خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

از نظم صنعتی تا بن‌بست جهانی

بحران در قلب صنعت اروپا؛ آیا اقتصاد آلمان در حال فروپاشی است؟

بازدید ۱٬۱۶۶نویسنده: رضا هاشمی
بحران در قلب صنعت اروپا؛ آیا اقتصاد آلمان در حال فروپاشی است؟

چهار سال رکود، افت تولید به سطح ۲۰۰۵، و موج اخراج در بزرگ‌ترین صنایع اروپا؛ اقتصاد آلمان در لبه سقوط ایستاده است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز در قلب اروپا، جایی که زمانی موتور مهندسی و نظم اقتصادی جهان می‌چرخید، حالا صدای خاموش شدن ماشین‌ها به گوش می‌رسد. کارخانه‌های عظیم آلمان که دهه‌ها سمبل قدرت صنعتی قاره بودند، یکی پس از دیگری به زیان‌دهی افتاده‌اند و شهرهایی که روزگاری از مالیات این صنایع ثروتمند می‌شدند، امروز در ریاضت مالی فرو رفته‌اند.

نمونه‌اش شهر Ditzingen در جنوب‌غرب آلمان است؛ خانه‌ی شرکت بزرگ Trumpf، تولیدکننده مشهور لیزر و ابزارهای صنعتی که برای نخستین‌بار از زمان بحران مالی جهانی ضرر کرده است. کاهش ۱۶درصدی فروش این شرکت، تنها یک عدد حسابداری نیست، بلکه ضربه‌ای است به قلب آن چیزی که آلمانی‌ها به آن افتخار می‌کردند: «Mittelstand»، یعنی همان شرکت‌های متوسط خانوادگی که ستون فقرات اقتصاد کشورند.

در کمتر از دو سال، درآمد مالیاتی این شهر ۸۰ درصد سقوط کرده و بودجه‌اش تا سال‌ها در کسری فرو رفته است. پاتریک مایر، خزانه‌دار شهر، می‌گوید:

«می‌دانستم اوضاع سخت است، اما نه تا این حد. ما با یک بحران ساختاری روبه‌رو هستیم.»

این اعتراف تلخ، حالا به زبان اقتصاددانان سراسر آلمان جاری شده است. صنعتی که پس از جنگ جهانی دوم اقتصاد اروپا را ساخت، امروز در چهارمین سال رکود و بی‌تحرکی گرفتار شده است. تولید صنعتی آلمان به سطح سال ۲۰۰۵ بازگشته، صادرات فروکش کرده و نیروی کار ماهر به تدریج در حال خروج از صنایع سنتی است.

سؤال بزرگ این است:
اگر آلمان، کشوری که دهه‌ها به‌عنوان کارخانه صنعتی اروپا شناخته می‌شد در مسیر افول قرار گرفته، چه بر سر اقتصاد قاره خواهد آمد؟
آیا ممکن است اقتصاد آلمان، این قلب تپنده‌ی تولید در اروپا، واقعاً به سوی فروپاشی برود؟

بحران ساختاری در قلب صنعتی اروپا

اقتصاد آلمان دیگر فقط با رکود مواجه نیست؛ با تغییر دوران رو به‌ رو است. مدلی که بر سه ستون استوار بود. صنعت سنگین، صادرات جهانی و فناوری مهندسی، امروز یک به یک در حال لرزیدن است. تولید صنعتی به سطح بیست سال پیش بازگشته، سرمایه‌گذاری‌ها رو به کاهش است و هر ماه هزاران شغل در بخش‌های خودروسازی و ماشین‌سازی از بین می‌رود.

کارشناسان اقتصادی از «فروپاشی تدریجی مدل آلمانی» سخن می‌گویند؛ مدلی که بر پایه تولید باکیفیت و صادرات پرقدرت ساخته شده بود. اما حالا همان نقاط قوت، به ضعف تبدیل شده‌اند. وابستگی به انرژی ارزان روسیه، اتکای بیش از حد به صادرات در دورانی که جهانی‌سازی در حال عقب‌نشینی است، و بوروکراسی سنگین داخلی، همه مانند طنابی دور گردن صنعت آلمان عمل می‌کنند.

در قلب این بحران، صنعت خودرو قرار دارد؛ نماد غرور ملی آلمان. شرکت‌هایی مانند فولکس‌واگن، مرسدس و بی‌ام‌و که زمانی معیار مهندسی دقیق و قدرت صادراتی بودند، اکنون در رقابت با چین و آمریکا برای تولید خودروهای برقی، زمین را از دست داده‌اند. مهندسانی که قرن‌ها روی موتورهای درون‌سوز کار کرده‌اند، حالا باید از نو یاد بگیرند که موتورهای بی‌صدا و دیجیتال آینده را بسازند.

«بسیاری از مزیت‌های اقتصادی آلمان، امروز به نقطه‌ضعف تبدیل شده‌اند.»

این هشدار مارکوس برت، مدیر جهانی شرکت مشاوره رولند برگر است که می‌گوید:

«پایه صنعتی ما بسیار بزرگ و سخت برای کربن‌زدایی است، صادرات ما به جهانی وابسته است که دیگر جهانی نیست، و صنعت خودروی ما باید ۱۴۰ سال تجربه را کنار بگذارد.»

رکود کنونی فقط در ارقام خلاصه نمی‌شود؛ در ذهنیت آلمانی‌ها هم نفوذ کرده است. در کشوری که نظم، کار و تولید سه ارزش مقدس اقتصادی محسوب می‌شوند، حالا یک پرسش نگران‌کننده شنیده می‌شود:

اگر صنعت دیگر موتور پیشرفت نیست، آلمان بر چه چیزی می‌تواند تکیه کند؟

دو جبهه، یک سقوط؛ آلمان میان چکش واشنگتن و سندان پکن

اگر بحران داخلی آلمان مانند زخمی عمیق در بدن صنعت این کشور است، فشارهای خارجی حالا به خونریزی آن دامن زده‌اند. از یک‌سو، سیاست‌های تجاری دولت ترامپ عملاً صادرات آلمان به آمریکا را هدف گرفته است؛ از سوی دیگر، چین که سال‌ها بزرگ‌ترین مشتری صنایع آلمان بود، حالا به رقیب مستقیم آن تبدیل شده و در بسیاری زمینه‌ها، حتی از آن جلو زده است.

در ماه‌های اخیر، تعرفه‌های آمریکا بر صدها کالای صنعتی آلمان افزایش یافته؛ از قطعات فولادی و آلیاژی گرفته تا تجهیزات کشاورزی و ماشین‌آلات. فقط در ۹ ماه، صادرات آلمان به آمریکا ۷.۴ درصد سقوط کرده. شرکت‌های خانوادگی بزرگی مثل Krone Group مجبور شدند تولیدات خود برای بازار آمریکا را متوقف کنند. «یک دستگاه ۱۷۰ هزار دلاری حالا با تعرفه‌ها، ۲۵هزار دلار گران‌تر می‌شود، بدون هیچ ارزش افزوده‌ای برای مشتری»، رئیس شرکت می‌گوید.

اما ضربه واقعی از شرق آمده است؛ چینِ جدید، که دیگر کارخانه‌ای برای تولید ارزان نیست، بلکه کارخانه‌ای برای شکست دادن رقبای غربی است.
برای نخستین‌بار از سال ۲۰۰۸، آلمان در تراز تجاری کالاهای صنعتی با چین به کسری رسیده است. ماشین‌آلات چینی، ۳۰ درصد ارزان‌تر و تقریباً هم‌کیفیت با نمونه‌های آلمانی‌اند، و همین کافی بوده تا بازارهای سنتی آلمان در آسیا و آفریقا یکی‌یکی از دست بروند.

مدیران آلمانی می‌گویند «چینی‌ها حالا همان کاری را انجام می‌دهند که ما زمانی در آن بهترین بودیم»؛ نوآوری سریع، کیفیت بالا، و تولید با هزینه پایین.
یکی از مدیران صنعتی نقل کرده:

«وقتی ما هنوز در حال طراحی محصول هستیم، آن‌ها محصول جدید را ساخته‌اند و فروخته‌اند.»

نتیجه این فشار دوگانه، آشکار است: سفارش‌ها کاهش یافته، تولید کارخانه‌ها پایین آمده، و اخراج‌ها آغاز شده است. فقط شرکت Trumpf در چند ماه گذشته بیش از ۱۲۰۰ شغل را حذف کرده. در سراسر کشور، بیکاری صنعتی در بالاترین سطح چهارده سال اخیر قرار گرفته است.

در واقع، آلمان که روزی بر محور صادرات و همکاری جهانی می‌چرخید، حالا میان دو قدرت اقتصادی گرفتار شده که هر دو قواعد بازی را تغییر داده‌اند. یکی با تعرفه‌ها می‌زند، دیگری با سرعت و فناوری. و آلمان، در میانه‌ی این میدان، هنوز نمی‌داند با کدام منطق باید بجنگد.

آینده در مه؛ آیا آلمان می‌تواند دوباره برخیزد؟

در برلین، هنوز امیدهایی زنده است. دولت فدرال با کنار گذاشتن سیاست ریاضت مالی سنتی آلمان، در سال ۲۰۲۵ محدودیت بدهی عمومی را برداشت تا زمینه سرمایه‌گذاری یک تریلیون یورویی در زیرساخت، صنایع دفاعی و فناوری‌های نو فراهم شود. بر اساس برآوردها، این سرمایه‌گذاری می‌تواند از سال ۲۰۲۶ موتور رشد تازه‌ای برای اقتصاد ایجاد کند. اما بسیاری از اقتصاددانان هشدار می‌دهند: اگر این منابع عظیم صرف هزینه‌های جاری و رفاهی شود، نه نوآوری و نه رشد حاصل نخواهد شد.

در سطح صنعتی، برخی از شرکت‌ها در حال جست‌وجوی مسیرهای تازه‌اند. گروه‌هایی مانند Trumpf یا Schaeffler با ایجاد همکاری‌های مستقیم با چین، تلاش می‌کنند از رقبای شرقی بیاموزند. نه با تقابل، بلکه با تقلید هوشمندانه.
در عین حال، شماری از مدیران و مشاوران اقتصادی از ایده‌ای بحث‌برانگیز دفاع می‌کنند: «اروپا باید سیاست صنعتی خود را بازتعریف کند.»
آن‌ها معتقدند زمان آن رسیده که اروپا، درست مانند آمریکا و چین، در حمایت از صنایع خود عمل‌گراتر شود. «اروپا فرست» دیگر یک شعار نیست؛ ضرورتی استراتژیک است.

اما واقعیت میدانی سخت‌تر از شعارهاست. بوروکراسی سنگین، هزینه‌های بالای نیروی کار، قوانین محیط‌زیستی پیچیده و نبود اراده سیاسی هماهنگ، همه دست‌به‌دست هم داده‌اند تا هر اصلاحی به کندی پیش برود. شهرهایی مانند Ditzingen که نماد صنعت آلمان بودند، حالا از کسری بودجه و توقف پروژه‌ها رنج می‌برند.

با وجود این، اقتصاد آلمان هنوز به‌طور کامل از بین نرفته است. زیرساخت علمی قدرتمند، دانشگاه‌های صنعتی، و فرهنگ کار منظم می‌تواند پایه‌ای برای بازسازی باشد. اما این بازسازی تنها در صورتی ممکن است که آلمان بپذیرد دوران قدیم تمام شده دورانی که «صنعت سنتی و صادرات» به تنهایی موتور رشد بودند.

امروز سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا صنعت آلمان در خطر است؛ بلکه این است که آیا آلمان می‌تواند از خودِ صنعتی‌اش عبور کند و اقتصادی تازه بسازد؟

اگر نتواند، افولش فقط افول یک کشور نخواهد بود، بلکه پایان عصری از برتری صنعتی در اروپا خواهد بود.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.