نرخ اشتغال فارغالتحصیلان یا سطح درآمد آنها در اختیار او نیست. نتیجه این است که برخی پس از گرفتن مدرک تازه متوجه میشوند درآمد آن شغل با انتظارشان فاصله زیادی دارد.
اقتصاددانان از این وضعیت با عنوان «عدم تقارن اطلاعات» یاد میکنند. یعنی یک طرف تصمیم، اطلاعات کافی برای ارزیابی گزینهها ندارد. در بازار آموزش، این شکاف باعث میشود عرضه نیروی کار در برخی رشتهها بیشتر از تقاضا شود و در برخی دیگر کمبود نیرو شکل بگیرد.
فرصتی برای کسبوکارهای دادهمحور
همین شکاف اطلاعاتی، زمینه فعالیت برای استارتاپهای حوزه آموزش و منابع انسانی ایجاد کرده است. سکوهایی که دادههای آگهیهای استخدام، سطح حقوق و مهارتهای پرتقاضا را جمعآوری و تحلیل میکنند، میتوانند تصویر دقیقتری از بازار کار هر رشته ارائه دهند. ارزش این دادهها برای خانوادهها در آن است که پیش از صرف هزینه و زمان، احتمال بازگشت آن را بسنجند.
با این حال، داده بازار کار امروز لزوماً وضع چند سال آینده را نشان نمیدهد. تحول فناوری و تغییر ساختار اقتصاد میتواند تقاضا برای برخی مهارتها را در فاصله تحصیل تا فارغالتحصیلی تغییر دهد. به همین دلیل، اطلاعات شغلی در کنار علاقه و توانایی فردی، یکی از عوامل تصمیم است و جای آنها را نمیگیرد.















نظرات کاربران