به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، بازار مسکن ایران در وضعیتی قرار دارد که کارشناسان آن را «رکود تورمی» مینامند. رکود تورمی یعنی قیمتها بالا میرود، اما تعداد خرید و فروش کم میشود. در این وضعیت، فروشنده قیمت را پایین نمیآورد و خریدار هم پول کافی برای خرید ندارد.
اهمیت این وضعیت برای خانوارها روشن است. دادههای تازه نشان میدهد ۵۱ درصد ساکنان تهران زیر بار اجاره زندگی میکنند. به زبان ساده، از هر ۲ خانوار تهرانی، تقریباً ۱ خانوار صاحبخانه نیست. فاصله میان قیمت خانه و درآمد خانوار، راه خانهدار شدن را برای این گروه سختتر کرده است.
کشمکش خریدار و فروشنده
در یک سوی بازار، مالکان و سازندگان قرار دارند که هزینه ساخت و انتظار تورم را در قیمت لحاظ میکنند. در سوی دیگر، خریدارانی هستند که پسانداز و درآمدشان با این قیمتها همگام نیست. نتیجه این کشمکش، بازاری است که قیمت در آن بالا مانده، اما شمار معاملهها کاهش یافته است.
این شکاف، سازندگان را به بازنگری در شیوههای فروش واداشته است. وقتی خریدار نقدی کم باشد، فروشنده ناچار است راههای دیگری برای جذب مشتری پیدا کند. برای فعالان بازار، این تغییر رفتار نشانهای از کاهش تقاضای مؤثر است. تقاضای مؤثر یعنی خریدارانی که هم تمایل به خرید دارند و هم توان پرداخت.
مستأجران در مرکز توجه
افزایش سهم مستأجران، موضوع خانهدار شدن آنان را به یکی از محورهای بحث مدیریت شهری تبدیل کرده است. علیرضا زاکانی، شهردار تهران، طرحی را برای خانهدار شدن مستأجران مطرح کرده است. جزئیات اجرایی، منابع مالی و زمانبندی این طرح هنوز بهطور کامل اعلام نشده است.
برای مستأجران، اثر هر طرح حمایتی به دو پرسش بستگی دارد: چه تعداد خانوار را پوشش میدهد و با چه هزینهای. تا زمانی که این پرسشها پاسخ روشن نگیرند، ارزیابی اثر آن بر بازار اجاره و خرید دشوار است.
رکود تورمی در بازار مسکن پدیده تازهای نیست و در سالهای گذشته نیز بارها تکرار شده است. هر بار که رشد قیمت از رشد درآمد خانوار جلو افتاده، بخشی از تقاضای خرید به بازار اجاره رفته است. این بار نیز دادهها از همان الگو حکایت دارد و مسیر آینده بازار به تحولات تورم، درآمد خانوار و سیاستهای حمایتی وابسته خواهد بود.















نظرات کاربران