به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، دادههای بازار غیررسمی وام نشان میدهد متقاضی وام ۵۰۰ میلیون تومانی در عمل حدود ۲۷۰ میلیون تومان دریافت میکند. فاصله این دو عدد ۲۳۰ میلیون تومان است. این مبلغ، یعنی ۴۶ درصد اصل وام، پیش از رسیدن پول به دست متقاضی کنار میرود.
این شکاف اهمیت دارد، چون بازپرداخت همچنان بر پایه کل ۵۰۰ میلیون تومان و سود آن محاسبه میشود. به بیان سادهتر، وامگیرنده قسط پولی را میپردازد که نیمی از آن را هرگز در اختیار نداشته است. پدیدهای که در سالهای اخیر گسترش یافته، فاصله میان نیاز مالی خانوارها و توان بانکها برای پاسخ به این نیاز را نشان میدهد.
پول در مسیر وامفروشی چگونه کم میشود؟
بازار وامفروشی در اصل بازار خرید و فروش «امتیاز وام» است. امتیاز وام یعنی حق دریافت تسهیلات از بانک، که معمولاً با سپردهگذاری یا عضویت در طرحهای خاص به دست میآید. دارنده امتیاز آن را به فردی میفروشد که بهتنهایی نمیتواند از بانک وام بگیرد.
در این مسیر چند هزینه پشت سر هم به مبلغ وام اضافه میشود: قیمت خود امتیاز، کارمزد واسطه، هزینه تأمین ضامن و گاهی بخشی از وام که در حساب بانکی مسدود میماند. جمع این هزینهها همان ۲۳۰ میلیون تومانی است که از سهم متقاضی کم میشود.
خوب که چی؟ اگر هزینههای این مسیر در کنار سود بانکی دیده شود، هزینه واقعی پول برای وامگیرنده بسیار بالاتر از نرخ سود رسمی تسهیلات است. نرخ سود رسمی بانکی در محدودهای حدود ۲۳ درصد قرار دارد. اما کسی که از ابتدا ۴۶ درصد وام را از دست داده، در عمل پولی بسیار گرانتر از این نرخ قرض گرفته است.
چرا خانوارها سراغ این بازار میروند؟
در یک سوی این بازار، خانوارهایی هستند که برای هزینه درمان، ودیعه مسکن، خرید خودرو یا جبران کاهش قدرت خرید به پول نقد نیاز دارند. در سوی دیگر، بانکها قرار دارند که با محدودیت منابع و سقف رشد تسهیلات روبهرو هستند و شرطهای سختگیرانهای برای اعطای وام میگذارند. هرچه این فاصله بیشتر شود، تقاضا برای خرید امتیاز وام بالاتر میرود.
تورم بالا نیز به این بازار دامن میزند. وقتی ارزش پول بهسرعت کاهش مییابد، بخشی از متقاضیان دریافت پول نقد در زمان حال را حتی با هزینه سنگین ترجیح میدهند. برای آنها پرداخت اقساط ثابت در آینده، در مقایسه با قیمتهای در حال افزایش، قابل تحملتر به نظر میرسد.
پیشینه این بازار به سالهایی بازمیگردد که امتیاز وامهای قرضالحسنه و وام مسکن به کالایی قابل معامله تبدیل شد. دادههای فعلی نشان میدهد این بازار هنوز فعال است و تا زمانی که دسترسی خانوارها به اعتبار بانکی محدود بماند، محتملترین سناریو تداوم آن است. سنجش این هزینه پنهان در برابر نیاز واقعی، تصمیمی است که هر خانوار باید برای خود بگیرد.















نظرات کاربران