به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، کافی است همین حالا در دیوار یا شیپور عبارت «همخانه» را جستوجو کنید: هزاران آگهی تازه فقط در روزهای اخیر، از سوئیت ۳۵ متری زیرهمکف خیابان گرگان که مستأجر فعلیاش سهم خودش را با دقیقاً ۷ میلیون رهن و ۲ میلیون اجاره ماهانه به نفر دوم واگذار میکند، تا واحد ۴۸ متری که کارمند جوانی برای تأمین رهن ۲۰ میلیون و اجاره ۵ میلیونیاش، بهناچار دنبال همخانه میگردد، و آپارتمانهای بزرگتر در سعادتآباد که چهار نفر غریبه هر کدام ۲۲ تا ۲۴ میلیون اجاره و ۳۰۰ میلیون رهن میپردازند تا سقفی بالای سرشان باشد.
این اعداد دیگر اغراق یا استثنا نیستند؛ واقعیتی روزمرهاند که کارمند بانک با حقوق ۴۵ میلیونی، معلم با درآمد ۶۰ میلیونی، و زوج مهندس با درآمد مشترک ۱۰۰ میلیونی را وادار کرده بیش از نیمی از درآمدشان را صرف اجاره کنند و باز هم به فکر تقسیم فضا بیفتند.
نایب رئیس اتحادیه مشاوران املاک تهران اعلام کرده میانگین اجاره پیشنهادی هر مترمربع فضای مسکونی در پایتخت ۴۵۰ هزار تومان است؛ یعنی یک خانواده چهارنفره برای آپارتمان متوسط ۸۵ متری باید ماهانه حدود ۱۹ تا ۲۰ میلیون تومان اجاره کنار متوسط ۶۰۰ میلیون تومان ودیعه بپردازد؛ رقمی که بیش از ۶۰ درصد درآمد متوسط خانوارهای تهرانی را میبلعد. این جهش بیسابقه، پدیده خانههای اشتراکی را از گزینه حاشیهای دانشجویان به ضرورت همگانی تبدیل کرده: پانسیونهایی که زمانی مقرونبهصرفه بودند حالا با رهن ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون و اجاره ۱۶ تا ۲۳ میلیون تومان عرضه میشوند، و در مناطق شمالی مثل حوالی پارک ملت، حتی یک اتاق یکنفره بدون ودیعه تا ۲۵ میلیون تومان در ماه اجاره میرود.
همین الان در نیاوران، اتاق ۱۲ متری بدون پنجره با ۲۵ میلیون اجاره ماهانه در کمتر از دو ساعت پر میشود؛ در جنوب شهر، پانسیونهای سابق پر از پرستاران شیفت شب است که روز در تخت ۹۰ سانتیمتری میخوابند. این فقط آمار نیست؛ این زندگی میلیونها تهرانی است که هر ماه با کابوس سررسید اجارهنامه بیدار میشوند و میدانند یک تأخیر کوچک، یعنی چمدان روی پیادهرو.
تهران در آستانه «مهاجرت اجباری طبقاتی»
آنچه امروز در بازار اجاره تهران شاهدش هستیم، دیگر نوسان فصلی نیست؛ فروپاشی کامل عرضه و تقاضا در کلانشهری است که حدود ۵۰۰ هزار واحد مسکونیاش خالی میمانند تا ارزششان حفظ شود، اما نزدیک ۲.۹ میلیون خانوار مستأجرش هر شب با وحشت افزایش ۴۰ تا ۵۰ درصدی اجاره مواجهاند. وقتی سقف قانونی ۲۵ درصدی افزایش اجاره فقط روی کاغذ میماند و مالک با یک پیام میگوید «یا ۴۵ درصد بیشتر بده یا خالی کن»، وقتی وام ودیعه مسکن تهران حداکثر ۲۷۵ میلیون تومان است و حتی رهن یک سوئیت ۴۰ متری در تهرانپارس را کامل پوشش نمیدهد، وقتی تورم مصالح به دلیل ناترازی انرژی بالای ۷۰ درصد مانده و هزینه ساخت هر متر به ۲۸ میلیون تومان رسیده، نتیجه همین است: خانههای اشتراکی تنها راه بقای طبقه متوسط.
این روند پایتخت را به سمت مهاجرت اجباری طبقاتی میبرد؛ جایی که پزشکان به رشت، برنامهنویسان به شمال، معلمان به کرج و پرند میروند و تهران را خالی از نیروی جوان و متخصص میکنند. اگر تا پایان سال مالیات واقعی بر خانههای خالی (نه جریمه ۵۰۰ هزار تومانی)، قراردادهای اجاره بلندمدت پنجساله با افزایش حداکثر ۱۵ درصد سالانه، و عرضه فوری ۵۰۰ هزار واحد استیجاری دولتی اجرا نشود، تا ۱۴۰۶ تهران دوپاره میشود: شمال برای ثروتمندان، جنوب برای مهاجران تازهوارد در کانکس و زیرزمین، و خلأ عظیم وسط که روزی خانه طبقه متوسط بود.
مستأجران تهرانی امروز مجبورند حریم خصوصیشان را با غریبهها تقسیم کنند. فردا شاید مجبور شوند شهرشان را ترک کنند. این فقط بحران مسکن نیست؛ این زنگ مرگ اقتصادی یک کلانشهر است. اگر سیاستگذار همین امروز عمل نکند، تهران ۱۴۰۶ فقط قبرستانی از رویاهای میلیونها جوانی خواهد بود که روزی برای زندگی بهتر به اینجا آمدند.















نظرات کاربران