به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، تهران این روزها شاهد بزرگترین عملیات آمادهسازی زمین در سه دهه اخیر است؛ پروژهای ۱۰۰ هکتاری در غرب بزرگراه چمران که چهره روددره شمال شهر را دگرگون کرده است. این طرح با هدف تعیینتکلیف یکی از قدیمیترین سکونتگاههای غیررسمی پایتخت کلید خورده؛ محدودهای با کمتر از هزار خانوار که سالها خارج از نظام رسمی شهر زیستهاند. با این حال، مجوز بارگذاری صادرشده ظرفیتی نزدیک به سه برابر جمعیت فعلی را پیشبینی میکند؛ موضوعی که از شکلگیری یک محله رسمی جدید در میان سعادتآباد و شهرکغرب حکایت دارد.
«شهرک جدید» در دل منطقه ۲؟
روددره چمران طی حدود چهار دهه گذشته، همزمان با توسعه بزرگراهها و شکلگیری محلههای شمالغرب تهران، بهتدریج به سکونتگاه غیررسمی بدل شد. اکنون براساس مصوبه کمیسیون ماده ۵ شهر تهران، این اراضی وارد فاز مشارکت ساختمانی میان شهرداری و شرکتهای طرف قرارداد شده است. در مرحله نخست، برای ساکنان فعلی واحدهای مسکونی معوض بهصورت کلید به کلید ساخته میشود و در مرحله بعد، ظرفیت سکونتی جدیدی تا دو برابر خانههای موجود ایجاد خواهد شد. به این ترتیب، علاوه بر رسمیتبخشی به مالکیتها، یک پهنه مسکونی تازه به بافت رسمی پایتخت افزوده میشود.
تعارض پهنه سبز و توسعه مسکونی
این محدوده در طرح تفصیلی تهران بهعنوان پهنه G و زیرپهنه G31 شناخته میشود؛ کاربریای با ماهیت حفاظت سبز و باز که هدف آن کاهش آلودگی هوا و توسعه فضاهای عمومی است. هرچند گفته میشود ۸۵ درصد مساحت پروژه به فضای باز عمومی اختصاص یافته، اما تجربههای گذشته نشان داده است که در فرآیند اجرا، کاربریهای پیشبینیشده میتوانند دستخوش تغییر شوند. اکنون این پرسش مطرح است که آیا آینده روددره چمران به تفرجگاهی شهری بدل خواهد شد یا مسیر تجاریسازی تدریجی را طی میکند؟
چالش سبک زندگی و ظرفیت ترافیکی
ساکنان سکونتگاههای غیررسمی معمولاً خانه و محل کار را در هم ادغام کردهاند. انتقال آنان به مجتمعهای ۴ تا ۵ طبقه و واحدهای میانگین ۱۰۰ متری، اگرچه کیفیت کالبدی مسکن را ارتقا میدهد، اما ممکن است با شیوه معیشت آنان سازگار نباشد. افزون بر این، سه برابر شدن ظرفیت سکونتی در منطقهای که هماکنون با تراکم ترافیکی روبهروست، ضرورت برنامهریزی دقیق برای توسعه حملونقل عمومی و مدیریت عبور و مرور را دوچندان میکند.
جمعبندی؛ آزمون توازن در شمال پایتخت
پروژه روددره چمران آزمونی برای مدیریت شهری تهران است؛ آزمونی که باید میان سه مطالبه متعارض توازن برقرار کند: ساماندهی اجتماعی شهروندان نامرئی، حفاظت از پهنه سبز و کنترل بارگذاری جمعیتی. اگر این توازن برقرار شود، پروژه میتواند الگویی برای مواجهه با سکونتگاههای غیررسمی در کلانشهرها باشد؛ اما در صورت غفلت از زیرساختها و پیامدهای اجتماعی، تهران با محلهای مواجه خواهد شد که بیش از آنکه مسئلهای را حل کند، چالشهای تازهای میآفریند.















نظرات کاربران