به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در میانه فوریه ۲۰۲۶، بازارهای انرژی در وضعیتی قرار گرفتهاند که میتوان آن را «تنشِ کنترلشده» نامید؛ فضایی که در آن هر تیتر سیاسی میتواند به جرقهای برای جهش قیمت تبدیل شود. نفت خام برنت، بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی بازار جهانی انرژی، اکنون حوالی ۷۱.۷۶ دلار به ازای هر بشکه معامله میشود؛ سطحی که نزدیک به سقف ششماهه آن است. این قیمت نشاندهنده رشدی حدود ۱۰ درصدی در یک ماه گذشته است، رشدی که بسیاری از پیشبینیهای ابتدای سال مبنی بر آرام بودن ۲۰۲۶ را به چالش کشیده است.
اما این صعود صرفاً یک حرکت عددی روی نمودار نیست؛ بلکه بازتابی از کشمکشهای ژئوپلیتیک، تقاضای نسبتاً پایدار جهانی و بازاری است که در عین حال با سایه مازاد عرضه نیز دستوپنجه نرم میکند. اگر بخواهیم تصویری استعاری از وضعیت کنونی ارائه دهیم، برنت مانند کشتیای است که در تقاطع بادهای متضاد حرکت میکند: از یک سو، تندبادهای تنش سیاسی قیمت را به جلو میرانند و از سوی دیگر، وزن بنیادین مازاد عرضه آن را به سمت تعادل یا حتی افت بازمیگرداند. در این تحلیل، ابتدا نیروهای بنیادین محرک بازار را بررسی میکنیم، سپس به سیگنالهای تکنیکال میپردازیم و در نهایت چشمانداز کوتاهمدت و میانمدت را ترسیم خواهیم کرد.
تحلیل بنیادی؛ کشمکش میان ریسک ژئوپلیتیک و وفور عرضه
محرک اصلی رشد اخیر قیمت برنت، تشدید تنش میان ایالات متحده و ایران بوده است. اولتیماتوم رئیسجمهور وقت آمریکا، Donald Trump، به ایران مبنی بر دستیابی به توافق هستهای ظرف ۱۰ تا ۱۵ روز، در غیر این صورت احتمال اقدام نظامی، ریسک ژئوپلیتیک قابلتوجهی را وارد بازار کرده است. افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه—بزرگترین سطح از سال ۲۰۰۳—نگرانیها درباره اختلال احتمالی در تنگه هرمز را تشدید کرده است؛ گذرگاهی حیاتی که حدود ۲۰ درصد جریان نفت جهان از آن عبور میکند.
ایران که روزانه بیش از ۳ میلیون بشکه نفت تولید میکند و بخش عمده آن را به چین صادر میکند، در صورت تشدید درگیری میتواند با تهدید این شاهراه انرژی واکنش نشان دهد. در سناریوی بدبینانه، چنین اختلالی میتواند قیمتها را به محدوده ۸۰ دلار یا حتی بالاتر سوق دهد. با این حال، تجربههای مشابه در سال گذشته نشان دادهاند که جهشهای اولیه ناشی از تنش سیاسی، در صورت بازگشت دیپلماسی، بهسرعت تعدیل میشوند. بنابراین، بازار میان احتمال بحران واقعی و سناریوی فروکشکردن تنش در نوسان است.
در سوی عرضه، تصویر پیچیدهتر است. تولید جهانی نفت در ژانویه با کاهش ۱.۲ میلیون بشکه در روز به ۱۰۶.۶ میلیون بشکه رسید؛ افتی که ناشی از طوفانهای زمستانی در آمریکای شمالی، مشکلات صادراتی قزاقستان و اختلالات ونزوئلا بود. با این حال، International Energy Agency (IEA) پیشبینی میکند عرضه در سال ۲۰۲۶ با افزایش ۲.۴ میلیون بشکه در روز به ۱۰۸.۶ میلیون بشکه برسد؛ افزایشی که میان کشورهای عضو و غیرعضو اوپکپلاس تقسیم خواهد شد، مشروط بر آنکه سهمیهها تا مارس پابرجا بمانند.
اوپکپلاس در ژانویه حدود ۴۳.۲۹ میلیون بشکه در روز تولید داشت و ظرفیت مازاد آن حدود ۴.۳۵ میلیون بشکه در روز برآورد میشود؛ ظرفیتی که بهعنوان ضربهگیر بازار عمل میکند، اما مصونیت کامل در برابر شوکهای ژئوپلیتیک ایجاد نمیکند. تحریمهای آمریکا علیه روسیه و ونزوئلا نیز جریان تجارت را تغییر داده و ناکارآمدیهایی در زنجیره تأمین ایجاد کرده است؛ بهطوریکه صادرات روسیه به هند کاهش یافته و چین حجم بیسابقهای از نفت روسیه را جذب کرده است.
در بخش تقاضا، تصویر نسبتاً باثباتتر است. IEA رشد تقاضای جهانی در ۲۰۲۶ را حدود ۸۵۰ هزار بشکه در روز پیشبینی میکند که عمدتاً از سوی اقتصادهای غیر OECD، بهویژه چین با رشد ۲۰۰ هزار بشکهای، تأمین میشود. برخلاف سال ۲۰۲۵ که بخش حملونقل موتور اصلی رشد بود، در سال جاری صنایع پتروشیمی بیش از نیمی از افزایش تقاضا را هدایت خواهند کرد. کاهش ۹ میلیون بشکهای ذخایر نفت خام آمریکا در هفته گذشته—بزرگترین افت از سپتامبر—نیز به تقویت احساسات صعودی کمک کرده است.
با این حال، ذخایر جهانی در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۷۷ میلیون بشکه افزایش یافت و تنها در ژانویه ۴۹ میلیون بشکه دیگر به آن افزوده شد. ذخایر کشورهای OECD برای نخستینبار از ۲۰۲۱ بالاتر از میانگین پنجساله قرار گرفته است؛ نشانهای که در صورت فروکش تنشها میتواند به فشار نزولی بر قیمتها منجر شود. در غیاب ریسک ایران، تحلیلگران از مازادی نزدیک به یک میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۶ سخن میگویند که میتواند سقفی برای رشد قیمتها ایجاد کند.
به بیان دیگر، بنیادهای بازار در وضعیت «تعادل پرنوسان» قرار دارند: ژئوپلیتیک بهعنوان شتابدهنده عمل میکند و مازاد عرضه نقش ترمز را ایفا میکند. در حال حاضر، بازار بیش از آنکه از مازاد عرضه بترسد، بر ریسکهای سیاسی معامله میشود.
تحلیل تکنیکال؛ مومنتوم صعودی در آستانه خستگی
از منظر تکنیکال، نفت برنت در قلمرو صعودی قرار گرفته، اما نشانههایی از فرسودگی کوتاهمدت نیز در نمودار دیده میشود؛ گویی دوندهای که با قدرت از خط شروع عبور کرده، اکنون به خط مقاومت نزدیک میشود. عبور قیمت از مقاومت کلیدی ۷۰ دلار—سطحی که از سپتامبر نقش نقطه چرخش را ایفا میکرد—یک سیگنال ساختاری مهم بود. علاوه بر آن، شکست سطح ۶۱.۸ درصد اصلاح فیبوناچیِ روند نزولی ژوئن، موج انگیزشی جدیدی را فعال کرد و قیمت را از محدوده حمایتی ۶۶.۷۵ دلار (تقویتشده توسط میانگین متحرک ۲۰روزه و سطح ۳۸.۲ درصد فیبوناچی) به سمت بالا هدایت کرد.
دادههای تکنیکال روزانه حاکی از برتری خریداران است. میانگینهای متحرک در اغلب تایمفریمها سیگنال خرید صادر کردهاند و ساختار کلی نمودار کوتاهمدت به نفع گاوهاست. با این حال، شاخص قدرت نسبی (RSI) در محدوده حوالی ۶۰ قرار دارد؛ سطحی که اگرچه هنوز اشباع خرید نیست، اما نسبت به روزهای قبل از حالت داغ خارج شده و احتمال اصلاح موقت را مطرح میکند. شاخص CCI نیز در محدوده مثبت قرار دارد و نشاندهنده برتری نسبی مومنتوم صعودی است، در حالی که ATR پایینتر بیانگر آن است که نوسانات هنوز به مرحله انفجاری نرسیدهاند.
یک نکته مهم، برخورد قیمت با میانگین متحرک ۱۰۰ هفتهای نزولی در حوالی ۷۱ دلار است. این سطح میتواند بهعنوان مقاومت پویا عمل کند. حضور صندوقهای پوشش ریسک در موقعیتهای خرید سنگین، زمینه را برای نوسانات موسوم به «پاکسازی فروشندگان استقراضی» فراهم میکند؛ جهشهایی سریع که میتوانند قیمت را بالاتر ببرند، اما در صورت پوشش ریسک تولیدکنندگان، مجدداً فشار فروش ایجاد کنند. اهداف کوتاهمدت در صورت تداوم حرکت صعودی در محدوده ۷۲ تا ۷۲.۷۵ دلار (سقف ژوئیه) قرار دارند و در صورت شکست قاطع، مسیر به سمت ۷۴.۷۶ دلار در افق دوازدهماهه هموار میشود. در مقابل، افت به زیر ۷۱.۵۰ دلار میتواند اصلاحی تا ۶۷ و حتی ۶۴.۵۰ دلار را فعال کند.
چشمانداز بازار؛ جرقههای کوتاهمدت، محدودیتهای بلندمدت
در بازه کوتاهمدت یک تا سهماهه، سوگیری بازار همچنان صعودی است. اگر تنشهای ایران به مرحلهای عملیاتی برسد یا تهدید اختلال در تنگه هرمز جدی شود، نفت برنت میتواند به محدوده ۷۵ تا ۸۰ دلار جهش کند. دادههای کلان آمریکا—از تولید ناخالص داخلی گرفته تا تورم PCE و شاخصهای مدیران خرید—نقش تعیینکنندهای در تقویت یا تضعیف این سناریو خواهند داشت. همچنین تصمیمات اوپکپلاس درباره سهمیه تولید، میتواند نوسانات هفتگی قابلتوجهی ایجاد کند.
در میانمدت و بلندمدت، اما سایه مازاد عرضه همچنان بالای سر بازار باقی میماند. پیشبینیها حاکی از آن است که میانگین قیمت در سهماهه نخست ممکن است حوالی ۶۳ دلار باشد و تا پایان فصل به محدوده ۶۸.۵۹ دلار برسد، پیش از آنکه در صورت تداوم تقاضا به میانگین سالانه حدود ۷۴.۷۶ دلار نزدیک شود. اگر تولیدکنندگان غیر اوپک به سقف تولید برسند و ظرفیت مازاد اوپک کاهش یابد، امکان شکلگیری «قیمتگذاری بر مبنای کمبود» وجود دارد، اما موانع تجاری، تحریمها و سیاستهای پولی همچنان متغیرهای غیرقابل پیشبینی باقی میمانند.
در نهایت، داستان نفت برنت در سال ۲۰۲۶ روایت تعادل شکنندهای است میان سیاست و اقتصاد. ژئوپلیتیک میتواند جرقه رالیهای سریع را بزند، اما بنیادهای عرضه و ذخایر بالا نجواکنان از احتیاط سخن میگویند. برای معاملهگران، این بازاری است که چابکی و مدیریت ریسک را پاداش میدهد؛ و برای اقتصاد جهانی، یادآور این حقیقت است که انرژی همچنان در قلب معادلات سیاسی و مالی جهان میتپد. اگر درام تنگه هرمز تشدید شود، مسیر سال میتواند بازتعریف شود—و اگر فروکش کند، نیروهای بنیادین بار دیگر سکان را به دست خواهند گرفت.















نظرات کاربران