به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، تعداد واحدهای مسکونی کشور از شمار خانوارها بیشتر است، اما میلیونها مستأجر همچنان با افزایش اجارهبها و دشواری تأمین مسکن روبهرو هستند. این تناقض نشان میدهد مسئله مسکن به تعداد خانهها محدود نمیشود.
یک تحلیلگر مسائل شهری معتقد است ریشههای این وضعیت فراتر از کمبود ساختوساز است. این ارزیابی برای خانوارهای مستأجر اهمیت مستقیم دارد. اگر مشکل فقط کمبود عرضه بود، ساخت خانههای بیشتر آن را حل میکرد. حالا باید به عوامل دیگری هم نگاه کرد.
عددی که با تجربه روزمره نمیخواند
وقتی شمار واحدهای مسکونی از تعداد خانوارها بیشتر باشد، روی کاغذ به ازای هر خانوار یک خانه وجود دارد. اما این رقم میانگینی در سطح کشور است. این میانگین نشان نمیدهد خانهها در دست چه کسانی است، در کدام شهر و محله قرار دارد و با چه قیمتی به بازار میرسد.
در بحثهای کارشناسی درباره مسکن، معمولاً سه پرسش مطرح میشود: چند واحد خالی مانده است، واحدها کجا ساخته شده است و اجاره آنها با درآمد خانوارها چه نسبتی دارد. گزارش منبع جزئیات این عوامل را اعلام نکرده است، بنابراین سهم هرکدام در وضعیت فعلی مشخص نیست.
پیامد برای خانوارهای مستأجر
مستأجر مالک خانه نیست و افزایش قیمت مسکن را در قالب اجارهبهای بالاتر میپردازد. هرچه سهم اجاره از درآمد ماهانه بیشتر شود، توان پسانداز خانوار کمتر میشود. این یعنی رسیدن به خانهدار شدن برای این گروه دشوارتر خواهد شد.
در پیشینه بازار مسکن، رابطه مالک و مستأجر همواره میان عرضه، تقاضا و توان پرداخت در نوسان بوده است. دادههای واحدهای خالی و نسبت اجاره به درآمد، دو شاخصی است که تصویر دقیقتری از این بازار به دست میدهد. نتیجهگیری درباره سهم هر عامل با خواننده است.















نظرات کاربران