به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز سخنرانی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در مجمع عمومی سازمان ملل درست در مقطعی آغاز شد که سایه بازگشت تحریمهای سازمان ملل دوباره بر سر اقتصاد و سیاست ایران سنگینی میکند. از سال ۲۰۱۵ که توافق برجام منجر به تعلیق این تحریمها شد، ایران کوشیده بود با مذاکرات پر فراز و نشیب راهی برای کاهش فشارهای بینالمللی بیابد. اما حالا، در آستانه یکشنبهای که میتواند آغاز دوباره محدودیتها باشد، پزشکیان پشت تریبون رفت تا از موضع ایران دفاع کند.
اهمیت این سخنرانی صرفاً در محتوای کلمات نبود، بلکه در زمانبندی آن نهفته است: جهانیان در انتظار سرنوشت مذاکرات هستهای هستند و بازارهای داخلی ایران با هر خبر مثبت یا منفی از نیویورک وین یا بروکسل دچار نوسان میشوند. در چنین شرایطی، سخنان رئیسجمهور ایران نه فقط به گوش سیاستمداران، بلکه به دقت زیر ذرهبین سرمایهگذاران، معاملهگران و افکار عمومی داخلی قرار دارد.
دعوت به صلح با ارجاع به متون دینی
پزشکیان سخنرانی خود را نه با زبان سیاست، بلکه با زبان ادیان آغاز کرد. او از قرآن، انجیل و تورات یاد کرد و جهانیان را به «صلح و دوستی» فراخواند؛ انتخابی که بیش از آنکه جنبه نمادین داشته باشد، حامل پیام دیپلماتیکی حسابشده بود. در روزگاری که سیاست جهانی درگیر جنگهای غزه، لبنان، سوریه و یمن است، رئیسجمهور ایران کوشید خود را در قامت مدافع صلح معرفی کند، حتی اگر در عمل، ایران یکی از طرفهای متهم به دامن زدن به این درگیریها باشد.
این ارجاع به متون دینی را میتوان تلاشی برای شکستن تصویر منفی از ایران در مجامع غربی دانست؛ تصویری که طی سالهای گذشته با برچسب «حامی تروریسم» و «تهدید صلح جهانی» شکل گرفته است. پزشکیان با آوردن نام ادیان ابراهیمی، به نوعی گفتوگو با وجدان مشترک جهانی را هدف گرفت: صلح نه به عنوان یک شعار سیاسی، بلکه به عنوان میراث مشترک ادیان.
با این حال، همین بخش نخست سخنان او نیز حامل یک تضاد بود؛ پزشکیان از صلح گفت، اما بلافاصله تأکید کرد که در دو سال گذشته جهان شاهد نسلکشی در غزه و حملات پیدرپی به لبنان، سوریه و یمن بوده است. این تضاد، خط روایی اصلی سخنرانی او را شکل داد: دعوت به صلح در جهانی که از نظر ایران، تحت سلطه قدرتهای بزرگ، به میدان خشونت تبدیل شده است.
محکومیت اسرائیل و آمریکا؛ خیانت به دیپلماسی
پزشکیان در میانه سخنان خود به نقطهای حساس رسید: محکومیت مستقیم اسرائیل و آمریکا. او تأکید کرد که حمله این دو کشور درست زمانی رخ داد که ایران در مسیر مذاکرات دیپلماتیک قرار داشت؛ حملهای که به تعبیر او «خیانت به دیپلماسی» و «تجاوزی گستاخانه» بود. رئیسجمهور ایران با این جملات تلاش کرد مخاطبان سازمان ملل را متوجه تناقض رفتار غرب کند؛ از یک سو دعوت به مذاکره و از سوی دیگر، ضربه زدن به طرفی که پای میز گفتوگو نشسته است.
این بخش از سخنان پزشکیان، پیام دوگانهای را حمل میکرد: نخست، به افکار عمومی جهانی یادآوری میکرد که ایران خود را قربانی بیاعتمادی و سیاستهای تهاجمی میبیند؛ دوم، به داخل کشور نشان میداد که دولت در برابر کشته شدن فرماندهان، دانشمندان و شهروندان، تنها به محکومیت اکتفا نکرده و پرونده را به سطح بالای بینالمللی کشانده است.
از منظر دیپلماتیک، چنین عباراتی به معنای بستن درهای مذاکره نیست، بلکه نوعی چانهزنی در صحنه عمومی جهان است: ایران میخواهد مسئولیت شکست مذاکرات احتمالی را بر دوش واشنگتن و تلآویو بگذارد و خود را مدافع قواعد بازی معرفی کند. اما از نگاه اقتصادی، همین واژه «خیانت به دیپلماسی» میتواند اثر روانی شدیدی در بازارهای داخلی داشته باشد؛ بازاری که با کوچکترین نشانه از بنبست یا درگیری، به سمت دلار و طلا پناه میبرد.
بازگشت به گفتمان مقاومت؛ ستایش از مردم ایران
در ادامه سخنرانی، پزشکیان به یکی از ستونهای ثابت سیاست ایران تکیه کرد: گفتمان مقاومت. او با ستایش از مردم ایران گفت که با وجود «شدیدترین، طولانیترین و سنگینترین تحریمهای اقتصادی و جنگ روانی»، ملت ایران نهتنها دوام آوردهاند بلکه در بزنگاههای حساس، به محض احساس تهدید، یکپارچه پشت نیروهای مسلح خود ایستادهاند.
این روایت، بیش از آنکه صرفاً یک پیام سیاسی باشد، یک پیام اجتماعی-اقتصادی نیز دارد. در شرایطی که جامعه ایران با فشار معیشتی، تورم بالا و کاهش قدرت خرید مواجه است، رئیسجمهور تلاش میکند روایت صبر و ایستادگی را جایگزین روایت نارضایتی کند. او با یادآوری «خون شهدا» و «ایستادگی مردم» سعی کرد فضای داخلی را آماده کند برای روزهایی که ممکن است تحریمهای سازمان ملل دوباره بازگردد و فشار اقتصادی شدت بگیرد.
از دید افکار عمومی بینالمللی نیز، این بخش سخنان پزشکیان تلاش برای مشروعیتبخشی به سیاست ایران است: کشوری که با وجود فشار خارجی، از مسیر خود منحرف نشده و بر ارزشهایش پای فشرده است. اما از منظر واقعیتهای اقتصادی، چنین سخنانی بیشتر بُعد روانی دارند تا عملی؛ چرا که بازگشت تحریمها به معنای دشواریهای تازه برای تجارت خارجی، سرمایهگذاری و حتی واردات کالاهای اساسی خواهد بود.
دیدارهای حاشیهای؛ مذاکره با مکرون و پیامدها
سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل تنها بخش اصلی سفر او به نیویورک نبود؛ دیدارهای حاشیهای، بهویژه نشست با امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، نیز اهمیت زیادی داشت. در شرایطی که روابط ایران با آمریکا به بنبست رسیده و اروپاییها بارها ایران را به نقض تعهدات هستهای متهم کردهاند، فرانسه همچنان یکی از معدود کانالهای ارتباطی باقیمانده است.
این دیدار میتواند حامل دو پیام باشد: نخست، به طرفهای اروپایی که ایران هنوز در را به روی دیپلماسی نبسته و میخواهد صدای خود را مستقیم منتقل کند. دوم، به جامعه جهانی که ایران حاضر است حتی در اوج تنشها، گفتوگو را بهعنوان ابزاری مشروع حفظ کند.
از نگاه اقتصادی، هر گونه گفتوگوی جدی با فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی میتواند سیگنال کوتاهمدتی به بازارها بدهد. معاملهگران ارز و طلا بهخوبی میدانند که یک جمله مثبت از مذاکرات، میتواند به اندازه دهها بسته حمایتی داخلی بر انتظارات اثر بگذارد. اما در نقطه مقابل، اگر این دیدارها صرفاً جنبه تشریفاتی داشته باشد و نتیجه عملی به دنبال نیاورد، همان انتظارات میتواند به سرعت به ناامیدی بدل شود و بازار را وارد موج جدیدی از التهاب کند.
تحلیل پایانی؛ ایران میان انزوا و نمایش قدرت
سخنرانی مسعود پزشکیان در سازمان ملل را میتوان ترکیبی از پیامهای متضاد دانست: از یک سو دعوت به صلح با زبان ادیان، و از سوی دیگر حمله مستقیم به آمریکا و اسرائیل. این دوگانه نشان میدهد ایران میخواهد در سطح جهانی چهرهای دوگانه ارائه دهد؛ کشوری که خود را قربانی تجاوز معرفی میکند، اما همزمان در برابر فشارها کوتاه نمیآید و با «مقاومت» ایستادگی میکند.
از منظر اقتصادی، پیامد این وضعیت میتواند پیچیده باشد. هرچه تهران بیشتر بر گفتمان مقاومت و تقابل با غرب تأکید کند، احتمال بازگشت تحریمها و محدودتر شدن کانالهای مالی افزایش مییابد؛ امری که مستقیم بر نرخ ارز، بازار طلا و سرمایه تأثیر خواهد گذاشت. اما همزمان، همین روایت مقاومت شاید بتواند بخشی از افکار عمومی داخلی را به حمایت از دولت وادارد، ولو به قیمت سختتر شدن معیشت.
به این ترتیب، سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل نه صرفاً یک سخنرانی سیاسی، بلکه نمایشی از استراتژی دوگانه ایران بود: ایستادن بر مرز باریک میان انزوا و نمایش قدرت، با امید به آنکه جامعه جهانی مسئول بحرانها را نه ایران، بلکه رقبای منطقهای و قدرتهای غربی بداند.















نظرات کاربران