به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، بررسی آگهیهای فروش مسکن در پلتفرمهای اینترنتی نشان میدهد قیمت پیشنهادی فروشندگان در مهر ۱۴۰۵ حدود ۱۱۶ درصد بالاتر از مهر ۱۴۰۴ است. در همین حال، در تهران از هر ۲۰۰ فایلی که برای فروش عرضه میشود، تنها ۱ مورد به معامله میرسد. این دو عدد در کنار هم بازاری را نشان میدهد که در آن قیمتها بالا رفته، اما خریدار کم است.
این دادهها برای خانوادههایی اهمیت دارد که مسکن را راهی برای حفظ ارزش پسانداز میدانند. برای ملموسشدن عدد ۱۱۶ درصد، یک مثال ساده کافی است: واحدی که مهر سال گذشته با قیمت ۱۰ میلیارد تومان آگهی میشد، اکنون با رقمی نزدیک به ۲۱٫۶ میلیارد تومان عرضه میشود. پرسش اصلی این است که آیا این قیمتها در عمل هم به معامله تبدیل میشوند یا نه.
قیمت پیشنهادی، نه قیمت معامله
عدد ۱۱۶ درصد از آگهیها استخراج شده است. یعنی این رقم خواسته فروشنده را نشان میدهد، نه لزوماً مبلغی که در قرارداد نهایی ثبت میشود. در بازاری که خریدار کم است، معمولاً فاصله میان قیمت آگهی و قیمت معامله بیشتر میشود و بخشی از فروشها با تخفیف انجام میگیرد.
نسبت یک به ۲۰۰ معادل نیم درصد است. این عدد به مفهومی به نام «نقدشوندگی» مربوط است؛ یعنی سرعت و سهولت تبدیل یک دارایی به پول نقد. هرچه این نسبت پایینتر باشد، فروشندهای که به پول نیاز دارد احتمالاً زمان بیشتری منتظر میماند یا ناچار به کاهش قیمت میشود.
سرمایهگذاری در بازار کممعامله
در چنین شرایطی، کشمکش اصلی میان فروشندگانی است که قیمتها را با انتظار تورم آینده تعیین میکنند و خریدارانی که توان پرداخت این ارقام را ندارند. ترکیب رشد قیمت و کاهش شمار معاملات را تحلیلگران «رکود تورمی» در مسکن مینامند؛ وضعیتی که در آن قیمت اسمی بالا میرود، اما بازار بهکندی حرکت میکند. بازده واقعی سرمایهگذار در این حالت به قیمت فروش نهایی و مدت زمان انتظار برای فروش بستگی دارد، نه به رقم آگهی.
خرید خانه به قصد سرمایهگذاری در ایران سابقهای طولانی دارد و بسیاری آن را دارایی کمریسک میدانند. با این حال، دادههای تازه چند متغیر را پیش روی تصمیمگیرندگان قرار میدهد: افق زمانی نگهداری ملک، احتمال نیاز به پول نقد در میانه راه، و مقایسه بازده مسکن با سایر داراییها. وزن هر یک از این عوامل به شرایط مالی هر فرد بستگی دارد.















نظرات کاربران