خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
قیمت مسکن منطقه ۱۰ تهران؛ خریداران کم‌بودجه چه بازاری پیش رو دارند؟

قیمت مسکن منطقه ۱۰ تهران؛ خریداران کم‌بودجه چه بازاری پیش رو دارند؟

وعده تحویل خانه‌های اجاره‌ای در آبان ماه

وعده تحویل خانه‌های اجاره‌ای در آبان ماه

وضعیت مسکن در منطقه ۱۰ تهران؛ قیمت‌ها چگونه تغییر کرده‌اند؟

وضعیت مسکن در منطقه ۱۰ تهران؛ قیمت‌ها چگونه تغییر کرده‌اند؟

واحد ۶۰ متری هفت‌چنار با قیمت ۱۱ میلیارد تومان آگهی شد؛ متری چند؟

واحد ۶۰ متری هفت‌چنار با قیمت ۱۱ میلیارد تومان آگهی شد؛ متری چند؟

هزینه خرید مسکن در منطقه ۱۰ تهران/ واحد ۶۰ متری در هفت‌چنار ۱۱ میلیارد تومان فایل شد + جدول

هزینه خرید مسکن در منطقه ۱۰ تهران/ واحد ۶۰ متری در هفت‌چنار ۱۱ میلیارد تومان فایل شد + جدول

تورم نقطه‌‌ای مهرماه ۱.۱ درصد کاهش یافت + اینفوگرافی

تورم نقطه‌‌ای مهرماه ۱.۱ درصد کاهش یافت + اینفوگرافی

مقاوم‌سازی ۷۰ درصدی مسکن روستایی در کرمان

مقاوم‌سازی ۷۰ درصدی مسکن روستایی در کرمان

۲۳۰۰ خانوار ابهری در مسیر بررسی اطلاعات سرشماری

۲۳۰۰ خانوار ابهری در مسیر بررسی اطلاعات سرشماری

رونمایی از «سامانه ساختار» در بنیاد مسکن قزوین/ گامی در جهت شفافیت املاک روستایی

رونمایی از «سامانه ساختار» در بنیاد مسکن قزوین/ گامی در جهت شفافیت املاک روستایی

اجاره ماهانه در محله‌های لوکس تهران به ۳۵۰ میلیون تومان می‌رسد

اجاره ماهانه در محله‌های لوکس تهران به ۳۵۰ میلیون تومان می‌رسد

تماشاگران ویترین ها

بازدید ۵منبع: اقتصاد پویا
تماشاگران ویترین ها

اقتصاد پویا / سرویس اجتماعی -مراکز خرید و مجتمع‌های تجاری که تا همین چند سال پیش از شلوغی راهروها، صف صندوق‌ها و رفت‌وآمد مشتریان رونق می‌گرفتند، این روزها با واقعیتی متفاوت روبه‌رو شده‌اند؛ بازدیدکننده هست، ویترین‌ها روشن‌اند، فروشگاه‌ها باز هستند و مردم همچنان برای قدم زدن، تماشای اجناس، گذراندن اوقات فراغت یا مقایسه قیمت‌ها به مراکز خرید مراجعه می‌کنند، اما تعداد کسانی که با کیسه‌های خرید از فروشگاه‌ها خارج می‌شوند، کمتر از گذشته به نظر می‌رسد. در برخی مراکز تجاری، حتی در ساعت‌هایی که انتظار می‌رود رفت‌وآمد بیشتری وجود داشته باشد، مشتریان بیشتر تماشاگرند تا خریدار. آن‌ها قیمت لباس‌ها را بررسی می‌کنند، برچسب کالاهای دیجیتال را می‌خوانند، از فروشندگان درباره تخفیف‌ها می‌پرسند و پس از چند دقیقه، بدون خرید از مغازه خارج می‌شوند. این تصویر، فراتر از یک تغییر ساده در رفتار مصرف‌کننده، نشانه‌ای از فشار اقتصادی بر خانوارها و کاهش توان خرید بخش‌هایی از جامعه است؛ وضعیتی که می‌تواند فاصله میان تقاضای ظاهری و تقاضای واقعی را در بازار خرده‌فروشی افزایش دهد.

دانیال امینی / روایت برخی فعالان بازار از روزهایی حکایت دارد که حتی در دوران همه‌گیری کرونا، با وجود محدودیت‌های رفت‌وآمد و نگرانی‌های بهداشتی، در مقاطعی مشتریان برای خرید کالاهای ضروری یا استفاده از فرصت‌های فروش به مراکز تجاری مراجعه می‌کردند. اکنون اما در برخی فروشگاه‌ها، حضور مردم لزوماً به معنای فروش نیست. البته مقایسه مستقیم وضعیت امروز با دوران کرونا بدون آمار فروش و در نظر گرفتن تفاوت‌های زمانی و اقتصادی، نمی‌تواند به نتیجه‌ای قطعی منجر شود؛ بااین‌حال، مشاهده کاهش خرید در کنار افزایش هزینه‌های زندگی، این پرسش را جدی‌تر کرده است که چه اتفاقی برای قدرت خرید مصرف‌کنندگان افتاده و چرا حضور مردم در مراکز خرید الزاماً به رونق اقتصادی فروشگاه‌ها منتهی نمی‌شود؟

مشتری هست، خرید نیست؛ ویترین‌هایی که تماشاگر دارند

در نگاه نخست، حضور جمعیت در یک مرکز خرید می‌تواند نشانه‌ای از رونق فعالیت اقتصادی به نظر برسد. راهروهای شلوغ، رفت‌وآمد خانواده‌ها، حضور جوانان در فروشگاه‌ها و توقف مردم مقابل ویترین‌ها، تصویری از پویایی بازار ارائه می‌دهد؛ اما این تصویر زمانی معنای اقتصادی پیدا می‌کند که بازدیدکننده به خریدار تبدیل شود. اگر مردم به مراکز خرید مراجعه کنند، اما به دلیل محدودیت بودجه از خرید صرف‌نظر کنند، افزایش رفت‌وآمد لزوماً به معنای افزایش فروش نیست.رفتار مصرف‌کنندگان در چنین شرایطی تغییر می‌کند. برخی برای اطلاع از قیمت‌ها به بازار سر می‌زنند، اما خرید را به زمان دیگری موکول می‌کنند. عده‌ای چند فروشگاه را برای مقایسه قیمت‌ها بررسی می‌کنند و در نهایت به این نتیجه می‌رسند که هزینه کالا با درآمدشان تناسب ندارد. گروهی دیگر نیز تنها کالاهایی را می‌خرند که خرید آن‌ها اجتناب‌ناپذیر است و سایر نیازها را به آینده موکول می‌کنند. به این ترتیب، خرید از یک فعالیت عادی روزمره به تصمیمی حساب‌شده تبدیل می‌شود که باید با هزینه مسکن، خوراک، درمان، آموزش و سایر تعهدات خانوار رقابت کند.این تغییر رفتار در بازار کالاهای بادوام و اقلام غیرضروری می‌تواند آشکارتر باشد. خرید پوشاک جدید، لوازم تزئینی، محصولات گران‌قیمت، تجهیزات دیجیتال یا کالاهایی که امکان استفاده از نمونه قبلی آن‌ها وجود دارد، به‌راحتی به تعویق می‌افتد. حتی اگر مصرف‌کننده همچنان به خرید علاقه داشته باشد، ممکن است توان مالی لازم را در اختیار نداشته باشد. در چنین وضعیتی، علاقه به کالا از بین نرفته است؛ آنچه کاهش یافته، قدرت تبدیل علاقه به خرید واقعی است.برای فروشندگان، این وضعیت دشوارتر از زمانی است که مشتریان به‌طور کامل از مراجعه به بازار منصرف می‌شوند. وقتی فروشگاه خالی باشد، علت افت فروش تا حدودی آشکار است؛ اما زمانی که مشتری وارد مغازه می‌شود، اجناس را بررسی می‌کند و بدون خرید خارج می‌شود، فروشنده با تقاضایی مواجه است که وجود دارد، اما به معامله منجر نمی‌شود. او باید برای جذب مشتری هزینه کند، ویترین را به‌روز نگه دارد، اجاره و دستمزد بپردازد و موجودی کالا را تأمین کند، درحالی‌که نتیجه این تلاش‌ها الزاماً افزایش درآمد نیست.از سوی دیگر، نمی‌توان تمام افرادی را که بدون خرید از مراکز تجاری خارج می‌شوند، فاقد قدرت خرید دانست. بخشی از بازدیدکنندگان از ابتدا با هدف تفریح، ملاقات دوستان یا گذراندن وقت مراجعه می‌کنند. برخی نیز صرفاً در حال بررسی بازار هستند و خرید خود را در زمان دیگری انجام می‌دهند. مسئله زمانی جدی می‌شود که فروشندگان به‌طور مستمر از کاهش تعداد معاملات، افت ارزش خرید مشتریان و دشواری تأمین هزینه‌های جاری خبر دهند. در این صورت، رفت‌وآمد ظاهری نمی‌تواند ضعف تقاضای مؤثر را پنهان کند.تورم و عقب‌نشینی قدرت خرید؛ وقتی دخل با خرج نمی‌خواندمهم‌ترین عامل اقتصادی که می‌تواند رفتار خریداران را تغییر دهد، فاصله میان رشد هزینه‌های زندگی و توان مالی خانوارهاست. هنگامی که بخش بزرگی از درآمد صرف نیازهای ضروری می‌شود، سهم کمتری برای خرید کالاهای دیگر باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، حتی خانوارهایی که همچنان درآمد دارند، ممکن است در پایان ماه منابع کافی برای خریدهای معمول گذشته در اختیار نداشته باشند.تورم تنها باعث افزایش قیمت‌ها نمی‌شود؛ بلکه برنامه‌ریزی مالی خانوار را نیز دشوار می‌کند. مصرف‌کننده‌ای که با افزایش مداوم هزینه‌ها روبه‌روست، ممکن است در خریدهای خود محتاط‌تر شود و بخشی از درآمدش را برای هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده کنار بگذارد. این احتیاط در کوتاه‌مدت رفتاری منطقی برای مدیریت مخارج است، اما در مقیاس گسترده می‌تواند تقاضا در بازار خرده‌فروشی را کاهش دهد.در چنین شرایطی، افزایش قیمت کالاها لزوماً به معنای افزایش درآمد فروشندگان نیست. ممکن است قیمت یک محصول بالا برود، اما تعداد فروش آن کاهش یابد. فروشگاهی که پیش‌تر تعداد بیشتری کالا با حاشیه سود مشخص می‌فروخت، اکنون ممکن است برای جبران هزینه‌های بالاتر، قیمت‌ها را افزایش دهد؛ اما این افزایش می‌تواند بخشی از مشتریان را از خرید منصرف کند. در نتیجه، فروشنده میان دو فشار گرفتار می‌شود: از یک طرف، هزینه اجاره، حقوق، حمل‌ونقل و تأمین موجودی افزایش می‌یابد و از طرف دیگر، مشتریان توان یا تمایل کمتری برای خرید دارند.این وضعیت به‌ویژه برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط خطرناک است. فروشگاه‌های مستقل معمولاً در مقایسه با زنجیره‌های بزرگ، منابع مالی محدودتری برای تحمل دوره‌های طولانی رکود دارند. اگر گردش موجودی کاهش پیدا کند، سرمایه فروشنده برای مدت بیشتری در کالا باقی می‌ماند و تأمین سفارش‌های جدید دشوارتر می‌شود. هم‌زمان، هزینه‌های ثابت همچنان باید پرداخت شوند. ادامه این شرایط می‌تواند صاحبان کسب‌وکار را به کاهش نیروی انسانی، محدود کردن سفارش کالا، تغییر ترکیب محصولات یا حتی تعطیلی فروشگاه وادار کند.از سوی دیگر، کاهش خرید مردم فقط به کالاهای لوکس محدود نمی‌ماند. در شرایط فشار اقتصادی، مصرف‌کنندگان ممکن است خرید پوشاک را به تعویق بیندازند، به‌جای کالای نو سراغ تعمیر محصولات قدیمی بروند، برندهای ارزان‌تر را انتخاب کنند یا خریدهای خود را به مناسبت‌های تخفیفی موکول سازند. این تغییر الگوی مصرف به آن معناست که فروشگاه‌ها باید خود را با مشتریانی تطبیق دهند که بیش از گذشته به قیمت حساس هستند و برای هر خرید، گزینه‌های مختلف را مقایسه می‌کنند.در این میان، نباید از نقش انتظارات اقتصادی غافل شد. هنگامی که خانوارها نسبت به آینده درآمد خود اطمینان ندارند، ممکن است حتی در صورت برخورداری از مقداری پس‌انداز، خریدهای غیرضروری را محدود کنند. نگرانی از هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده، آینده شغلی و افزایش احتمالی قیمت‌ها می‌تواند به احتیاط بیشتر در مصرف منجر شود. بنابراین، احیای بازار خرده‌فروشی تنها به تخفیف فروشگاه‌ها وابسته نیست؛ بلکه به بهبود قدرت خرید و افزایش اطمینان خانوارها نسبت به آینده نیز نیاز دارد.رکود پشت چراغ‌های روشن؛ آینده مراکز خرید چه می‌شود؟مراکز خرید تنها محل فروش کالا نیستند؛ این مجموعه‌ها بخشی از اقتصاد خدماتی شهرها را تشکیل می‌دهند و فعالیت آن‌ها به شبکه‌ای از مشاغل وابسته است. از شرکت‌های تأمین کالا و حمل‌ونقل گرفته تا کارکنان فروشگاه‌ها، نیروهای خدماتی، نگهبانان، شرکت‌های نظافتی، رستوران‌ها و کافه‌ها، همگی از گردش اقتصادی این مراکز تأثیر می‌پذیرند. کاهش فروش در فروشگاه‌ها می‌تواند به‌تدریج درآمد سایر بخش‌های مجموعه را نیز تحت فشار قرار دهد.اگر فروشندگان با کاهش درآمد مواجه شوند، ممکن است برای کنترل هزینه‌ها از تعداد کارکنان بکاهند، ساعات فعالیت را محدود کنند یا قراردادهای اجاره را تمدید نکنند. در صورت افزایش تعداد واحدهای خالی، جذابیت برخی مراکز خرید نیز کاهش می‌یابد و بخشی از بازدیدکنندگان ممکن است مقصد دیگری را انتخاب کنند. به این ترتیب، رکود می‌تواند به چرخه‌ای تبدیل شود که در آن افت فروش، خروج برخی کسب‌وکارها، کاهش تنوع فروشگاه‌ها و افت جذابیت مرکز تجاری، یکدیگر را تقویت می‌کنند.البته وضعیت همه مراکز خرید یکسان نیست. مجتمع‌هایی که موقعیت جغرافیایی مناسب، دسترسی آسان، ترکیب متنوع فروشگاه‌ها، خدمات تفریحی و قیمت‌های متناسب با قدرت خرید مشتریان دارند، ممکن است عملکرد متفاوتی نسبت به مراکز وابسته به کالاهای گران‌قیمت یا گروه‌های محدود مصرف‌کننده تجربه کنند. همچنین فروش آنلاین، تغییر عادت‌های خرید و رقابت پلتفرم‌های اینترنتی می‌تواند بخشی از تقاضا را از فروشگاه‌های فیزیکی دور کند. بنابراین، برای تشخیص دقیق علت رکود هر مرکز خرید باید علاوه بر وضعیت عمومی اقتصاد، داده‌های فروش، میزان مراجعه، نرخ تبدیل بازدیدکننده به خریدار، هزینه اجاره و سهم خرید اینترنتی نیز بررسی شود.در چنین فضایی، کاهش اجاره‌بهای واحدهای تجاری، طراحی قراردادهای منعطف‌تر، برگزاری رویدادهای هدفمند، ارائه تخفیف‌های واقعی و تقویت خدماتی که تجربه حضور در مرکز خرید را ارزشمند می‌کنند، می‌تواند به حفظ مشتریان کمک کند. بااین‌حال، این راهکارها زمانی اثربخش خواهند بود که متناسب با شرایط واقعی بازار اجرا شوند. تخفیف‌های نمایشی یا افزایش هزینه

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.