خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

دیدارهای فشرده عراقچی با اروپایی‌ها و گروسی

آغاز ماراتن دیپلماسی در نیویورک

بازدید ۱٬۰۶۸نویسنده: رضا هاشمی
آغاز ماراتن دیپلماسی در نیویورک

دیدارهای فشرده عراقچی با تروئیکای اروپایی و رافائل گروسی، امیدها و نگرانی‌های تازه‌ای را درباره آینده پرونده هسته‌ای ایران زنده کرده است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز ظهر سه‌شنبه، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، تهران را به مقصد نیویورک ترک کرد تا در هشتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کند؛ سفری که به‌هیچ‌وجه یک حضور تشریفاتی ساده نیست. فضای سیاسی این سفر از همان ابتدا با هشدارهای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، درباره خطر بازگشت تحریم‌های شورای امنیت و فعال‌شدن مکانیسم ماشه سنگین‌تر شد. گروسی هرچند تأکید کرده است همکاری‌های فنی میان ایران و آژانس باید ادامه یابد و نباید قربانی کشمکش‌های سیاسی شود، اما هم‌زمان هشدار داده که بازگشت تحریم‌ها بی‌تردید بر فضای این همکاری‌ها سایه می‌اندازد.

این هم‌زمانی، موقعیت سفر نیویورک را حساس‌تر از همیشه کرده است. رئیس‌جمهور و تیم دیپلماتیک ایران می‌دانند که در روزهای آینده، هر حرکت و هر دیدارشان در ساختمان شیشه‌ای سازمان ملل می‌تواند سرنوشت پرونده هسته‌ای و حتی آینده اقتصادی کشور را تحت‌تأثیر قرار دهد. آنچه در ظاهر یک سفر سالانه به مجمع عمومی است، در واقع به ماراتن دیپلماتیکی تبدیل شده که هدف آن مهندسی بحران و جلوگیری از ورود پرونده هسته‌ای ایران به مرحله‌ای غیرقابل بازگشت است.

گفت‌وگوهای حساس با تروئیکای اروپایی و آژانس

در نخستین ساعات حضور هیأت ایرانی در نیویورک، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، وارد دور تازه‌ای از رایزنی‌های فشرده شد. دیدار او با وزرای خارجه فرانسه، بریتانیا و آلمان به‌همراه مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، صحنه اصلی این تلاش‌ها بود؛ جایی که موضوع بازگشت تحریم‌ها و فعال‌شدن مکانیسم ماشه در صدر دستور کار قرار داشت. اروپایی‌ها با دست پر آمده بودند و سه مطالبه روشن را مطرح کردند: ارائه دسترسی‌های هدفمند به بازرسان آژانس، تحویل یک گزارش فنی ویژه درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده، و سیگنال مشخص برای گشایش کانال گفت‌وگو با آمریکا. در برابر، ایران با تأکید بر «عدم پذیرش زبان فشار» اعلام کرد آماده همکاری فنی است، اما اجازه نمی‌دهد موضوع هسته‌ای ابزار امتیازگیری سیاسی باشد.

دیدار عراقچی با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، بُعد دیگری به این معادله افزود. گروسی پس از این جلسه از «گفت‌وگوهای فشرده» خبر داد و بار دیگر بر ضرورت جداسازی همکاری‌های فنی از نزاع سیاسی تأکید کرد. او یادآور شد که بازرسی‌ها در ایران از سر گرفته شده، نمونه‌اش بازدید اخیر از نیروگاه بوشهر، اما مسأله مواد با غنای بالا همچنان حساس‌ترین بخش پرونده است. ایران در پاسخ تأکید کرده بخشی از ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی به دلایل امنیتی در تأسیسات آسیب‌دیده و زیر زمین مدفون است و دسترسی به آن برای هیچ طرفی امکان‌پذیر نیست.

همین نقطه، کانون اختلاف و در عین حال فرصت دیپلماسی است. اروپایی‌ها این مواد را خط قرمز خود برای تعلیق تحریم‌ها می‌دانند و ایران آن را تضمین امنیتی. گروسی اما می‌کوشد روایت دیگری بسازد: آژانس فقط یک نهاد فنی است و باید بر همان خط باقی بماند. چنین وضعیتی باعث شده مذاکرات نیویورک بیش از آنکه صرفاً تبادل مواضع باشد، به آزمونی برای یافتن فرمولی بدل شود که هم به تهران اطمینان امنیتی بدهد و هم به اروپا ابزاری برای اعلام «اقدام ملموس» ارائه کند.

خطوط قرمز داخلی و سقف دیپلماسی ایران

در حالی‌که تیم دیپلماتیک در نیویورک به‌دنبال خرید زمان و کاستن از فشارهاست، سقف تصمیم‌گیری در تهران محدودیت‌های جدی ایجاد کرده است. رهبر ایران پیش از آغاز نشست سازمان ملل به‌صراحت تأکید کرد که هیچ مذاکره مستقیمی با ایالات متحده انجام نخواهد شد. این موضع، به معنای بستن یکی از مسیرهای اصلی مورد انتظار اروپا و آمریکا بود؛ چراکه طرف غربی امیدوار بود از طریق یک کانال مستقیم، امتیازات سریع‌تری دریافت کند.

شورای عالی امنیت ملی نیز در بیانیه‌ای هشدار داد که اگر سه کشور اروپایی اقدام به فعال‌سازی مکانیسم ماشه کنند، همکاری‌های جاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌تواند در معرض تعلیق قرار گیرد. این تهدید نشان می‌دهد که تهران حاضر است برای جلوگیری از زیاده‌خواهی غرب، حتی ریسک محدود کردن همکاری‌های فنی را بپذیرد؛ اقدامی که می‌تواند به‌طور جدی روابط با آژانس را شکننده کند.

از سوی دیگر، سخنگوی دولت، فاطمه مهاجرانی، با اعلام اینکه بخش عمده‌ای از ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران در محل‌های زیرزمینی و غیرقابل دسترس نگهداری می‌شود، پیام امنیتی روشنی به خارج فرستاد: مواد حساس هسته‌ای ایران تحت هیچ شرایطی در معرض خطر دسترسی غیرمجاز قرار ندارد. او هم‌زمان توضیح داد که پیشنهاد ایران به اروپایی‌ها بر پایه منطق متوازن و واقع‌گرایانه طراحی شده و هدفش جلوگیری از فعال‌شدن ماشه است. حتی گزینه خروج از معاهده منع اشاعه هسته‌ای (NPT) هم به‌عنوان سناریوی نهایی بر روی میز شورای عالی امنیت ملی قرار دارد.

این مجموعه مواضع، در عمل دامنه ابتکار تیم مذاکره‌کننده در نیویورک را محدود می‌کند. دیپلمات‌های ایرانی باید بین دو سطح حرکت کنند: در نیویورک وعده‌ی همکاری فنی برای کاستن از فشار بدهند و در تهران پایبندی به خطوط قرمز سیاسی و امنیتی را تضمین کنند. این همان تناقضی است که باعث شده پرونده هسته‌ای ایران نه‌تنها در عرصه بین‌المللی بلکه در داخل نیز به میدان کشمکش میان ضرورت انعطاف و الزام به مقاومت تبدیل شود.

سناریوهای پیش‌رو؛ از نرمش کنترل‌شده تا بحران تمام‌عیار

ایران در نیویورک بر سر یک سه‌راهی حساس ایستاده است. نخستین مسیر، همان چیزی است که می‌توان آن را «نرمش کنترل‌شده» نامید. در این سناریو، تهران با ارائه یک اقدام فنی مشخص مثل دسترسی‌های هدفمند برای بازرسان آژانس یا ارائه گزارش ویژه درباره وضعیت ذخایر غنی‌شده به اروپا نشان می‌دهد که آماده گام‌های ملموس است. چنین اقدامی می‌تواند بهانه لازم را در اختیار سه کشور اروپایی قرار دهد تا مکانیسم ماشه را به تعویق بیندازند و برای چند ماه دیگر به دیپلماسی فرصت دهند. این راه‌حل کم‌هزینه‌ترین گزینه برای ایران است و همزمان از جهش ناگهانی فشار اقتصادی جلوگیری می‌کند.

مسیر دوم، «بن‌بست مدیریت‌شده» است. در این حالت، توافق سیاسی بر سر تعویق ماشه شکل نمی‌گیرد، اما تهران و آژانس تصمیم می‌گیرند کانال فنی را باز نگه دارند. بازرسی‌ها به شکل محدود ادامه می‌یابد و تماس‌های فنی برقرار می‌ماند، اما بازگشت شش قطعنامه تحریمی شورای امنیت به معنای ورود اقتصاد ایران به فاز فشارهای حقوقی، بیمه‌ای و مالی تازه خواهد بود. این سناریو نه به اندازه بحران ویرانگر است و نه به اندازه نرمش کنترل‌شده، مطمئن؛ بلکه یک وضعیت خاکستری و پرهزینه محسوب می‌شود.

اما مسیر سوم، همان سناریوی «بحران تمام‌عیار» است. اگر اروپایی‌ها بر اجرای کامل اسنپ‌بک پافشاری کنند و ایران هم در واکنش همکاری‌های خود با آژانس را تعلیق کند، پرونده از چارچوب فنی خارج و به عرصه تقابل تمام‌عیار کشیده می‌شود. بازگشت تحریم‌های شورای امنیت، محدودیت‌های شدیدتر در نقل‌وانتقال مالی، بیمه کشتیرانی و سرمایه‌گذاری را به همراه خواهد داشت و عملاً فضای اقتصادی کشور را وارد مرحله‌ای جدید از فشار خواهد کرد. در چنین شرایطی، هرگونه چشم‌انداز توافق هسته‌ای آینده هم تاریک‌تر می‌شود و بازیگران منطقه‌ای مانند اسرائیل نیز دست بازتری برای فشار بر ایران خواهند داشت.

این سه سناریو اکنون همچون سه کارت روی میز مذاکره در نیویورک قرار دارد. انتخاب نهایی به سرعت واکنش تهران، انعطاف اروپا و توان آژانس برای حفظ نقش میانجی بستگی دارد. ایران با هر حرکت خود یا ماشه را از چکانده شدن بازمی‌دارد، یا به سمت بازگشت به چرخه‌ای از بحران و تحریم‌های همه‌جانبه سوق داده می‌شود.

پیامدها برای اقتصاد و بازار ایران

بازارهای ایران این روزها با دقتی کم‌سابقه چشم به نیویورک دوخته‌اند. هر یک از سناریوهای مطرح‌شده نه‌تنها مسیر پرونده هسته‌ای را مشخص می‌کند، بلکه اثر فوری و ملموسی بر ارز، طلا، بورس و حتی سطح انتظارات تورمی خواهد داشت.

در سناریوی نرمش کنترل‌شده، که ایران با یک اقدام فنی سریع ماشه را قفل کند، بازارها پیام آرامش نسبی دریافت خواهند کرد. در این وضعیت، نوسانات دلار محدودتر می‌شود، معامله‌گران طلا و سکه از هراس جهش‌های ناگهانی فاصله می‌گیرند و بورس تهران نیز از رکود و خروج نقدینگی فاصله می‌گیرد. به‌ویژه اگر آژانس آغاز بازرسی‌های تازه یا انتشار یک گزارش مثبت را تأیید کند، اثر روانی آن می‌تواند به تعدیل نرخ‌ها در کوتاه‌مدت منجر شود.

در سناریوی بن‌بست مدیریت‌شده، تحریم‌ها بازمی‌گردند اما همکاری فنی به‌طور محدود ادامه می‌یابد. این حالت برای بازار به‌معنای ورود به فضای خاکستری است: افزایش فشار بر نقل‌وانتقال مالی و بیمه کشتیرانی، اما بدون شوک کامل به سطح همکاری‌های فنی. دلار و طلا احتمالاً روندی افزایشی اما کنترل‌پذیر خواهند داشت و بورس بیشتر با موجی از بی‌اعتمادی و خروج نقدینگی روبه‌رو می‌شود.

اما در سناریوی بحران تمام‌عیار، فعال‌شدن ماشه و تعلیق همکاری‌های ایران و آژانس سیگنالی است که بازارها به‌سرعت به آن واکنش نشان خواهند داد. افزایش جهشی نرخ ارز، صعود دوباره طلا و سکه به سطوح رکوردی، و ریزش شاخص بورس به‌دلیل فرار سرمایه‌گذاران محتمل‌ترین پیامدها خواهد بود. هم‌زمان، فشار بر تجارت خارجی و محدودیت در دسترسی به منابع ارزی می‌تواند انتظارات تورمی را در جامعه بالا ببرد.

بازار ایران در سال‌های اخیر بارها تجربه کرده است که خبرهای سیاسی و دیپلماتیک، حتی پیش از اجرا شدن رسمی تحریم‌ها یا توافق‌ها، می‌توانند جهت معاملات را تغییر دهند. بنابراین، نتیجه ماراتن نیویورک فقط در سطوح سیاسی یا حقوقی خلاصه نخواهد شد؛ بلکه از همان لحظه انتشار خبرها، در تابلوی صرافی‌ها، سکه‌فروشی‌ها و تالار بورس منعکس خواهد شد.

جمع‌بندی؛ نیویورک به‌عنوان میدان آزمون دیپلماسی

نیویورک این روزها برای ایران چیزی فراتر از یک سفر سالانه به سازمان ملل است. حضور رئیس‌جمهور در هشتادمین نشست مجمع عمومی، در واقع به میدان آزمون دیپلماسی بدل شده؛ جایی که تهران باید نشان دهد آیا قادر است بحران را مهندسی کند یا ناچار است تن به مرحله‌ای تازه از تقابل بدهد. هم‌زمانی هشدار گروسی درباره خطر بازگشت تحریم‌ها با آغاز رایزنی‌های فشرده عراقچی و دیدارهای دوجانبه با اروپایی‌ها و آژانس، تصویر روشنی از یک مسابقه با زمان ساخته است.

سه سناریوی پیش‌رو نرمش کنترل‌شده، بن‌بست مدیریت‌شده و بحران تمام‌عیار هرکدام پیامدهای مشخصی برای آینده سیاسی و اقتصادی ایران دارند. انتخاب مسیر، فقط به مذاکرات پشت درهای بسته وابسته نیست؛ بلکه به توان ایران در ارسال سیگنال‌های حساب‌شده، به انعطاف اروپا در برابر فشار داخلی و به ظرفیت آژانس برای حفظ نقش فنی خود نیز گره خورده است.

برای بازارهای ایران، نتیجه این ماراتن بلافاصله محسوس خواهد بود. هر تصمیمی در نیویورک می‌تواند به‌سرعت نرخ ارز و طلا را تکان دهد، بر بورس سایه بیفکند و حتی مسیر انتظارات تورمی را تغییر دهد. از همین روست که نیویورک دیگر فقط یک صحنه سیاسی جهانی نیست؛ به میدان اثرگذاری مستقیم بر معیشت و آینده اقتصادی مردم ایران تبدیل شده است.

در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا دیپلماسی ایرانی در نیویورک موفق خواهد شد ماشه را از چکانده شدن باز دارد و زمان بخرد، یا باید خود را برای بازگشت به دورانی تازه از تحریم‌ها و تنش‌های فراگیر آماده کند؟ پاسخ این پرسش در روزهای پیش‌رو، نه‌تنها مسیر پرونده هسته‌ای را روشن خواهد کرد، بلکه شاخصی از توانایی ایران در مدیریت بحران‌های پیچیده جهانی نیز به‌حساب می‌آید.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.