به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، عصر جمعه ۱۴ آذر، وقتی شاخص کیفیت هوا برای چند ساعت از وضعیت خطرناک خارج شد، کارگروه هماهنگی اضطرار آلودگی هوای تهران خیلی زود اعلام کرد که از صبح شنبه ۱۵ آذر تمامی مدارس به جز مقطع ابتدایی و تمام ادارات به حالت حضوری برمیگردند و دورکاری لغو میشود. اما آنچه نفس تهرانیها را واقعاً بند آورد، اطلاعیه بعدی معاونت حملونقل و نقل شهرداری تهران بود: از صبح شنبه، طرح زوج و فرد از درب منزل برای همه خودروها، حتی خودروهایی که مجوز معتبر طرح ترافیک ماهانه یا سالانه دارند، اجرا خواهد شد. به عبارت روشنتر، اگر شما در بهار ۱۴۰۴ هزینه کامل طرح سالانه را پرداخته باشید و حتی اگر جانباز، خبرنگار یا راننده تاکسی اینترنتی باشید، در روز زوج با پلاک فرد و در روز فرد با پلاک زوج حق هیچگونه ترددی در کل پایتخت ندارید. تصمیمی بیسابقه که مستقیماً در تضاد با مصوبه شورایعالی هماهنگی ترافیک شهرهای کشور در سال ۱۴۰۴ قرار دارد؛ مصوبهای که صراحتاً گفته بود در شرایط آلودگی فقط فروش روزانه مجوز طرح ترافیک متوقف میشود و مجوزهای مدتدار همچنان معتبر خواهند ماند.
پنج زخم عمیق بر پیکره یک تصمیم شتابزده
کارشناسان و مدیران سابق حوزه حملونقل یکصدا میگویند این تصمیم دستکم از پنج منظر اساسی ایراد دارد. نخست آنکه هیچ مطالعه معتبر داخلی یا بینالمللی نشان نداده زوج و فرد از درب منزل حتی یک میکروگرم از غلظت ذرات معلق کم کند. گزارش مهرماه ۱۴۰۴ شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نشان میدهد در شرایط وارونگی دما سهم خودروهای سواری بنزینی کمتر از ۱۲ درصد است و منابع اصلی همچنان مازوتسوزی نیروگاهها، کامیونها و وانتهای دیزلی جنوب اتوبان آزادگان و میلیونها موتورسیکلت کاربراتوری هستند. مهرداد تقیزاده، معاون اسبق حملونقل و ترافیک شهرداری تهران تأکید میکند که «این تصمیم سطحینگرانه است و در نهایت هیچ تأثیری بر مهار آلودگی ندارد».
دومین ایراد، تضییع آشکار حقوق دهها هزار شهروندی است که ابتدای سال هزینه طرح ترافیک سالانه یا ماهانه را کامل پرداخت کردهاند. لغو یکطرفه این قراردادها بدون استرداد وجه یا انتقال اعتبار به روزهای دیگر، از نظر حقوقی مصداق غش در معامله و نقض قرارداد میان شهرداری و شهروند محسوب میشود.
سومین آسیب، تکرار تجربه تلخ سال ۱۳۸۴ است؛ همان سالی که اجرای طرح زوج و فرد باعث رشد ۷۰ درصدی تعداد موتورسیکلتهای تهران طی فقط دو سال شد. یک موتورسیکلت کاربراتوری معمولی تا پانزده برابر یک خودروی بنزینی یورو۵ آلاینده تولید میکند و حالا کارشناسان هشدار میدهند که موج جدید خرید موتورسیکلت در راه است.
چهارمین پیامد، ترویج بیقانونی است. وقتی شهروند میبیند قانون یکشبه زیر پا گذاشته شده، بسیاری به مخدوش کردن پلاک، استفاده از پلاک سوم یا تردد در ساعات خلوت روی میآورند؛ نتیجهاش نه کاهش خودرو، بلکه افزایش جریمههای میلیونی و بیاعتمادی بیشتر به نهادهای تصمیمگیر میشود.
و در نهایت، حملونقل عمومی تهران هیچ ظرفیتی برای پذیرش صدها هزار سفر جدید ندارد. مترو در ساعات پیک با ضریب اشغال ۱۳۰ تا ۱۴۰ درصد کار میکند و ناوگان اتوبوسرانی طی هشت سال گذشته حدود ۳۵ درصد کوچکتر شده است. در این شرایط، سوق دادن اجباری مردم به سمت مترو و اتوبوس یعنی فلج شدن کامل تردد شهری و تحمیل هزینههای سنگین تاکسی اینترنتی به قشر متوسط و پایین.
وجاهت قانونی این تصمیم دقیقاً کجاست؟
ماده ۱۱ مصوبه شورایعالی هماهنگی ترافیک به صراحت میگوید هرگونه تغییر در شرایط اجرا، تعداد، ساعت و محدوده طرح ترافیک باید به تصویب شورای ترافیک تهران یا شورایعالی هماهنگی ترافیک کشور برسد. کارگروه اضطرار فقط حق پیشنهاد دارد، نه حق تغییر یکجانبه قراردادهای مدتدار شهروندان. یکی از مدیران ارشد سابق شهری که نخواست نامش فاش شود، به «دنیای اقتصاد» گفت: حتی اگر این تصمیم درست هم بود، باید ابتدا در شورا تصویب و سپس با اطلاعرسانی گسترده اجرا میشد، نه اینکه مردم صبح از خواب بیدار شوند و ببینند ۹۰۰ هزار تومان جریمه شدهاند.
درمان علامتی برای یک بیماری ساختاری
تصمیم اخیر کارگروه اضطرار، نمونه بارز نگاه کوتاهمدت و علامتی به یک بحران کاملاً ساختاری است. تا زمانی که مازوت همچنان در نیروگاهها میسوزد، گازوئیل بیکیفیت در باک کامیونها ریخته میشود، میلیونها موتورسیکلت کاربراتوری در خیابانها گاز میدهند و ناوگان حملونقل عمومی هر سال کوچکتر میشود، محدود کردن خودروهای شخصیِ نسبتاً پاک نه تنها کمکی به هوای تهران نمیکند، بلکه با ایجاد موج عظیم نارضایتی، هزینه سیاسی و اجتماعی سنگینی به مدیریت شهری تحمیل خواهد کرد.
در کوتاهمدت باید منتظر انفجار تردد موتورسیکلت، جهش درآمد پلتفرمهای تاکسی اینترنتی، خرید خودروی دوم توسط خانوادههای مرفه و مخدوش کردن پلاک توسط دیگران باشیم. در میانمدت نیز اعتبار تمامی مصوبات مدیریت شهری بیش از پیش خدشهدار خواهد شد.
تنها راهحل واقعی همان است که بیست سال است تکرار میشود اما هنوز جدی گرفته نشده: توسعه سریع مترو و اتوبوس، از رده خارج کردن موتورسیکلتهای کاربراتوری، توقف مازوتسوزی و ارتقای استاندارد سوخت دیزل. تا آن روز، تهرانیها ظاهراً باید به محدودیتهایی عادت کنند که نه هوا را پاک میکند، نه حقشان را رعایت میکند و نه حتی ترافیک را کم میکند؛ فقط عصبانیت و سردرگمی را روزبهروز بیشتر میکند.















نظرات کاربران