به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، گزارش تازه سازمان ملل دو عدد را کنار هم گذاشته است. جهان حدود ۲۸۸ میلیون خانه کم دارد. در همین حال، تا ۳٫۴ میلیارد نفر به مسکنی که بتوان آن را «مناسب» نامید دسترسی ندارند. فاصله میان این دو عدد مهمترین پیام گزارش است.
این گزارش برای خانوارها اهمیت دارد، چون معیار سنجش بحران مسکن را تغییر میدهد. تا امروز تعداد واحدهای ساختهشده شاخص اصلی موفقیت سیاست مسکن بود. اکنون سازمان ملل میگوید مسئله اصلی دسترسی است. یعنی خانه باید به قیمتی در دسترس، در محلی مناسب و با امکانات پایه وجود داشته باشد. برای کسی که نگران ارزش پسانداز و توان خرید یا اجاره است، این تفاوت مستقیماً به زندگی روزمره مربوط میشود.
عدد بزرگ چه معنایی دارد؟
جمعیت جهان کمی بیش از ۸ میلیارد نفر است. بنابراین ۳٫۴ میلیارد نفر یعنی بیش از ۴۰ درصد ساکنان زمین. به بیان سادهتر، تقریباً از هر ۵ نفر، ۲ نفر در شرایطی زندگی میکنند که از نگاه سازمان ملل مسکن مناسب به شمار نمیآید.
در مقابل، کمبود ۲۸۸ میلیون واحدی بسیار کوچکتر است. اگر هر واحد را خانه یک خانوار چندنفره در نظر بگیریم، این کمبود فقط بخشی از آن ۳٫۴ میلیارد نفر را پوشش میدهد. دادهها نشان میدهد بخش بزرگی از مردم سقفی بالای سر دارند. مشکل آنها هزینه، کیفیت یا موقعیت همان سقف است.
از «چند خانه؟» تا «خانه برای چه کسی؟»
به گفته این گزارش، سیاستگذاری مسکن در ۴ دهه گذشته عمدتاً بر افزایش عرضه متمرکز بوده است. منطق این رویکرد ساده بود: عرضه بیشتر، فشار قیمت را کم میکند. اما شکاف میان دو عدد گزارش نشان میدهد این معادله همیشه برقرار نمیماند. خانهای که ساخته میشود اما با درآمد متقاضیان تناسب ندارد، از تعداد کمبود کم میکند، ولی به شمار افراد بیمسکن مناسب نمیکاهد.
این بحث در بازارهایی پررنگتر است که خانه هم سرپناه است و هم دارایی سرمایهای. در چنین بازارهایی بخشی از تقاضا برای حفظ ارزش پول وارد بازار مسکن میشود، نه برای سکونت. نتیجهاش این است که قیمتها از توان خرید مصرفکننده واقعی فاصله میگیرند. داوری درباره اینکه این الگو تا چه اندازه با شرایط بازار داخلی همخوانی دارد، به دادههای هر بازار بستگی دارد.















نظرات کاربران