به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، صنعت خودروی کشور روز سهشنبه، ۲۵ اوت (۳ شهریور)، در نقطهای حساس قرار دارد. هزینههای تولید در مسیر صعودی افتاده و در همان زمان قدرت خرید مصرفکنندگان رو به کاهش گذاشته است. نتیجه این دو روند همزمان، فاصله بیشتر میان قیمت تمامشده خودرو و بودجه واقعی خانوارهاست.
بخشی از این فشار به هزینههای بالادستی تولید برمیگردد. نرخ ارز، قیمت مواد اولیه، دستمزد نیروی کار و هزینه انرژی همگی در ماههای اخیر رشد کردهاند. خودروسازان برای تولید همان محصول قبلی باید مبلغ بیشتری بپردازند و این هزینه اضافه یا باید در قیمت نهایی خودرو دیده شود یا از سود شرکتها کم کند.
در طرف مقابل، درآمد خانوارها با همان سرعت افزایش هزینهها رشد نکرده است. تورم عمومی بخشی از قدرت خرید مردم را از بین برده و اقساط خرید خودرو برای بسیاری از خریداران سنگینتر از قبل شده است. نرخ سود بالای تسهیلات بانکی نیز خرید اعتباری خودرو را برای طبقه متوسط دشوارتر کرده است.
چرا قیمت و تقاضا در یک مسیر حرکت نمیکنند
این وضعیت یک پارادوکس اقتصادی ساده اما مهم میسازد. از یک سو خودروسازان به دلیل هزینه بالاتر تولید، تمایلی به کاهش قیمت ندارند. از سوی دیگر، خریداران به دلیل توان خرید محدود، آماده پرداخت قیمتهای فعلی نیستند. محتملترین سناریو، کاهش تعداد معاملات واقعی در بازار خودرو است، حتی اگر قیمتهای اسمی همچنان بالا بمانند.
این پارادوکس چه اثری روی بازار میگذارد
کاهش معاملات به معنای رکود نسبی برای فروشندگان و نمایندگیهاست. دادههای بازار نشان میدهد در چنین شرایطی، فاصله قیمت کارخانه و بازار آزاد معمولاً افزایش مییابد، چون عرضه محدود در برابر تقاضای کمرمق به ثبات قیمت کمکی نمیکند. برای خودروسازان، مدیریت هزینه تولید بدون افزایش بیشتر قیمت به یک چالش اصلی تبدیل شده است.
این تنش میان هزینه تولید و توان خرید موضوع تازهای در صنعت خودروی کشور نیست، اما در ماههای اخیر شدت بیشتری گرفته است. صنعت خودرو سالهاست با نوسان نرخ ارز و وابستگی به واردات قطعات دستوپنجه نرم میکند و همین وابستگی، اثر تغییرات نرخ ارز بر قیمت تمامشده را بیشتر از گذشته کرده است. مسیر آینده بازار به این بستگی دارد که کدامیک از این دو فشار، هزینه تولید یا توان خرید مصرفکننده، زودتر تعدیل شود.















نظرات کاربران