به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز و به نقل از وبلاگ تحلیلی «موزینگز آن مارکتس» (Musings on Markets)، صندوق سرمایهگذاری موسوم به Situational Awareness (آگاهی موقعیتی) که با شرطبندی متمرکز بر پیروزی هوش مصنوعی راهاندازی شده بود، در جریان ژوئیه ۲۰۲۶ بیش از ۴۳ درصد از سرمایه اصلی خود را از دست داد. این افت شدید ظرف تنها ۴ هفته رخ داد و مدیران صندوق را ناچار به انحلال کامل آن کرد. صندوق سرمایهگذاری سیتادل بخش عمده داراییهای بورسی این صندوق را با قیمتهای پایین خریداری کرد.
چهرهای جوان پشت یک شرط بزرگ
لئوپولد آشنبرنر، بنیانگذار این صندوق، ۲۵ سال دارد و متولد ۲۰۰۱ در آلمان است. او در ۱۵ سالگی وارد دانشگاه کلمبیا شد و در سال ۲۰۲۱ در رشته اقتصاد فارغالتحصیل شد. آشنبرنر پس از دوره کوتاه پژوهش در دانشگاه آکسفورد و همکاری با صندوق افتیایکس متعلق به سم بنکمن-فراید، به تیم ایمنی هوش مصنوعی شرکت اوپنایآی پیوست، اما در سال ۲۰۲۴ به دلیل اتهام افشای اطلاعات داخلی از این شرکت اخراج شد؛ اتهامی که خود او رد میکند. او پس از اخراج، سندی ۱۶۷ صفحهای با عنوان «آگاهی موقعیتی: دهه پیش رو» منتشر کرد که مبنای راهبرد صندوق تازهتاسیس او شد.
این صندوق در جولای ۲۰۲۴ با سرمایه اولیه چند چهره شناختهشده فناوری تاسیس شد و به سرعت رشد کرد. راهبرد اصلی آن، خرید سهام شرکتهای فعال در زنجیره تراشه و زیرساخت هوش مصنوعی و همزمان، فروش استقراضی سهام شرکتهایی بود که انتظار میرفت هوش مصنوعی کسبوکارشان را دچار اختلال کند، بهویژه در حوزه نرمافزار. بازدهی اولیه، سرمایهگذاران بزرگتری از جمله شرکت جین استریت را جذب کرد و صندوق سهامی در آنتروپیک، شرکتی که هنوز خصوصی است، نیز خریداری کرد. بازدهی صندوق از ۷ آگوست ۲۰۲۵ (۱۶ مرداد ۱۴۰۴) تا ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۹ خرداد ۱۴۰۵) به ۳۶۷ درصد رسید و در اوج خود، تا ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶ (۲ تیر ۱۴۰۵)، به نزدیک ۴۵۰ درصد رشد رسید.
با این حال، به نوشته نویسنده این مطلب، سه نکته از همان ابتدا هشداردهنده بود. نخست، سابقه فعالیت صندوق کمتر از ۳ سال بود، دورهای که برای اثبات مهارت واقعی مدیر در برابر شانس، کافی بهشمار نمیرود. دوم، برای رسیدن به بازدهیهای اینچنین بالا، صندوق ناگزیر از استفاده گسترده از اهرم مالی بود؛ یعنی افزایش حجم معاملات از طریق استقراض یا قراردادهای اختیار معامله، روشی که سود و زیان را هر دو بزرگتر میکند. سوم، ساختار کارمزد صندوق بر مبنای «۲ و ۲۰» بود، به این معنا که مدیران سالانه ۲ درصد از کل دارایی تحت مدیریت و ۲۰ درصد از سود مازاد را بهعنوان کارمزد دریافت میکردند؛ ساختاری که مشوق ریسکپذیری بیشتر مدیران محسوب میشود.
۴ هفتهای که همهچیز را تغییر داد
از ۱۹ ژوئن (۲۹ خرداد ۱۴۰۵) تا ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ (۷ مرداد ۱۴۰۵)، آخرین روز معاملاتی صندوق پیش از انحلال، ارزش سبد سهام بورسی آن نزدیک به ۶۷ درصد کاهش یافت. سهم صندوق در آنتروپیک، به دلیل خصوصی بودن این شرکت، ارزش خود را تا حد زیادی حفظ کرد، اما همین موضوع کافی نبود و کل زیان اصل سرمایه صندوق به بیش از ۴۳ درصد رسید. صندوق در نهایت بخش بزرگی از داراییهای بورسی خود را به صندوق سرمایهگذاری سیتادل فروخت؛ معاملهای که با نگاهی به وضعیت فعلی بازار، به قیمتهایی پایینتر از ارزش واقعی انجام شده است.
نویسنده این مطلب مینویسد که رشد و افت سریع این صندوق، نمونهای از تقارن بازار است: همانقدر که بازار میتواند بازدهی بزرگ بدهد، به همان سرعت هم میتواند آن را پس بگیرد. به گفته او، راهبردهایی که برای کسب بازدهی غیرمعمول طراحی میشوند، بهطور طبیعی ریسک زیانهای غیرمعمول را نیز در خود دارند. ماجرای این صندوق اکنون به یکی از مثالهای پرتکرار درباره ریسک تمرکز افراطی سرمایهگذاری روی یک باور واحد درباره آینده هوش مصنوعی تبدیل شده است.















نظرات کاربران