به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، دادههای تازه نشان میدهد تولید مسکن در کشور به کمترین سطح خود در حدود ۲۶ سال گذشته رسیده است. آخرین بار در سال ۱۳۷۸ رقمی در این حد ثبت شده بود. این خبر برای خانوارهایی اهمیت دارد که قصد خرید خانه یا تمدید قرارداد اجاره دارند.
اهمیت این داده در اثر تأخیری آن است. ساخت ۱ واحد مسکونی معمولاً ۲ تا ۳ سال طول میکشد. بنابراین کاهش ساختوساز امروز، کمبود عرضه خانه در سالهای آینده را رقم میزند. وقتی تعداد خانههای تازه کم شود و جمعیت متقاضی ثابت بماند یا افزایش یابد، فشار روی قیمتها بیشتر میشود.
چرا سازندهها عقب کشیدهاند؟
سازندهها در برابر دو فشار همزمان قرار دارند. از یک سو هزینه مصالح، زمین و دستمزد بهطور مستمر بالا رفته است. از سوی دیگر توان خرید خانوارها با رشد قیمت مسکن همپا نشده است. نتیجه این کشمکش آن است که بسیاری از سازندهها شروع پروژه تازه را به تعویق میاندازند.
عامل دیگر، دسترسی محدود به تسهیلات ساخت است. نرخ سود بالای وامها هزینه تأمین مالی پروژه را افزایش میدهد. به بیان ساده، سازندهای که با وام میسازد، باید سود بانکی را هم به قیمت تمامشده اضافه کند. این موضوع حاشیه سود پروژه را کم میکند و انگیزه ساخت را پایین میآورد.
اثر احتمالی بر خرید و اجاره
محتملترین سناریو از نگاه فعالان بازار، افزایش فشار در بخش اجاره است. خانوارهایی که توان خرید ندارند، در بازار اجاره میمانند. با کم شدن عرضه واحدهای نوساز، رقابت بر سر خانههای اجارهای موجود شدیدتر میشود. این روند معمولاً در فصل جابهجایی و در کلانشهرها نمود بیشتری پیدا میکند.
در بازار خرید، اثر کاهش عرضه با رکود معاملات همراه شده است. یعنی تعداد خرید و فروش پایین است، اما قیمتهای پیشنهادی لزوماً کاهش نمییابد. این وضعیت که کارشناسان آن را «رکود تورمی» مینامند، به معنای کندی بازار در کنار ماندگاری قیمتهای بالاست.
سال ۱۳۷۸ بهعنوان نقطه مقایسه، در دورهای قرار دارد که جمعیت کشور و تقاضای مسکن بسیار کمتر از امروز بود. رسیدن تولید به سطح آن سال، در حالی که شمار خانوارها طی این مدت بهطور چشمگیری افزایش یافته، شکاف میان عرضه و نیاز واقعی را پررنگتر نشان میدهد. مسیر بعدی بازار به سیاستهای تأمین مالی، هزینه ساخت و روند تورم عمومی بستگی خواهد داشت.















نظرات کاربران